نپال بهشت طبیعت‌گردها

اجتماعی /
شناسه خبر: 510795

بگذارید همین اول خیال‌تان را راحت کنم که اگر دنبال جای شیک و راحت، امکانات زیاد و به اصطلاح «سفر لاگژری» هستید، نپال را به کل بی‌خیال شوید. نپال کشور فقیری است؛ حتی در کاتماندو پایتخت آن، خیلی از خیابان‌ها هنوز خاکی است، ممکن است در روز پنج، شش ساعت و حتی بیشتر برق برود، شهر شلوغ و کثیف است.

 کلاف‌های درهم‌تنیده و چند لایه سیم‌های برق که به‌صورت نامنظم به هر سویی کشیده شده‌اند منظره‌‌های عجیب و ترسناکی! ایجاد کرده‌اند. جاده‌های بین شهری باریک است، آسفالتش بد است و یک جاهایی ترافیک خیلی بدی دارد و برای مثال اگر بخواهید یک مسیر 200 کیلومتری را طی کنید ممکن است شیرین پنج، شش ساعت توی راه باشید، آن هم احتمالاً در مینی‌بوسی که صندلی‌هایش چندان راحت نیست.
اما من نپال را دوست دارم و در سفرم به نپال به من خیلی خوش گذشت. طبیعت نپال بی‌نظیر است و آرامشی که آنجا پیدا می‌کنی را در کمتر جای دیگری ممکن است پیدا کنی. اگر طبیعت‌گردید، به کوه‌نوردی علاقه دارید، دنبال تجربه‌های مهیجی مثل بانجی جامپینگ از ارتفاع زیاد، پاراگلایدینگ و رفتینگ (قایقرانی در آب‌های خروشان) هستید، اگر دوست دارید صبح‌های زود بیدار شوید و طلوع بی‌نظیر آفتاب را در دامنه‌های اورست ببینید، اگر تماشای پرندگان به شما حال خوبی می‌دهد، اگر دوست دارید با فیل‌ها دوش بگیرید! از رودخانه‌ای که پر از کروکودیل است بگذرید یا وسط جنگل مورد تاخت و تاز کرگدن‌ها! قرار بگیرید، نپال جای شماست. ویزای نپال را هم می‌توانید موقعی که ایران هستید بگیرید و هم در بدو ورود به کشور و بعد از پیاده‌شدن از هواپیما. دنگ و فنگ خاصی هم ندارد و گرفتن ویزایش راحت است.

فقط دقت کنید که اگر روی ویزایOn Arrival  حساب کرده‌اید، در صورت شلوغی فرودگاه ممکن است چند ساعتی را در صف گرفتن ویزا معطل شوید. قیمت ویزای توریستی دو هفته‌ای نپال 25دلار است و اگر بخواهید بیشتر بمانید می‌توانید ویزای یک ماهه یا 100 روزه بگیرید که گرانتر است. توی فرودگاه و از تیپ توریست‌ها می‌توانی بفهمی که خیلی‌های‌شان بک‌پکر و کوه‌نوردند. کوه‌نوردهای حرفه‌ای هم برای قله‌نوردی به نپال می‌آیند، اما این کار داستان خودش را دارد و خیلی هم پدیده گرانی است. برای مثال اگر توی برنامه‌تان است که اورست را فتح کنید، دست‌کم باید یک 500 میلیون تومانی بگذارید توی جیب‌تان!
ما ظهر روز اول فروردین وارد کاتماندو شدیم و بعد از استقرار در هتل رفتیم تا چرخی توی شهر بزنیم. جدای از خیابان‌های شلوغ و کثیف و سیم‌های در هم‌تنیده برق که از هر گوشه‌ای آویزان است و بدجوری توی ذوق می‌زند، نخستین شوک واقعی شما زمانی رخ می‌دهد که برای جابه‌جایی درون‌شهری سوار سه‌چرخه یا ون می‌شوید. ظرفیت این ون‌ها به‌نظر نامحدود است! یعنی اصلاً تعجب نکنید اگر توی یک ون هشت نفره 12 -13 نفر آدم باشند و راننده باز هم بخواهد مسافر سوار کند. باید یاد بگیرید یک جورهایی خودتان را آن وسط جا کنید. اگر هم کسی یک‌دفعه روی پای‌تان نشست، طبیعی است، نگران نشوید!
روز دوم ما از کاتماندو راه افتادیم به‌سمت پارک ملی چیتوان. فاصله کاتماندو تا چیتوان تقریباً 175 کیلومتر است اما به‌خاطر وضعیت جاده‌ها شش هفت ساعت توی راه هستید. به‌همین خاطر ما حدود چهار بعدازظهر به چیتوان رسیدیم. یک نکته هم بد نیست بگویم که کلی آژانس توریستی در نپال وجود دارد که با توجه به علاقه‌تان می‌تواند با یک قیمت مناسب برای شما برنامه سفر طراحی کند و شاید بد نباشد پیش از سفر با یکی از این مؤسسه‌ها هماهنگ شوید تا از وقت‌تان در نپال استفاده بهتری ببرید. ما هم یک راهنمای تور محلی در نپال داشتیم به اسم مانیش که پسر خوش‌تیپی بود با عضلاتی ورزیده و انگلیسی را هم خیلی خوب حرف می‌زد.
وقتی به چیتوان رسیدیم مانیش به ما گفت فردا صبح زود با قایق می‌رویم روی رودخانه و کروکودیل می‌بینیم اما امروز برنامه‌تان آزاد است. می‌توانید توی کلبه‌تان استراحت کنید یا اینکه یک مزرعه پرورش فیل همین نزدیکی است و دو ساعت دیگر بیایید با هم برویم آنجا را ببینید. دو ساعت بعد من و چند نفر دیگر با مانیش رفتیم به سمت مزرعه تربیت فیل. وسط راه باید از یک رودخانه نسبتاً کم‌عمق می‌گذشتیم اما پلی آن اطراف نبود. چند تا قایق کانوی محلی در ساحل رودخانه بود که باید سوار آن می‌شدیم و به‌سمت دیگر می‌رفتیم.

