در نشست مجموعه نمایشگاه‌های «شریعتی، پوشه دوم» چه گذشت؟

پشت دیوارهای ضخیم شهر

فرهنگی /
شناسه خبر: 509530

شریعتی پوشه دوم عنوان مجموعه نمایشگاه‌هایی بود که مهرماه امسال در دو گالری آریا و دیلمان به‌طور همزمان و با مشارکت ۲۵ هنرمند- عکاسی برگزار شد. این مجموعه نمایشگاهی که بار اصلی آن را رسانه‌های عکاسی و چیدمان و ویدئو به دوش می‌کشید، نمایشگاهی از سه گانه «ولیعصر، پوشه اول» بود که سال گذشته با همکاری سه گالری به نمایش درآمد و مرحله بعدی آن «انقلاب، پوشه سوم» خواهد بود. نمایشگاه را عکاس و مدرس شناخته شده جوان، رامیار منوچهرزاده کیوریتوری کرده است و ادامه خواهد داد.

روز پنجشنبه 25 مهرماه نشستی در گالری آریا با حضور استادانی همچون مهرداد نجم آبادی، مهران مهاجر و محمود محرومی برگزار شد که در آن به نقد و بررسی این نمایشگاه پرداختند. استادان عکاسی ما که نسل جوان‌تری را تحویل جامعه داده بودند، آمده بودند تا با نقدهای خود بر کیفیت این نمایشگاه سنگ محکی بکشند و به قول خودشان گامی در جهت ارتقای این پروژه کیوریتوریال آموزشی بردارند. نمایشگاهی که هر یک از شرکت‌کنندگان در آن یک سال از عمر خود را صرف تحقیق، پژوهش، عکاسی، اجرا و ارائه آن کرده بود. نسل جوانی که دوست دارند در یک حرکت جمعی دغدغه‌های شهری، اجتماعی و زیستی خود را با مشقتی که مجال صحبت آن در این مقال کوتاه نیست با مخاطبانشان به اشتراک بگذارند. هنر ساختن از شهری که هنر را به سختی به خود راه می‌دهد. استادان اما رویکرد دیگری داشتند، رویکردی که شاید از شکاف بزرگی میان نسل جدید و نسل‌های قدیمی‌تر پرده برمی‌دارند. آن‌هایی که هنوز هنر عکاسی را در همان دهه‌های بین ۴۰ تا ۷۰ شمسی دنبال می‌کنند، قاب‌های شسته رفته، ایده‌پردازی‌های تخیلی برای رفتن به شهر و نداشتن درک درستی از جوانانی که چگونه با چنگ و دندان این چنین پروژه‌ای را به سرانجام می‌رسانند. استادانی که هنوز هنرمند منفرد و قاب برایشان اولویت دارد و با رویکرد جدید پروژه را که بیشتر شکلی مفهومی به خود گرفته است، مشکل پیدا می‌کنند.
پروژه شریعتی، دغدغه‌های خودش را دارد که از جمله آنها می‌توان به تاریخ چند تکه این خیابان اشاره کرد. به خاطره‌ها، خانه‌ها، خیابان‌ها و آدم‌ها و زندگی‌هایی که در آن رشد کرده یا از بین رفته‌اند. به مکان‌های سرشناسی مثل حسینیه ارشاد که با نام و یاد شریعتی گره خورده است، کسی که بخواهیم یا نخواهیم بخشی از فرهنگ و هویت جمعی ماست و این گروه بزرگ با امکانات محدود تمام تلاش خود را کرده‌اند تا تجربه خود را از شهر، تاریخ و تجربه زیسته خود و انسان‌های محیطی به نمایش بگذارند و دردها و فراموشی‌ها و هویت‌های تکه‌تکه شده ما را به رخ بکشد. شهر محل زندگی ماست، محلی که امروزه برج‌های جدید التأسیس، پاساژها، مال‌ها و جهان سرمایه‌داری معاصر ما کمتر دلش می‌خواهد