ضیاء موحد و منطق تطبیقی

جدال ضیاء موحد با مهدی حائری و حمید وحید

اندیشه /
شناسه خبر: 512996

شاید نخستین برخورد ضیاء موحد با منطق تطبیقی در ایران با نوشته‌های مهدی حائری باشد که در سال 1360 در کتاب هرم هستی اشتباه خانمان‌سوزی را به منطق جدید نسبت داده بود.

*نزاع ضیاء موحد و مهدی حائری در مورد تحلیل گزارة جزئی

شاید نخستین برخورد ضیاء موحد با منطق تطبیقی در ایران با نوشته‌های مهدی حائری باشد که در سال 1360 در کتاب هرم هستی اشتباه خانمان‌سوزی را به منطق جدید نسبت داده بود. بر خلاف منطق جدید که گزاره‌های کلی و جزئی را به شرطی و عطفی برمی‌گرداند، حائری مدعی شده بود که گزاره‌های جزئی را نیز باید به شرطی برگرداند. از همین رو، از دیدگاه حائری، تحلیل گزاره‌های جزئی به عطفی در منطق جدید «اشتباه خانمان‌سوز» است:

«ما تا اینجا حرفشان را قبول داریم که قضایای حقیقیه را می‌توان به قالب قضایای شرطیه در آورده، و این سخن صحیح و تحسین‌برانگیز است. اما وقتی سراغ قضایای جزئیه می‌رویم، می‌بینیم هنگامی که آنها را در قالب ریاضی منطقی ریخته‌اند، دچار یک اشتباه عظیم و خانمانسوز منطقی شده‌اند، و آن اشتباه این است که قضایای جزئیه را اشتباها به قالب قضایای وجودیه در آورده‌اند. خیال کرده‌اند که موضوع قضایای جزئیه در خارج وجود دارد. ... همانگونه که در حقیقیه کلیه، شرط و تعلیق و نفس قضیه، وجودِ موضوعِ خود را تضمین نمی‌کند، در این جا هم نفس قضیه به هیچ وجه تضمین‌کنندة وجودِ موضوع نیست. ... در اینجا هم که کمیت قضیه جزئی است، می‌توانیم بگوییم: «برای بعضی x اگر آن x انسان باشد، آنگاه x حیوان خواهد بود.» ... در قضیه جزئیه هم، نسبت و ربط به همین صورت است و فقط سور قضیه فرق می‌کند.» (حائری یزدی 1360 چ2، ص 105، چ 3، ص 114).

دکتر اسدالله فلاحی

ضیاء موحد شش سال بعد در مقالة «مفهوم صورت در منطق جدید» چند پاسخ به حائری می‌دهدکه مبنای نزاع‌های گسترده‌ای در ادبیات منطق تطبیقی در ایران می‌شود (و ما در اینجا پس از بیان پاسخ‌های موحد به حائری، به دلیل کمبود جا، صرفا نزاع ضیاء موحد و حمید وحید را گزارش می‌کنیم(.

موحد در پاسخ حائری، چند ایراد به تحلیل شرطی از جزئیه‌ها وارد می‌سازد که مهمترین آنها به شرح زیر است:

لزوم صادق شدن جزئیه‌ها به دلیل موضوع‌ها نامرتبط

a.         بعضی وکیلان مجلس را ترک کردند

b.        اگر محمدحسین شهریار وکیل باشد مجلس را ترک کرده است

 

2  لزوم صادق شدن جمله‌های آشکارا کاذب

a.         بعضی شریکان خدا، نه سال تمام دارند

b.        بعضی دایره‌های مربع، پرچانه‌اند

c.         بعضی آدمیان صدسر، هزار پا دارند

 

لزوم بطلان قاعدة تناقض

a.         تمام کلاغ‌ها سیاهند = هر چیز اگر کلاغ باشد سیاه است

b.        بعضی کلاغ‌ها سیاه نیستند = بعضی چیزها اگر کلاغ باشند سیاه نیستند

 

4  لزوم بطلان انعکاس موجبة جزئیه به موجبة جزئیه

a.         تمام شاعران شیرازی هستند = بعضی چیزها اگر شاعر باشند شیرازی است

b.        بعضی شیرازی‌ها شاعر هستند = بعضی چیزها اگر شیرازی باشند شاعر هستند

 

5. لزوم انعکاس ترکیب شرطی در حالت کلی

 

*نزاع ضیاء موحد و حمید وحید در مورد تحلیل گزارة جزئی

شاید نخستین واکنش نوشتاری به نقد تند موحد بر حائری از سوی حمید وحید باشد که در مقالة زیر در دفاع از منطق قدیم برمی‌خیزد.

