گذشت تا این ایام که یادداشت دردمندانه دوستی را درباره بازداشت روح الله زم در صفحه خود بازنشر کردم، جماعت فحش هایشان را داده اند، دروغ هایشان را گفته اند، تهمت هایشان را زده اند، ولی دلشان آرام نشده، رفته اند گشته اند و این عکس را یافته اند و به خیال خودشان سندی روکرده اند!

این عکس مال سه چهارسال پیش است.

---

مجلس ختمی بود در مسجد نور میدان فاطمی که توی پیاده رو کنار دکه روزنامه فروشی با آقای ابطحی روبرو شدم و همان موقع آقای زم نیز رسید، کسی هم عکس گرفت و آقای ابطحی شب توی صفحه اینستاگرام خود منتشر کردند، بعد هم بعضی آمدند و به من بد و بیراه گفتند، با مزاح و مطایبه به آقای ابطحی پیام دادم که برای ما فحش درست کردی! ایشان بزرگوارانه جواب دادند که اگر لازم است حذفش کنم، گفتم خیر، من که از کسی نمی ترسم، توی خیابان با دونفر عکس گرفته ام!

گذشت تا این ایام که یادداشت دردمندانه دوستی را درباره بازداشت روح الله زم در صفحه خود بازنشر کردم، جماعت فحش هایشان را داده اند، دروغ هایشان را گفته اند، تهمت هایشان را زده اند، ولی دلشان آرام نشده، رفته اند گشته اند و این عکس را یافته اند و به خیال خودشان سندی روکرده اند!
من که آن موقع این عکس را منتشر نکرده بودم و ضرورتی برای بازنشرش نمی دیدم اتفاقا الآن منتشرش می کنم تا خیالشان راحت شود و بدانند اگر من خیالم از خودم راحت نبود و به جایی یا کسی وابسته بودم اینطور بی ملاحظه نمی گفتم و نمی نوشتم!

و حالا چند کلمه هم از سر دلسوزی نصیحت شان کنم:  

١- اگر کسی سری در جایی داشته باشد قرار و جلسه پنهانی می گذارد، نه اینکه وسط میدان و سر خیابان بایستد و بخندد و عکس بگیرد! بروید از بزرگترهایتان بپرسید!

٢- بصیرت این نیست که هرچه فرمانده پایگاه مجازی برایتان فرستاد کپی پیست کنید، بی آنکه اصل مطلب را خوانده باشید و منظور نویسنده را فهمیده باشید! اگر واقعا و صادقانه می خواهید از انقلاب دفاع کنید راهش این نیست! بزرگترهایتان هم خودشان میدانند که با مشتی بچه کم سواد و عجول و عصبی مزاج و احساسی - بعضا با اکانتهای فیک- حتی یک سنگر را نمی شود حفظ کرد چه رسد به انقلاب و نظام و کشور، اگر واقعا می خواهید برای انقلاب و رهبری کاری بکنید قدری با حوصله کتاب بخوانید، قدری فکر کنید و کمتر از آن - به اندازه سر سوزنی- هم تقوا داشته باشید!

٣- وسط فحش دادن ها و دعواها حواستان باشد که برای خطا و جرم و جنایت پسر، به یک پدر مبتلا و گرفتار - حتی کسی که او را مخالف و دشمن خود میدانید- طعنه و کنایه و زخم زبانی نزنید که مصداق "تعییر" باشد.
روزگار درس های تلخ دارد، بترسید! سنت الهی در نظام خلقت این است که "تعییر" (ملامت و سرزنش ابتلای دیگران) بی تردید به خود شخص برمی گردد، اگر امروز هم پسری یا دختری ندارید شاید ده سال بیست سال بعد خدا فرزندی به شما بدهد، به خاطر فردای خودتان و عاقبت فرزند بیچاره تان هم که شده کمی زبان و قلمتان را کنترل کنید!

* دکترای علوم ادیان از دانشگاه فرانسوی بیروت
* منتشر شده در کانال شخصی

 

کلمات کلیدی

نظرات

نظرات | 0 نظر

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.