در حاشیه برگزاری مجموعه نمایشگاه‌های «رویارویی ۲»

لطفاً ساده حرف بزن‌

فرهنگی /
شناسه خبر: 512168

بزرگی گفته بود که ساده نویسی، دشوارترین کار دنیاست و ما در این دنیای پرآشوب، زبان مادری‌مان را از یاد برده‌ایم. کلمه‌ها، واژه‌ها، عبارت‌ها تبدیل شده‌اند به چیزهایی که نمی‌فهمیمشان. می‌نشینیم پای یک نشست و کلی اطلاعات می‌گیریم از آدم‌ها، فیلسوف‌ها و بزرگانی که درکی عمیق اما غیرقابل فهم برای بسیاری از ما دارند، مایی که هنوز در الف و ب حرف‌ زدن‌هایمان مانده‌ایم.

یادمان رفته است چگونه باید حرف بزنیم، آنگاه شعر می‌گوییم به زبانی ثقیل و نه صقیل. صقیل روان است و ثقیل، سنگین و غیرقابل هضم که گاهی دل دردمان می‌دهد به هر دو معنای واقعی و استعاری آن.
پای زبان و کیوریتوری چند وقتی است که به داستان آفرینش‌های هنری ما باز شده است و من اینجا دارم درباره یک نمایشگاه عکس با نام رویارویی ۲ صحبت می‌کنم. رویارویی ۲، دغدغه شهر دارد، دغدغه‌ آدم‌ها و فضاها و اشیای آن را دارد. چیزهایی که در آن و با آن زیست می‌کنند. این روزها رویارویی ۲ برای دومین سال متوالی در ۵ هفته بر دیوار سپید گالری ای جی برپا شده است. ۵ هنرمند و یک کیوریتور که هر کدام تمام تلاششان را در این برهوت آفرینش‌های واقعی کرده‌اند تا اثری متفاوت خلق کنند. سیاوش حمیدی هفته اول از ۱۲ مهر کارهایش را روی دیوار برد با عنوان «حتی مادر هم بچه رحم اجاره‌ای‌اش را مالک نیست» کارهایش درگیر کارگرانی بود که با حداقل دستمزد در لوکس‌ترین مکان‌ها کار کرده‌اند و چه سهم اندکی از این همه برج‌سازی و ثروت اندوزی‌ها داشته‌اند. حمیدی، دردهایش را به زیباترین شکلی که می‌توانست آورد توی قاب‌هایش و دردهایی را نشان داد که آن‌ها را با وجودش تجربه کرده بود. نمایشگاه دوم کار نازفر فرقانی بود با عنوان «هر چند انتظار تو از پایان کسب رضایتمندی است» او هم در هیأت زنی راهش را باز کرده بود به مکانیکی‌ها و ماشین‌هایی که تصادف داغانشان کرده بود. کارش شسته‌رفته، تمیز و به قول خودش پرتره‌ای بود. تصویری از ماشین‌ها و لذتی که ما شاید از انهدام و ویرانی نصیبمان می‌شود. نمایشگاه سوم را لیلا کیوان به سرانجام رساند. عنوان نمایشگاه این بود «شیوه‌ای هست که بارت را به دوش بکشم» و در آن تمنایی بود برای توهم شادی از رنج‌های کارگرانی که در خیابان‌ها با فرم‌های بدنی خاصی کار می‌کردند و او آن‌ها را در حال رقص تصور می‌کرد و رنج زیستن این قشر را آنچنان زیبا به تصویر کشیده بود که هر بیننده متبحر و غیرمتبحری را میخکوب می‌کرد. اغراق نیست اگر بگویم تمام سلول‌های وجودم از دیدن چنین تناقضی در سطح شهر دچار ارتعاش شد. آنقدر ظریف و زیبا به سراغ این موضوع رفته بود و آن قدر ساده که قلبت را تکان می‌داد. در کنار همه این نمایشگاه‌ها اما ابعاد دیگری هم حضور داشتند، چیزهایی مثل قراردادهای کارگران، حضور فیزیکی یک ماشین صدمه دیده در تک اتاق مجزای ای جی و در نمایشگاه آخر. تعاملی بین بازدیدکنندگان و گردانندگان نمایشگاه با چند شی‌ء و واژه Aو G که خشمی پنهان از دیوارهای سپید را در خود بازگو می‌کرد. هنوز دو نمایشگاه دیگر از این مجموعه باقی است که شک ندارم آن‌ها هم به همین اندازه خوب خواهند بود اما مسأله فقط همین نیست.‌

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.