مانیش گفت توی هر قایق پنج نفر جا می‌شود اما چون الان تعدادمان کم است می‌توانیم هر دو سه نفرمان سوار یک قایق شویم. خودش با دو تا از دخترها سوار قایق اولی شد و رفتند و من و دو تا دیگر از دوستانم سوار قایق دوم شدیم. این کانوها قایق‌های خیلی باریکی هستند که وقتی سوارش می‌شوی حسابی باید حواست باشد که کج و کوله نشوند چون براحتی ممکن است تعادلت را از دست بدهی و قایق چپ شود. ما هم هر سه نفر ناوارد و تا خواستیم پارو بزنیم، قایق کج شد و چشم‌تان روز بد نبیند، هر سه‌مان تالاپ افتادیم توی رودخانه. البته چون خوشبختانه عمق رودخانه کم بود و شدت جریان آب هم زیاد نبود خیلی طوری‌مان نشد.
من هم خیلی از خودم راضی و خرسند بودم که توانسته‌ام توی آن شرایط و هنگام افتادن توی آب دست راستم را بالای آب نگه دارم تا به دوربینم آسیبی نرسد. خلاصه خیس آب‌کشیده رفتیم دیدن فیل‌ها و روز دوم سفر به این صورت گذشت.

کاسه  آوازخوان

چندین معبد بودایی و هندو در شهر وجود دارد که اگر دوست داشته باشید می‌توانید به آنها سر بزنید و از دستفروش‌هایی که یک لحظه ول‌تان نمی‌کنند یک «کاسه آوازخوان» یا Singing Bowl بخرید. البته حواس‌تان باشد که حسابی چانه بزنید! این کاسه‌ها که به کاسه تبتی یا کاسه مرتعش نیز معروفند یک جور ظرف کاسه‌شکل فلزی هستند که چوبی را دور آن می‌چرخانند و در اثر این حرکت دایره‌ای بتدریج صدای عجیب و اسرارآمیزی تولید می‌شود. صدایی که به‌نظر می‌رسد هر لحظه بلند و بلندتر می‌شود. توی این معابد از این کاسه‌ها برای مدیتیشن و یوگا استفاده می‌شود و خودشان معتقدند که خیلی خواص درمانی عجیب و غریبی هم دارد.

یک میدان تاریخی هم به اسم دوربار در کاتماندوست که نزدیک کاخ سلطنتی است و دورتادورش می‌توانید ساختمان‌های قدیمی با معماری نپالی مربوط به قرن دوازدهم به بعد را ببینید. اگر هم از شلوغی و ترافیک شهر و صدای بوق خسته شدید، می‌توانید بروید محله تأمل و بپرسید «باغ رؤیاها» کجاست و یکی دو ساعتی را در آرامش آنجا سپری کنید. «باغ رؤیاها» یک پارک خوشگل است شبیه باغ‌های اروپایی پر از گل و گیاه‌های رنگارنگ و حوض و فواره و چندین ساختمان جالب و یک کافه. بعد هم در همان محله سراغ رستوران او.آر.تو.کی را بگیرید و یک غذای خوشمزه نپالی مثل موموس که یک جور پیراشکی است را نوش‌ جان کنید./ایران جمعه 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.