هنرمندانش وارد آن شوند یا اگر شدند، گل و بلبل به آن اضافه کنند. هنرمندان این پروژه، زیستی جمعی را در کنار یکدیگر تجربه کرده‌اند که شاید این بزرگ‌ترین دستاورد نمایشگاه‌هایی از این دست باشد. پروژه‌ای که هدفش مطرح شدن نیست. پروژه‌ای که می‌خواهد به‌عنوان یک حرکت جمعی در هنر معاصر ایران گام بردارد و این فردیت‌های منزوی و افسرده را به حرکت تبدیل کند. پروژه شریعتی پوشه دوم، جدای از همه موفقیت‌ها و شکست‌هایش در تمام مراحل از شکل‌گیری، تولید تا اجرا و ارائه، پروژه‌ای است برای روح جمعی جوانان هنرمندش. آدم‌هایی که یک سال را با هم زندگی می‌کنند و می‌شود گفت که بیشترشان شب و روزشان را پای این پروژه گذاشته‌اند و ماحصل زیبایی‌شناسانه آن در رتبه بعدی عظمت این پروژه قرار می‌گیرد. خیابان شریعتی بخشی از خاطره جمعی بسیاری از تهران نشینان و شهرستانیانی است که گذرشان به آن افتاده است از دروازه شمیران گرفته تا میدان قدس، خیابانی به بلندای تأثیرگذاری شریعتی در هویت جدید ایرانیان پس از انقلاب. هویتی که خودش ملغمه‌ای بود از گرایش‌های چپ، تا اسلام شیعه، از تدریس و تحصیل در فرانسه تا سخنرانی‌هایی که در جایی به اسم حسینیه ارشاد اجرا می‌شد. حسینیه‌ای که هدفش بزرگداشت حسین بود و بخش مهمی از آن را فرهنگ شیعی پشتیبانی می‌کرد. اما کار دوستان هنرمند این مجموعه معطوف به شریعتی نبود، معطوف به خیابانی بود که پیش از آن کوروش خوانده می‌شد و پیشتر هم نامی دیگر داشت و مکان‌هایی دیگر همچون زندان قصر. ما با نسل جدیدی روبه‌رو هستیم که از دردهایش به شیوه‌های خودش حکایت می‌کند، حکایتی از زندان قصر که مرکزی تفریحی شده است. از خانه‌هایی که پلاک ندارند، از هویت‌هایی که قیچی شده‌اند، از خاطرات شخصی آدم‌هایی که هیچ کس نامشان را نمی‌داند. و این نسل جدید را باید شناخت، ارج نهاد زیرا که با همه مشکلات مادی و معنوی‌ای که داشته کلی عشق نثار کارشان کرده‌اند که بدون عشق فوق‌العاده کیوریتورشان به جایی نمی‌رسد. خیابان‌های شهر تهران هویت و حافظه مایند. شهر به آنها راهی نمی‌دهد، دیوارها ضخیم‌تر شده‌اند و محدودیت‌ها بیشتر، اما حرکت‌هایی از این دست ادامه دارند و ما امیدواریم که نسل جدید بتواند خودش را همچون سخنرانان محترمی که در نقد آن حضور داشتند بیش از آنچه امروز دیدیم ارائه دهد؛ یاد بگیرد که از نسل متفاوتی است و احتیاجی به نمره‌های استادانشان ندارد و احترامشان را همیشه نگه می‌دارد اما در آنجا متوقف نمی‌شود. نسل جدید راه خودش را می‌رود با همه کاستی و نقص‌ها و فشارهایی که بر آنها تحمیل می‌شود. نسل جدید هنرمند و کیوریتور، نسل سوخته نیست، نسل جدید، نسل حرکت است و تلاش برای اقدام‌های جمعی حتی اگر به دیوارهای گالری‌ها محدود شود، حتی اگر شهر آنها را به خود راه ندهد.
 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.