آیا فردگرایی به بی‌اخلاقی منجر می‌شود؟‌

ترس فردگرایی‌

فرهنگی /
شناسه خبر: 510732

در جامعه امروز ایران مخالفان غرب و مدرنیته برای هجوم به مدرنیته، لیبرالیسم و دنیای غرب از فردگرایی به عنوان عامل نهیلیسم، بی بند وباری، فروپاشی اخلاق، دینداری و گسترش مصرف، تخریب محیط زیست، مسائل اجتماعی دیگر دنیای غرب استفاده می‌کنند.

همچنین در مقابل برای دفاع از سنت و اعلام برتری‌های شرق نسبت به غرب، به ارزش‌های جمع گرایانه، خانواده گرایی و قوت سنت‌های قدیم در جوامع شرقی می‌پردازند. از اینرو، فردگرایی و جمع گرایی به نوعی میدان منازعه دو بلوک فرهنگی شرق و غرب تبدیل شده است. با توجه به این ضرورت‌ها، هر شهروند امروزی نیاز دارد تا اندکی درباره فردگرایی و جمع گرایی بیندیشد. دیگر منازعه اصالت فرد یا اصالت جمع، بحث طلبگی یا فلسفی نیست بلکه «بحث خانگی» و «دعوای خانوادگی» است.

می‌خواهم به پرسش اساسی که معمولاً در بحث‌های فردگرایی مطرح است توجه کنم، اینکه منتقدان فردگرایی می‌گویند که در جامعه ایران فردگرایی توسعه پیدا نکرده است بلکه خودشیفتگی، خودخواهی، خودپرستی و خودمحوری به جای فردگرایی اخلاقی یا اخلاق فردگرایانه در حال توسعه است. مفهوم «فردگرایی اخلاقی» درواقع مفهومی است که امیل دورکیم جامعه شناس کلاسیک فرانسه در سال‌های 1900 یعنی درست دوره‌ای که دنیای غرب درحال بلوغ در زندگی فردگرایی بود، در کتاب «درباره تقسیم کار اجتماعی»اش این ایده را مطرح می‌کند.  منظور دورکیم از فردگرایی اخلاقی این است که در فرآیند تحول جامعه از سنتی به مدرن، نوعی «همبستگی مکانیکی» جایگزین «همبستگی ارگانیکی» می‌شود. در جامعه فردگرا اگرچه همه آدم‌ها یا افراد با هم متفاوت و متمایز هستند اما این تمایز جوهره معنوی یا اخلاقی هم دارد.

این جوهره اخلاقی عبارت است از حقوق فردی یا شهروندی که به کمک قوانین مدنی تعریف می‌شود و همه افراد در فرآیند آموزش‌های مدنی که از طریق رسانه‌ها، مراکز آموزشی و در درون جامعه فرا می‌گیرند، می‌آموزند که چگونه همان طور که خودشان منافع و سلیقه و علایقشان اهمیت دارد همه انسان‌های دیگری که در روی کره زمین زندگی می‌کنند مثل دیگران نیز دارای این حقوق هستند و می‌توانند از «حق متفاوت زیستن»، حق احترام دیدن و کرامت انسانی را حفظ کردن برخوردار شوند. در چنین شرایطی آدم‌ها بیش از آنکه بخواهند خودخواهی، خودپرستی، خودشیفتگی یا خودمحوری کنند، ناگزیرند هم برای تحقق خواسته‌ها و سلایق فردی خودشان تلاش کنند و هم در عین حال سلایق فردی خودشان را به گونه‌ای پیش ببرند که به منافع و حقوق دیگری یا آزادی و کرامت انسانیت تعدی و تجاوزی ننمایند. البته نگاه دورکیم تا حدی آرمان خواهانه و خوش بینانه است چون در واقعیت چه در دنیای غرب و چه در جاهای دیگری که فردگرایی توسعه پیدا کرده است، تنش‌ها، بحران‌ها، بزهکاری‌ها و مسائل اجتماعی نیز توسعه پیدا کرده اند. اما نکته‌ای که در بحث دورکیم وجود دارد این است که ما به سوی چنین جامعه‌ای در حال تحول هستیم نه این که چنین جامعه‌ای در حال حاضر شکل گرفته است. 