وحید با توسل به تمایز قضایای حقیقی و خارجی تلاش می‌کند منطقی مطابق با قواعد منطق قدیم به دست دهد که همان قواعد منطق جدید را دارد جز اینکه برای قضایای خارجیه وجود همة موضوع‌ها را به صورت اصل موضوع منطقی می‌افزاید:

«این حکم منطق‌دانان سنتی که «استنتاج موجب جزئی از کلی را تنها در قضایای خارجی که افراد موضوع وجود خارجی دارند مسلم می‌دانند» کاملا موجه بوده و هیچ ارتباطی هم با خلط مباحث معنایی با چیز دیگری ندارد. ... اگر ما ورود محمولات تهی مصداق را به زبانمان قدغن کنیم استنتاج‌های مذکور همواره معتبر خواهد بود و این دقیقا کاری است که منطق‌دانان سنتی کرده‌اند یعنی استنتاج موجب جزئی از کلی را تنها به قضایای خارجی که افراد موضوع وجود خارجی دارند محدود نموده‌اند. و این حرکت علی‌الاصول فاقد اشکال است. ... توسل به قضایای خارجی – به عنوان حرکتی منطقی – علی‌الاصول فاقد اشکال بوده تنها ایرادش این است که سمانتیک و در نتیجه منطق جدیدی را طلب می‌کند. (وحید 1367، ص 583-584 و 589)

موحد در پاسخ به این ایراد در یادداشتی که در پی مقالة وحید می‌آید این دفاع را سست‌ترین دفاع از منطق سنتی توصیف می‌کند و مدعی می‌شود که این دفاع در هیچ یک از کتاب‌های معتبر منطق قدیم نیامده است و جای طرح ایرادهای این دفاع در این یادداشت نیست. موحد می‌نویسد:

«به اعتقاد من سست‌ترین دفاعی که می‌توان از منطق سنتی در مورد قاعدة عکس مستوی کرد همان است که بگوییم این قاعده را برای قضیه‌های خارجی معتبر می‌دانسته‌اند. این دفاع را من در مقالة خود به متأخران نسبت داده‌ام. در اینجا باید اضافه [کنم] که منظور من از متأخران در واقع همة منطق‌دانان سنتی معاصری هستند که در هنگام بحث از این قاعده راه گریزی جز توسل به قضیه‌های خارجی پیدا نکرده‌اند. این راه‌حل در هیچ یک از کتاب‌های معتبر منطق سنتی ما نیامده است. در این کتاب‌ها قضیه‌های معتبر در فلسفه و علوم را به حق قضیه‌های حقیقی می‌دانند و این را از مثال‌هایی هم که در باب قاعدة عکس می‌آورند، می‌توان فهمید. آقای وحید این دفاع سست را جدی گرفته و آن را توجیه کرده‌اند. در هر صورت من در مقالة خود، چنانکه به صراحت گفته‌ام، نخواسته‌ام که ایرادهای جدی را که به این تقسیم‌بندی می‌توان وارد کرد، طرح کنم و در این یادداشت نیز جای چنین بحثی نیست.» (ص 591)

اما بر خلاف نظر موحد، برخی از منطق‌دانان تراز اول منطق سنتی تمایز یاد شده میان قضایای حقیقیه و خارجیه را به صراحت طرح کرده‌اند. برای نمونه، افضل‌الدین خونجی در کشف‌الاسرار عن غوامض الأفکار و شمس الدین سمرقندی در قسطاس الأفکار فی المنطق دست‌کم یکی از تمایزهای قضایای حقیقیه و خارجیه را دلالت و عدم دلالت بر وجود خارجی موضوع دانسته‌اند. همین نکته سبب شده است که نظر موحد در سست بودن تمایز قضایای حقیقیه و خارجیه در دلالت بر وجود موضوع مورد پذیرش بسیاری از مدافعان منطق قدیم قرار نگیرد و ایشان امکان استفاده از این تمایز برای پاسخ به انتقادهای منطق جدید به منطق قدیم را جدی بگیرند.

از همین رو، می‌بینیم که بحث قضایای حقیقیه و خارجیه پس از این نزاع مورد اقبال چشمگیری قرار می‌گیرد و نویسندگان بسیاری - در نقد یا دفاع از یک طرف نزاع - مقالات، پایان‌نامه‌ها، رساله‌ها و کتاب‌هایی را می‌نگارند که بررسی همه‌جانبة آنها در این نوشتة کوتاه امکان‌پذیر نیست.

 

جشن تولد 76 سالگی استاد موحد در مرکز فرهنگی شهر کتاب 97/10/12

*نتیجه سخن اینکه؛

آشکار است که این همه که گفتیم تنها بخشی از تأثیرات نخستین نوشته از نوشته‌های متعدد استاد موحد در منطق تطبیقی است و تأثیرات نوشته‌های دیگر او بر ادبیات منطق تطبیقی مجال گسترده‌تری می‌طلبد. شرح و بسط این همه، این زمان بگذار تا وقتی دگر.

