گفت‌وگو با دکتر مهدی ذاکریان، استاد مدعو دانشکده حقوق دانشگاه پنسیلوانیا

پشت دیوارهای ضخیم شهر

اندیشه /
شناسه خبر: 510706

شهرداری‌ها، در ایران به عنوان زیرمجموعه وزارت کشور عمل می‌کنند و بجای اینکه از طریق دیدگاه‌ها و خواسته‌های خود در نظام بین‌الملل وارد عمل شوند، سعی می‌کنند خود را به وزارت امورخارجه نزدیک کنند، تا بتوانند روابط بین‌المللی ایجاد کنند. مادامی که شهرداری‌ها برای برقراری ارتباطات بین‌المللی، خود را به حکومت متصل می‌‌کنند نمی‌توانند، دیپلماسی شهری را محقق کرده و در فضای بین‌الملل برای شهر خود جاذبه ایجاد کنند؛ چون تقلیدکننده و صدای همان دیپلماسی رسمی هستند.

«شهرها» در دنیای امروز، نسبت به گذشته نقش قابل‌توجهی یافته‌اند؛ دلیل این امر افزایش جمعیت شهرها و تبدیل شدن اکثر فضاهای غیرشهری به فضاهای شهری است. توسعه شهر در دنیای امروز، «شهر» را در حوزه‌های مختلف علمی به موضوعی برای مطالعه در حوزه‌هایی چون جامعه‌شناسی شهر، نشانه‌شناسی شهر، معماری شهری و... بدل کرده است.

در این فضا، دانش روابط بین‌الملل نیز کوشیده تا «دیپلماسی شهری» را به حوزه مطالعاتی خود وارد کند. دیپلماسی شهری، در واقع، دادن «نقش سیاسی» به شهر است. در کلانشهرهای پیشرفته، شهرداری‌ها به عنوان بالاترین مقام اجتماعی شهر، مستقل از دولت‌ها،  برای حل برخی از چالش‌های مدیریت شهری این نوع جدید از دیپلماسی را شکل داده‌اند که مستقل از دیپلماسی رسمی و دولتی است.

فارغ از چیستی این نوع از دیپلماسی، سؤالی که در این فضا، مطرح می‌شود این است که چقدر می‌توان از تحقق این نوع از دیپلماسی در جامعه خودمان سخن گفت؟ آن هم در وضعیتی که روز به روز بدنه دولتی(state)   جامعه در حال گسترش و توسعه است؟ این محوری‌ترین پرسشی بود که ما در گفت‌وگو با دکتر مهدی ذاکریان، استاد مدعو دانشکده حقوق دانشگاه پنسیلوانیا و استاد روابط ‌بین‌الملل دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات داشتیم، آنچه در ادامه می‌آید، ماحصل گپ و گفت ما با او است که می‌خوانید:

***

*جناب دکتر ذاکریان، می‌خواهیم بدانیم اساسا «دیپلماسی شهری» چیست؟ و این مفهوم چگونه بوجود آمد؟

«دیپلماسی» ابزاری است برای برقراری رابطه میان دولت‌ها. به تعبیری، دپیلماسی فن اجرای سیاست خارجی یک دولت، در نظام بین‌الملل محسوب می‌شود منتهی در طی تاریخ بویژه در پایان قرن بیستم و آغاز قرن بیست‌ویکم موضوع از یک دیپلماسی رسمی خارج شده و بازیگران دیگری برای ایجاد رابطه میان دولت‌ها، وارد عمل شده‌اند و حتی موضوع از این هم فراتر رفته و رابطه از «دولت به دولت» تبدیل به رابطه میان ملت‌ها شده است.

از این نوع دیپلماسی‌ها تحت عنوان «دیپلماسی جدید» یاد شود که از «دیپلماسی‌های خط یک» که همان دیپلماسی‌های رسمی است، متفاوت است و این دیپلماسی‌های جدید شامل دیپلماسی خط دو، دیپلماسی پارلمانی، دیپلماسی دیجیتالی، دیپلماسی شهری، دیپلماسی عمومی و... می‌شود.

