اختصاصی ایران آنلاین/ نقد حسن محدثی بر کتاب جدید سیدجواد طباطبایی

ملاحظاتی درباره «ملاحظات» طباطبایی

اندیشه /
شناسه خبر: 512657

سیدجواد طباطبایی در کتاب «ملاحظات درباره دانشگاه» در باب کسانی که با آنان مخالف است، کینه‌توزانه و نفرت‌انگیز سخن گفته است. او هنوز به مرحله‌ای از رشد فکری و اخلاقی و شخصیتی نرسیده است که مخالفان فکری خود را به‌ رسمیت بشناسد و محترمانه درباره‌ آنان سخن بگوید. طباطبایی درباره‌ آنان می‌نویسد: «نمی‌توان انتظار داشت که جز یاوه چیزی بنویسند»

1. از من دعوت شد که در جلسه‌ نقد کتاب «ملاحظات دربارة دانشگاه» آقای دکتر سیدجواد طباطبایی که قرار است هفته آینده (شنبه 18 آبان) در پژوهشگاه علوم‌انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شود، شرکت کنم و سخن بگویم. چون نقد کتاب را دوست دارم و این کار را هم برای خود و هم برای دیگران مفید می‌دانم، این دعوت را پذیرفتم. اما بعد از اینکه کتاب را در دست گرفتم، دریافتم که قبلاً اغلب مطالب آن را خوانده‌‌ام؛ زیرا این کتاب مجموعه‌ای از نقدهای آقای طباطبایی به افراد مختلف است که در مجلات روشنفکری کشور منتشر شده‌اند و من اغلب‌شان را جدا جدا در زمان انتشار این مجلات خوانده‌ام. از این رو، از پذیرش دعوت برای شرکت در جلسه‌ نقد این کتاب پشیمان شده‌ام و صرفاً برای رعایت وفای به عهد در آن شرکت خواهم کرد و سخن خواهم گفت.

2. نخست اینکه در این کتاب نیز مثل دیگر آثار طباطبایی خطاهای نگارشی کم نیست. قبلاً دو اثر او را از نظر نقد بلاغی و نگارشی مورد بررسی قرار داده‌ام و درباره‌ آنها نوشته‌ام. در این اثر نیز موارد متعددی از اینگونه خطاهای نگارشی دیده می‌شود. از جمله عنوان کتاب نیز دارای اشکال است و تعبیر «ملاحظات دربارة دانشگاه» تعبیر مناسبی نیست و می‌بایست به «ملاحظاتی دربارة دانشگاه» تغییر کند؛ زیرا مطلق «ملاحظات» اینجا قابل کاربرد نیست بلکه چند یا چندین ملاحظه مدّنظر است و لذا می‌بایست از واژه‌ «ملاحظاتی» استفاده کرد.

3. سیدجواد طباطبایی در این اثر نیز در باب کسانی که با آنان مخالف است، کینه‌توزانه و نفرت‌انگیز سخن گفته است. او هنوز به مرحله‌ای از رشد فکری و اخلاقی و شخصیتی نرسیده است که مخالفان فکری خود را به‌رسمیت بشناسد و محترمانه درباره‌ آنان سخن بگوید. طباطبایی درباره‌ آنان می‌نویسد: «نمی‌توان انتظار داشت که جز یاوه چیزی بنویسند» (طباطبایی، 1398: 53)

4. اما این کتاب در واقع مجموعه‌ای از مقالات در نقد برخی آثار برخی از دانشگاهیان و برخی از مترجمان ایرانی است؛ کسانی نظیر حجت‌الاسلام داوود فیرحی، دکتر حاتم قادری، دکتر کریم مجتهدی، مراد فرهادپور، دکتر تقی آزاد ارمکی و برخی دیگر.

5. روشن است که کتابی در نقد افکار و آثار برخی استادان دانشگاه و برخی مترجمان و اهل نظر ایرانی، آن هم به قلم سیدجواد طباطبایی، می‌تواند نکات آموزنده‌ فراوانی داشته باشد. نقد آثار و افکار برخی دانشگاهیان و مترجمان مشارکت مهمی در مباحث علوم‌انسانی کشور است. اما نقد آثار و افکار برخی دانشگاهیان و مترجمان و اهل نظر ایرانی، «[ملاحظاتی] دربارة دانشگاه» نیست، بلکه ملاحظاتی درباره‌ برخی دانشگاهیان است.