***

*بخشی از نوشته‌های منطقی استاد ضیاء موحد مربوط می‌شود به تطبیق منطق قدیم و جدید که تأثیر بسزایی در پدید آمدن ادبیات منطق تطبیقی در کشورمان داشته است. در این مجال، به نوشته‌های استاد و ادبیات پدید آمده در پی آن می‌پردازیم. برخی از مهم‌ترین نوشته‌های استاد در این زمینه اینها هستند:

1.        موحد، ضیاء، (1366)، «مفهوم صورت در منطق جدید»، فرهنگ، 1، 137 - 150.

2.        موحد، ضیاء، (1367)، «یادداشتی بر مقالة ”مدل و صورت منطق“»، فرهنگ، 2 و 3، 590 - 592. (پاسخ به نقد حمید وحید)

3.        موحد، ضیاء، (1372)، «نظریه قیاسهای شرطی ابن‌سینا»، معارف 10 - 1، ص 3 – 20.

4.        موحد، ضیاء، (1373)، «ارسطو و منطق جمله‌ها: تاریخ یک اشتباه»، ارغنون 1-1، ص 213-221.

5.        موحد، ضیاء، (1376)، «تمایزات مبنایی منطق قدیم و جدید»، نامة مفید سال سوم، شماره 2، ص 69-80.

6.        موحد، ضیاء، (1382)، از ارسطو تا گودل، تهران، هرمس.

7.        موحد، ضیاء، (1388-1389)، «تمایز وجوه سور و حمل در منطق سنتی اسلامی»، جاویدان خرد سال 2 شمارة 2، ص 5-19 (به انگلیسی).

8.        موحد، ضیاء، (1389)، «آرای سهروردی در قیاس»، متافیزیک 7-8، ص 1-10.

9.        موحد، ضیاء، (1391)، «پیش‌بینی ابن‌سینا از فرمول‌های بوریدان و بارکن»، ترجمة بهرام اسدیان، کتاب ماه فلسفه 66، ص 63-77.

10.      موحد، ضیاء، (1391)، «منطق سهروردی»، مصاحبة مهدی عظیمی، کتاب ماه فلسفه 66، ص 85-91.

11.      موحد، ضیاء، (1393)، «قیاس‌های موجه سهروردی»، ترجمة مهدی عظیمی، سهروردی پژوهی، به کوشش علی اوجبی، تهران، خانة کتاب، ص 269-278.

12.      موحد، ضیاء، (1393)، «دلالت‌شناسی اسم‌های خاص و داستانی در آرای ابن‌سینا، کریپکی و امبرتو اکو»، جاویدان خرد 26، ص 159-181.

13.      موحد، ضیاء، (1394)، تأملاتی در منطق ابن‌سینا و سهروردی، تهران، هرمس.

14.      موحد، ضیاء، (1395)، «نشست نقد و بررسی کتاب «تاملاتی در منطق ابن سینا و سهروردی» با حضور اسدالله فلاحی و علیرضا دارابی، تهران، مرکز فرهنگی شهرکتاب، (4/خرداد/1395). (به آدرس:

 http://new.bookcity.org/detail/7840/root/2828)

 

*بخشی از ادبیاتی که در پاسخ به نوشته‌های موحد و نقد او، و/یا تکمیل، پروراندن و بازسازی اندیشه‌های موحد، بی‌درنگ یا با فاصلة زمانی، نگاشته شده‌اند از این قرارند:

1.        وحید دستجردی، حمید، «مدل و صورت منطقی ملاحظاتی درباره قاعده عکس مستوی»، فرهنگ، 2 و 3، 1367، صص 575 - 589.

2.        نبوی، لطف‌الله، (1369)، «بحثی در منطق تطبیقی»، مدرس، 1- 1، 69 - 100.

3.        ایراندوست، محمدحسین، (1370)، قضایای ثلاث (ذهنیه - خارجیه - حقیقیه)، پایان نامه کارشناسی ارشد به راهنمایی نجفقلی حبیبی، تهران، دانشگاه تهران.           

4.        سلیمانی امیری، عسکری، (1372)، «قضایای کلی و جزئی در منطق قدیم و جدید»، معرفت، 6، 36 - 43.

5.        سلیمانی امیری، عسکری، (1373)، «قضایای حقیقیه، خارجیه، لابتیه»، معرفت، 8، 40 – 47.

6.        فرامرز قراملکی، احد، (1373)، تحلیل قضایا، رساله دکتری به راهنمایی ضیاء موحد، تهران، دانشکده الهیات دانشگاه تهران.

7.        فرامرز قراملکی، احد، (1373ب)، «تحلیل قضایا»، مقالات و بررسی‌ها 58، ص 253 – 265.

8.        قائمی‌نیا، علیرضا، (1373)، «گزاره‌های کلی و جزئی در منطق ریاضی و کلاسیک 1»، معرفت، 10، 34 - 42.