فضیلت مدنی یا کیش فردی یا پذیرش تفاوت‌ها، حقوق بشر، دموکراسی، احترام به آزادی و به عقل و خرد انسانی، آرمان‌هایی بود که البته در «عصر روشنگری» شکل گرفت و به تدریج که جلوتر آمدیم بخش‌هایی از این‌ها تحقق پیدا کردند و بخش‌هایی نیز همچنان تحقق پیدا نکرده اند. جنگ‌های جهانی اول و دوم مثال‌های بارزی از این است که بالاخره انسان مدرن چگونه فاشیسم، نازیسم و استالینیسم و انواع دیکتاتوری‌ها را به وجود آورده و انواع جنگ‌هایی که درواقع باعث زیرپا گذاشتن همین کیش فردی شده‌اند. ولی فرآیند و روند را وقتی که نگاه می‌کنیم شاهد این وضعیت هم هستیم که فناوری‌های فردگرا به نوعی کمک می‌کند تا کیش فردی جایگاه خودش را پیدا کند. اما در مورد جامعه ایران، چون در وضعیت گذار هستیم به بلوغ ارزش‌های فردگرایانه در جامعه نرسیده ایم، در نتیجه، هنوز در مرحله‌ای هستیم که بیشتر با پیامدهای منفی تحول ارزش‌های جمع‌گرایانه و ارزش‌های فردگرایانه را تجربه می‌کنیم و همین هم باعث شده که یک دلنگرانی نسبت به آینده جامعه بوجود بیاید یعنی ترس از فروپاشیدن ارزش‌های جمع‌گرایانه مثل تحول نهاد خانواده یا حتی مسأله بی‌توجهی به ارزش‌های دینی یا کاهش اهمیت آنها یا تحول حتی همین آیین‌های دینی به سوی آیین‌های فردگرایانه. این‌ها درواقع دلنگرانی‌هایی را به وجود آورده برای جامعه که نکند ما به جای میل پیدا کردن به سوی یک جامعه‌ای مبتنی بر فردگرایی اخلاقی بیشتر به سوی یک جامعه‌ای حرکت کنیم که جامعه در آن خودشیفتگی یا خودپرستی توسعه پیدا کند این دلنگرانی را ما به اشکال گوناگونی می‌بینیم. فیلم «سوپر استار» ساخته تهمینه میلانی در سال 1387، بازنمایی انسان خودشیفته ایرانی است.

در سوپراستار کوروش زند یک سوپراستار جوان سینما است که موفقیت و شهرت، او را به آدمی مغرور و خوشگذران و غرق در فساد تبدیل کرده است. در این فیلم بازیگر اصلی یا شخصیت اصلی فیلم آدم خودشیفته است و تمام رفتارهای او به نوعی نظم اجتماعی را به هم می‌زند و ارزش‌های اجتماعی را زیر پا می‌گذارد، مشروبات الکلی مصرف می‌کند، روابط آزاد جنسی دارد، احترام بزرگ‌تر و کوچک‌تر را رعایت نمی‌کند، مصرف بی‌رویه دارد و خیلی از رفتارهای نابهنجار را در شخصیت اصلی فیلم سوپراستار می‌بینیم. بسیاری از بحث‌هایی که در رسانه‌ها درباره ایران امروز مطرح می‌شود مانند سوپراستار است. ما چون درگیر تحولات ناشی از تغییر جمع گرایی سنتی به فردگرایی مدرن هستیم، هرگونه قدرت گرفتن فرد را نوعی خودپرستی یا خودخواهی سوژه مدرن ایرانی می‌بینیم.  لحظه کنونی، لحظه‌ای است که فردگرایی ایرانی به بلوغ نزدیک‌تر می‌شود. در این موقعیت نوعی بلبشوی اخلاقی در فضاهای مختلف اجتماعی شکل گرفته است و جامعه هنوز به تصور اجتماعی با ثبات و پایدار از هستی اجتماعی خود نرسیده است. فردگرایی فرآیند جمعی است که مجموعه‌ای از ارزش‌ها و باورهای عمومی بوجود می‌آورد که حرمت و کرامت انسان و فرد اهمیت پیدا می‌کند و آزادی و حقوق او و مشروعیت خواست‌های او پذیرفته می‌شود. فردگرایی اخلاقی با مسأله خودشیفتگی یا خودپرستی یا خودخواهی ارتباط ندارد./ایران جمعه 

 

کلمات کلیدی

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.