6. توجیهی که در این اثرِ طباطبایی، برای این نوع نام‌گذاری می‌توان یافت، این است:

«یکی از مهمترین ایرادهای دانشگاه ایرانی در صورت کنونی به استادان آن مربوط می‌شود. چند بخش از این دفتر را به تحلیل نوشته‌ها و ترجمه‌های این استادان اختصاص داده‌ام. در این بخش، با تفصیل بیشتری دربارة یکی از آنها بحث کرده‌ام، اما بدیهی است که موضوع این بخش، و همة بخش‌های دیگر، اگرچه یک فرد است، اما می‌توان به جای او نام‌های بسیاری را قرار داد. در واقع، بحث من به نظام آموزش عالی دهه‌های اخیر مربوط می‌شود، که به نظر من در بیراهه است و کارنامة آن به‌هیچ وجه قابل دفاع نیست. اگر روزی اراده‌ای برای اصلاح وجود داشته باشد، یکی از عاجل‌ترین کارها بازآموزی خود استادهای دانشگاه خواهد بود» (همان: 120-119)

امّا این سخنان به‌هیچ وجه قانع‌کننده نیست. بحث از معدودی از استادان دانشگاه و بررسی آراء و افکار و آثارشان، بحث از «دانش‌گاه» نیست. چنین نام‌گذاری‌ مثل این است که ما عملکرد برخی از مدیران برخی از وزارتخانه‌ها را بررسی کنیم و سپس بگوییم قوّه‌ مجریه را بررسی کرده‌ایم! کنشگران دانش‌گاهی (آن‌هم بخشی از آنان) گوشه‌ای از «نظام آموزش عالی» است.

 

سید جواد طباطبایی

7 بنابراین، طباطبایی با انتخاب چنین عنوانی، مخاطبان خود را آگاهانه یا ناآگاهانه فریب داده است؛ زیرا فقط یکی از این مقالات این مجموعه مشخّصاً درباره‌ی دانش‌گاه است و آن هم مقاله‌ای است تحت عنوان "دانشگاه ایرانشهر" که همانا فصل نخست کتاب (34 صفحه از کتاب 454 صفحه‌‌ای) است. در واقع، عنوان کتاب ناظر به محتوای آن نیست و این اشکالی بنیادی است.

8 لاجرم من در همایش پیش‌رو فقط در باب محتوای همان مقاله یعنی «دانشگاه ایرانشهر» سخن خواهم گفت و بحث خواهم کرد که مفهوم «ایرانشهر» برساخته‌ای انتزاعی و البته اید‌ئولوژیک است که دلالت‌هایی سیاسی در گفتار سیدجواد طباطبایی دارد. توضیح خواهم داد که مفهوم «ایرانشهر» در حال حاضر از مفهوم «جهان اسلام» انتزاعی‌تر و فاقد مابه‌ازای اجتماعی و سیاسی و حتّی فرهنگی عینیت‌یافته‌ است و بیش‌تر وجهی نوستالوژیک و اید‌ئولوژیک و البته یوتوپیایی دارد؛ یوتوپیایی که از بحرانی بودن شرایط کشور و نیز بحرانی‌نمایاندن شرایط کشور تغذیه می‌کند.

پی‌نوشت:

*شنبه 18 آبان ماه در محل پژوهشگاه علوم‌انسانی و مطالعات فرهنگی اثر جدید سید جواد طباطبایی  با عنوان «ملاحظات درباره دانشگاه» نقد و بررسی و روایت او از دانشگاه بازخوانی خواهد شد.

در هم‌اندیشی «بازخوانی دانشگاه: واکاوی روایت سیدجواد طباطبایی از دانشگاه» حسن محدثی، قاسم پورحسن، محمد منصورنژاد، حسین روحانی، رحیم محمدی، نعمت‌الله فاضلی، محمدحسین بادامچی، محمد محمدی، آیت میرزایی، محمد علایی و  سید جواد میری سخنرانی خواهند داشت. این نشست از ساعت 10 صبح شروع و تا ساعت 19 ادامه خواهد داشت.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.