9.        قائمی‌نیا، علیرضا، (1373)، «گزاره‌های کلی و جزئی در منطق ریاضی و کلاسیک 2»، معرفت، 11، 34 - 40.

10.      قائمی‌نیا، علیرضا، (1374)، «قضیه لابتیه 1»، معرفت، 13، 40 – 46.

11.      قائمی‌نیا، علیرضا، (1374)، «قضیه لابتیه 2»، معرفت، 14، 69 – 77.

12.      حاجی‌حسینی، مرتضی، (1375)، ساختار صوری و معنایی منطق شرطی در دو نظام منطقی قدیم و جدید، رساله دکتری به راهنمایی ضیاء موحد و مشاوره غلامرضا اعوانی و محمد خوانساری، دانشگاه تربیت مدرس.

13.      سلمانی ماهانی، سکینه، (1375)، «خواجه طوسی (ره) و قضایای ثلاث» [حقیقی، خارجی و ذهنی]، ندای صادق، 3، 14–22.

14.      سلیمانی امیری، عسکری، (1378)، سرشت کلیت و ضرورت، پژوهشی در فلسفه منطق، قم، دفتر تبلیغات اسلامی.

15.      آیت‌اللهی، حمیدرضا، (1378)، «مغالطه وجودی (Existential Fallacy) و کاستی‌های منطق قدیم» فصلنامه زبان و ادب، 2- 7 و 8 ، ص 125 – 135.

16.      عباسیان چالشتری، محمدعلی، (1380)، «مسأله معدومات، وجود ذهنی و قضیه حقیقیه»، مقالات و بررسیها 34 (دفتر 70):223-243.

17.      مرادی افوسی، محمد، (1380)، معرفت‌شناسی قضایای حقیقیه و خارجیه در منطق قدیم و منطق جدید، تهران، دانش و اندیشه معاصر.

18.      کردی، محمد، (1381)، قضایای حقیقیه و خارجیه و ذهنیه، قم، ناشر: مولف.

19.      کرد فیروزجائی، یار علی، (1382)، فلسفه فرگه، قم، انتشارات موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی.

20.      فرامرز قراملکی، احد، (1382)، «از طبیعیه تا محمول درجه 2»، مقالات و بررسیها دفتر 74، صص 37-56.

21.      فلاحی، اسدالله، (1386)، «صورت‌بندی جدیدی از قضایای حقیقیه و خارجیه»، آینه معرفت 11، ص 31-60.

22.      فلاحی، اسدالله، (1387)، «قاعده فرعیه در منطق جدید، گزارشی انتقادی از نزاع پنجاه ساله منطق قدیم و جدید درباره پیشفرض وجودی در ایران»، آینه معرفت 15، تابستان، دانشکده الهیات دانشگاه شهید بهشتی، صص 41-66.

23.      دارابی، علیرضا، (1389)، «تحلیل سور شرطی لزومی مبتنی بر منطق جدید»، منطق‌پژوهی 1، صص27-56 .

24.      محمد ایزدی و علی‌رضا دارابی، (1390)، «بازتأملی انتقادی در بهره گیری از سور مرتبه دوم در تحلیل شرطی لزومی»، منطق‌پژوهی 3، صص 1-23.

25.      فرامرز قراملکی، احد، (1391)، جستار در میراث منطق‌دانان مسلمان، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

26.      فلاحی، اسدالله، (1395)، منطق تطبیقی، تهران، انتشارات سمت.

27.      عظیمی، مهدی، (1396)، «وامداری سهروردی به منطق ابن‌سینا در منطق تعریف»، حکمت معاصر سال 8 شماره 2، ص 73-86.

28.      عظیمی، مهدی، (۱۳۹۶)، «مدخل eristic در واژه نامه توصیفی منطق»، نقد کتاب کلام و فلسفه و عرفان، سال ۴، شماره ۱۳-۱۴، بهار و تابستان، صص ۱۲۱-۱۲۸.

29.      مشکفروش، سیدمحمدامین، و مهدی عظیمی، (۱۳۹۷)، «نقد فرگه بر روانشناسی گری»، حکمت معاصر، سال ۹، شماره ۱، بهار و تابستان ، صص ۶۷-۸۳.

30.      دارابی، علیرضا، (1397)، «ماهیت شرطی لزومی جزئیه در منطق سینوی»، فلسفه و کلام اسلامی سال 51 شمارة 1، ص 43-59.

31.      فلاحی، اسدالله، (1397)، «اصل‌های بوریدان و بارکن در منطق سینوی و ارزیابی صحت استناد آنها به ابن‌سینا»، فلسفه و کلام اسلامی سال 51 شمارة 2، ص 261-278.

(این سیاهه به هیچ وجه کامل نیست)

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.