بنابراین «دیپلماسی شهری» یکی از این دیپلماسی‌های جدید است و خارج از مدار دولتی و حکومتی عمل می‌کند و به دنبال این است که به تقویت دوستی میان ملت‌ها بپردازند. نمونه آن را می‌توان در «خواهرخواندگی‌ها» یا برگزاری فستیوال‌ها و همایش‌ها دید.

 

* همواره در نظریه‌های علوم‌سیاسی عنوان می‌شود که دولت مدرن پیوسته در حال بزرگ شدن و دولت پسامدرن پیوسته در حال کوچک شدن است، حال که ما در وضعیت پیشامدرن قرار داریم و دولت (state) تقریبا در تمام شئون زندگی روزمره ما نفوذ کرده، چقدر می‌توان به تحقق «دیپلماسی شهری» امید داشت و از آن صحبت کرد؟

باید گفت خیلی کم توانسته‌ایم دیپلماسی شهری را در جامعه خودمان محقق کنیم. متأسفانه در نظام سیاسی ما اکثر اشکال دیپلماسی، دولتی است و این خطا است. علت این خطا هم به ماهیت نظام سیاسی ما برمی‌گردد که به بخش خصوصی، روشنفکران و دانشگاهیان خود اعتقادی ندارد.

دیپلماسی شهری یعنی مدیران و نمایندگان شهری، شورای شهر، شهردار و... با مدیران و نمایندگان شهری، شورای شهر، شهردار یک شهر در کشور دیگری وارد تعامل شوند؛ تا بدین شیوه روابط دوستانه میان دو شهر تبدیل به رابطه دوستانه در میان شهروندان و در نهایت به رابطه دوستانه میان ملت‌ها بدل شود.

لازمه این امر این است که نمایندگان، نمایندگان واقعی مردم باشند. در تمام جهان دیپلماسی حکومتی به تدریج در حال به حاشیه رفتن است. وقتی دولت به حوزه دیپلماسی شهری ورود پیدا می‌کند، قطعا ناکارآمد می‌شود چراکه مخاطبین آن در خارج از کشور، عنوان می‌کنند که این همان حرف‌های دولت است که تکرار می‌شود.

برای مثال، نوام چامسکی در آمریکا، از یک «دیپلماسی خط دو» بهره می‌گیرد و حرفش متفاوت از سردمداران آمریکا است، او با زبان دیگری سعی می‌کند جاذبه‌ای را نسبت به آمریکا در میان مردم دنیا، روشنفکران، اساتید دانشگاه، دانشجویان سایر کشورها ایجاد کند. حال من از شما سؤال می‌کنم: آیا چنین امکانی در ایران هست؟

شهرداری‌ها، در ایران به عنوان زیرمجموعه وزارت کشور عمل می‌کنند و بجای اینکه از طریق دیدگاه‌ها و خواسته‌های خود در نظام بین‌الملل وارد عمل شوند، سعی می‌کنند خود را به وزارت امورخارجه نزدیک کنند، تا بتوانند روابط بین‌المللی ایجاد کنند. مادامی که شهرداری‌ها برای برقراری ارتباطات بین‌المللی، خود را به حکومت متصل می‌‌کنند نمی‌توانند، دیپلماسی شهری را محقق کرده و در فضای بین‌الملل برای شهر خود جاذبه ایجاد کنند؛ چون تقلیدکننده و صدای همان دیپلماسی رسمی هستند.

البته این بدان معنا که نیست که دیپلماسی رسمی ما ناموفق است؛ دیپلماسی رسمی ما از زمانی که دکتر ظریف سکان وزارت امورخارجه را بدست گرفته است، موفق عمل می‌کند  ولی ایشان در قالب «دیپلماسی رسمی» عمل می‌کنند و مقصود ما در این مصاحبه «دیپلماسی شهری» است.

