چرا جهان شاهد اعتراض ها در برخی کشورهای عربی است؟

کلاف سردرگم اقتصاد و سیاست در جهان عرب

بین الملل /
شناسه خبر: 513153

در چند هفته اخیر اعتراض‎ها در کشورهای عربی عراق، لبنان و مصر در حالی تیتر اول رسانه‎های جهان را به خود اختصاص دادند که در شماری دیگر از کشورهای عربی خاورمیانه و شمال آفریقا همچون اردن و الجزایر نیز شاهد اعتراض‎هایی هستیم. هرچند که این اعتراض‎ها فقط مربوط به هفته‎های اخیر نیست و دامنه زمانی آن به نزدیک به یک سال پیش بر می‎گردد. اما چرا اعتراض و چرا در این کشورها؟

کشورهای عربی خاورمیانه و شمال آفریقا با اعتراض بیگانه نیستند. آنها هشت سال پیش طوفان به پاکردند. فتیله اعتراض‎های 2011 در این کشورها، با کبریت «محمد بوعزیزی» روشن شد؛ سبزی فروش لیسانس گرفته تونسی که خسته و آزرده از موقعیت شغلی خود و سنگ‌اندازی شهرداری در کسب و کار او، بدن خود را آغشته به بنزین کرد و کبریت را کشید تا آتش به جان نه فقط دیکتاتور تونس که به جان دیکتاتورهای مصر، یمن و لیبی بزند و لرزه بر جان بسیاری دیگر از دیکتاتورهای منطقه اندازد. اکنون هشت سال از آن زمان می‎گذرد، اما وضعیت نابسامان اقتصادی در این کشورها و سایر کشورهای عربی که سال 2011 کمتر شاهد اعتراض بودند، همچنان ادامه دارد. این وضعیت نابسامان هر روز بیش از روز قبل مردم این کشورها را سرخورده می‎کند.
گره کور اقتصاد
نگاهی به مردان و زنانی که این روزها کوچه و خیابان شماری از این کشورها را تسخیر کرده‎اند، نشان می‎دهد، اغلب آنان جوانانی زیر 30 سال هستند. جوانانی که از بیکاری سرخورده‎اند. گزارشی که دیروز در روزنامه انگلیسی «آبزرور» منتشر شده بود، از آمار 30 درصدی بیکاری جوانان کشورهای عربی به نقل از سازمان بین‌المللی کار خبر می‎داد. این گزارش تأکید می‎کند، آنچه باعث بروز موج جدید اعتراض‎ها در کشورهای عربی شده، همین مسأله و سرخوردگی جوانان از وضعیت اقتصادی‎شان و بی‌تدبیری دولت‎ها برای برآورده کردن این نیاز است. حتی در اردن که همواره به‌عنوان جزیره ثبات کشورهای عربی معروف بوده‎است نیز نابسامانی‎های اقتصادی در 5 سال گذشته باعث روی کار آمدن 7 دولت شده‎است. این کشور همچنین دو ماه پیش با اعتراض بی‎سابقه آموزگاران ناراضی از حقوق و مزایای خود مواجه بود. اعتصاب این آموزگاران، طولانی مدت‌ترین اعتصاب تاریخ این کشور شد. اردن از سطح تحصیلات بالایی برخوردار است و 65 درصد مردم این کشور دارای مدرک کارشناسی ارشد هستند. اما آمار بیکاری در آن به 40 درصد می‎رسد. البته اردن باتوجه به ناآرامی‎های اقتصادی در سایر کشورهای عربی، تلاش کرده با برخی اقدامات همانند، درنظر گرفتن تسهیلاتی برای کارفرماهایی که نیروی کار محلی بیشتری استخدام کنند و همچنین اقداماتی نظیر توسعه کشاورزی و صنعت در این کشور (بویژه با توجه به اینکه اردن نسبت به سایر کشورهای عربی بهره اندکی از منابع نفتی و گازی دارد) مشکلات خود را برطرف کند. اما تاکنون این اقدامات به‌دلیل ساعات کار طولانی کارگران و مزایای پایین شغلی بی‎ثمر بوده‎است.
تغییرات در قوانین
اما اقتصاد تنها درد این معترضان، بویژه معترضان لبنانی و در پاره‎ای موارد عراقی نیست. آنها همچنین خواهان ایجاد تغییر در قوانین کشور و کادر حکومتی هستند. همان چیزی که 2 آوریل (13 فروردین) عبدالعزیز بوتفلیقه، رئیس‎جمهوری 10 سال اخیر الجزایر را واداشت، استعفا کند. این مطالبه در اعتراض‎های اخیر بویژه در لبنان مشاهده شد. «سعد حریری»، نخست‌وزیر این کشور در پی ناآرامی‎ها در کشورش ابتدا از اصلاحیه‎ای در قوانین مالیاتی و اقتصادی کشور خبر داد. اصلاحیه‎ای که در نوع خود امتیازهای قابل توجهی به معترضان می‎داد، اما مردم حاضر به ترک خیابان نشدند. آنها حتی بعد از استعفای «حریری» هم آرام نگرفتند و اعلام کردند، هرچند مسائل اقتصادی برای آنها مهم است، اما از نظر آنان مسائل آنها با امتیازهای اقتصادی و جابه‌جایی افراد در سمت‎ها که حکم مسکن موقت را دارد، حل نمی‎شود. آنها اکنون خواهان تغییر در قانون اساسی و قانون انتخاباتی و روی کار آمدن دولتی شایسته هستند. نه دولتی که برآمده از قوانین انتخاباتی و سهم‎بندی‎های قومیتی و مذهبی باشد.
درد دموکراسی
اما ماجرای اعتراض‎ها در کشورهای عربی همان‎طور که فقط ریشه اقتصادی ندارد، به تغییرات در قوانین نیز ختم نمی‎شود. مردمی که سال 2011 به خیابان‎ها رفتند و مطالباتشان اقتصاد را نشانه می‎گرفت، در یکی دو سال اخیر می‎بینند، نه تنها مسائل اقتصادی آنان حل نشده که با نابسامانی‎های امنیتی ناشی از بحران‎های داخلی و تروریسم نیز دست و پنجه نرم می‎کنند. البته این وضعیت برای مصری‎ها کمی متفاوت است. آنها ریشه این ناامنی را نه تروریسم که خود دولت می‎بینند. قلع و قمع‎هایی که پس از روی کار آمدن «عبدالفتاح السیسی» در این کشور رخ داد و به زندان افتادن شمار زیادی از سران و حامیان اخوان المسلمین، مردم این کشور را طوری ناامید کرده که با فراخوان یک تاجر بلافاصله به خیابان‎ها آمدند.
با این حال «برزو درگاهی» در مقاله‎ای در روزنامه انگلیسی «ایندیپندنت»، معتقد است، مشکل این مردم فقط بازگشت دیکتاتوری نیست و دغدغه دموکراسی دارند. برخی از آنها از اینکه روند دولت انتقالی آنگونه که باید انجام نشد، ناراضی هستند. بویژه که می‎بینند در تونس، کشوری که اعتراض های 2011 از آنجا آغاز شد، این روند انتقال موفقیت‌آمیز انجام شده است. تونس امسال بعد از درگذشت رئیس‎جمهوری این کشور، انتخاباتی برگزار کرد که نتیجه آن برای هیچ‎کس مشخص نبود. برنده این انتخابات در نهایت حزبی نه چندان شناخته شده اعلام شد و احزاب بزرگ و معروف پشت سر آن قرار گرفتند. این نمونه به سایر کشورهای عربی نشان داد، تغییر دور از دسترس نیست. فقط اراده باید کرد.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.