نقشه راه استقلالِ استراماچونی

شانس موفقیت؟ شاید و اما!

ورزشی /
شناسه خبر: 513923

‌استقلال در یکی از بحرانی‌ترین شرایط مدیریتی به استراماچونی رسید؛ یک مربی «متمرکز و فنی». غیرممکنی که شد! جنگ مدیریتی و تقابل اعضای هیأت‌ مدیره، مدیرعامل و معاون‌های باشگاه با یکدیگر، استقلالِ شفر را از پا انداخت و تیمی که می‌رفت تا به کورس قهرمانی در لیگ هجدهم بپیوندد، ویران شد.

برای لیگ نوزدهم، تصمیم‌گیری غیرمتمرکز در باشگاه، کم‌کم هوادار را به گزینه ایرانی راضی کرد و استقلال مهیای امضای رسمی با فرهاد مجیدی شد. ادامه اختلاف‌های داخلی اما، این‌بار بر سر انتخاب مجیدی، یک‌بار دیگر پای گزینه خارجی را به رایزنی برای نیمکت استقلال باز کرد و این دقیقاً همان لحظه‌ای بود که بخت این تیم باز شد.

آندره‌آ استراماچونی، مربی ۴۳ ساله ایتالیایی، با سابقه سرمربیگری در تیم‌های اسپارتاپراگ، پاناتینایکوس، اودینزه و ۶۵ بار نشستن روی نیمکت اینترمیلان، با استقلال امضا کرد.
به سنت چند فصل اخیر، استقلال با بیشترین نرخ خروجی و ورودی بازیکن روبه‌رو شد و استراماچونی، از نقطه‌نظر فنی، عملاً یک تیم بدون حافظه را تحویل گرفت! کار استراما از یک منظر دیگر نیز سخت بود؛ او هیچ شناختی از فوتبال ایران و حتی منطقه نداشت و استقلال اولین تجربه آسیایی این مربی جوان شد.
برای شناخت دقیق‌تر استراماچونی و شرح شاخص تمرکز و فنی بودن این سرمربی، یک پرانتز باز می‌کنیم (اینترمیلانِ استراماچونی)؛ او ۶۵ مسابقه روی نیمکت اینتر نشست و ۶ فرمیشن مختلف را امتحان کرد؛ میانگین هر ۱۱ مسابقه یک چینش. وسواس تاکتیکی؟ شاید! اما چرا؟
آندره‌آ با چهار-سه-سه شروع کرد، نسبتاً موفق بود اما فکر می‌کرد سیستم دفاعی زیادی سخاوتمند است و با فضای باز به استقبال تیم مقابل می‌رود. به عنوان راه‌حل چهار-چهار-یک-یک را جایگزین کرد که بهترین یادگار این تغییر دربی شهر میلان و درهم کوبیدن روسونری با ۴ گل بود!
استراماچونی برپایه همین سیستم، دو مشتق دیگر هم گرفت تا چهار-دو-سه-یک و چهار-سه-دو-یک را هم امتحان کند. این اما پایان قصه نبود؛ بازگشت به چهار-سه-سه و در نهایت فلاش‌بک به نوستالژی اروپا دهه ۹۰ و سیستم سه-پنج-دو!
اینترِ استراماچونی به ظاهر در فاز حمله بدون ‌مشکل بود اما چالش‌های این مربی در عقب زمین، گذار از فاز حمله به دفاع و ضدِ‌پرس بود؛ در واقع مشکل تیم استراماچونی، فضای جلو مدافعین بود که حتی با دو هافبک دفاعی هم به اجرای مطلوب نرسید. برای خواسته‌ تاکتیکی آندره‌آ یک هافبک دفاعی کم بود و با دو هافبک دفاعی به بالانس نمی‌رسید. نتیجه؟ اهمیت جدی بازیکن پست ۶ در تیم استراماچونی؛ برای همین برای آندره‌آ تعهد به استراتژیِ بازیسازی از عقب مهم‌تر از ثبات سیستمی و اعداد است.
در واقع فرم و سیستم برای استراما ابزاری است برای پرداختن به فاصله بین خطوط، تنظیم عمق زمین و نقش هافبک(های) دفاعی که اگر منجر به تغییر سیستم و سیستم‌های متغیر شود، استراماچونی ابایی از اعمال تغییرهای مکرر ندارد.
این مشابه اتفاقی است که با درصد تغییر کمتر در استقلال استراماچونی نیز افتاد؛ با اجرای سیستم ۲-۵-۳ مدرنِ استراماچونی، استقلال برای طراحی حمله‌، بازیکن‌های بیشتری دارد و همین برتری، روی هر توپ انتخاب‌های متنوعی را پیش روی هافبک‌های این تیم می‌گذارد که تیم مقابل را برای پوشش و بازی‌خوانی به دردسر می‌اندازد.
زمانی هم که توپ از دست می‌رود، باز این برتری عددی است که به کمک استقلال می‌آید تا با ضدِپرس، همان بالای زمین دفاع کند. یعنی همان تمرکز دقیق روی فاصله بین خطوط، عمق زمین و جریان‌سازی هافبک‌های وسط زمین.
از زاویه‌‌ای دیگر، با اهمیت دادن استراما به نقشه راهی که به موفقیتش باور دارد، تیمش سیستم‌های متفاوتی را برای اجرای این برنامه پایه تجربه می‌کند که منجر به انعطاف‌پذیری بیشتر برای هر مسابقه می‌شود و برای هر حریفی یک برگ ناخوانده‌ رو می‌کند. شانس موفقیت؟ شاید و اما!
برای مربیانی از این گروه که اولویت را نه به ترکیبِ مهره‌های موجود، که به رساندن موجودی به ترکیب مطلوب می‌دهند، ریسک عدم موفقیت به اندازه سختی این کار بالا است. نیازمندی؟ زمان، اعتماد فنی، تمرکز، صبوری، حمایت و باز زمان، زمان، زمان. خاستگاه فوتبالی استراما، پتانسیل فنی، جوانی و انگیزه‌‌اش نسبت به مختصات محدود فوتبال باشگاهی ایران، ضریب اطمینان به او را در استقلال بالا می‌برد.‌/ایران جمعه

کلمات کلیدی

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.