*خواهرخواندگی‌ها که بیشتر ماهیتی فرهنگی دارند، چقدر می‌توانند مصداقی از دیپلماسی شهری بشمار آیند؟

دیپلماسی شهری، امری وسیع‌تر از «خواهرخواندگی» است. دیپلماسی شهری، در واقع تلاش برای نزدیکی شهروندان دو کشور در مسائل مدیریت شهری، ترانزیت شهری، زیست‌محیطی شهری، فرهنگ، تمدن و تاریخ شهری و... است و نتیجه آن می‌تواند کمک به دولت‌ها برای داشتن و بهره‌مندی از یک روابط خارجی مسالمت‌آمیز باشد. خواهرخواندگی جزئی از دیپلماسی شهری است که طی آن شهرهایی که معمولا بهم نزدیکی و قرابت‌هایی مثلا در شعر، ادبیات، هنر و...  دارند، با هم وارد تعامل می‌شوند؛ به عنوان مثال فلورانس ایتالیا با اصفهان باهم پیوند خواهرخواندگی ایجاد کرده‌اند.

---

*بنابراین می‌توان اینگونه نتیجه‌گیری کرد که دیپلماسی شهری در جامعه ما صرفا به خواهرخواندگی‌ها که ماهیتی فرهنگی و نه سیاسی دارند، تقلیل داده شده است؟

بله، اساسا، امور بین‌الملل در شهرداری‌ها، کار روابط عمومی را انجام می‌دهند و کار تخصصی بین‌المللی دیپلماسی را انجام نمی‌دهند؛ چرا که بسیاری از کسانی که در این جایگاه حضور دارند، متخصص دیپلماسی نیستند. برای مدیریت این موضوع نیاز به دانش‌آموختگان روابط بین‌الملل داریم. روابط بین‌الملل صرفا به مباحث نظری محدود نمی‌شود و باید تکنیک‌های دیپلماسی را نیز افراد فراگرفته باشند.

*تحقق دیپلماسی شهری را باید از چه نهاد یا نهادهایی توقع کرد؛ جامعه مدنی؟ دولت؟ شهرداری‌ها؟

قطعا از جامعه مدنی. جامعه مدنی باید فعال باشد و همکاری‌های بین‌المللی را مطالبه کند، دولت هم می‌تواند به جامعه مدنی کمک کند، اگر نمی‌تواند در راستای تحقق دیپلماسی شهری به جامعه مدنی کمکی کند، حداقل در این راه نباید مانع ایجاد کند.

*منظور شما از جامعه مدنی چیست؟

وقتی از جامعه مدنی صحبت می‌کنیم، مقصود هم‌اندیشی نخبگان فکری، گروه‌های فکری، سازمان‌های مردم‌نهاد و... برای پیشرفت شهر است.

*چقدر در جامعه ما نسبت به دیپلماسی شهری که خود به نوعی می‌تواند یکی از مؤلفه‌های «حقوق شهروندی» بشمار آید، خودآگاهی وجود دارد؟

خیلی کم، چون رسانه‌های ما، دانشگاه‌ها و روشنفکران ما به این موضوع ورود نکرده‌اند. بحث «دیپلماسی شهری» تنها در کلاس‌های درس رشته روابط بین‌الملل مطرح می‌شود. شاید یکی دو کنفرانس شکلی هم برگزار شده باشد اما اینکه از دانشمندان و عالمان کشور درباره موضوع «دیپلماسی شهری» نظری خواسته شود و آنان تجربیات بین‌المللی و یافته‌های خود را ارائه کنند، در این زمینه بسیار کم کار شده است. این مصاحبه را به فال نیک می‌گیرم که «روزنامه ایران» این موضوع را در دستور کار خود قرار داده است.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.