روشنفکران تنها امید این دنیای چند پاره‌اند

زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند؟

فرهنگی /
شناسه خبر: 509121

هسته مرکزی و قلب حیات، رنج است. رنج، بنیاد هستی‌ است. نسبت ما و زندگی با رنج تعیین می‌شود. خردمندی و آگاهی، نه تنها کیفیت رنج را متفاوت می‌کند بلکه میدان تجربه و زیست آن را وسعت می‌بخشد. به همین دلیل است که شخصیت و کاراکتر روشنفکر، دردمند است و به رنج و مرارتی که در ذره‌ذره وجودش خانه کرده آشنایی و آگاهی دارد.

بنای دنیای نو را روشنفکران پی‌ ریخته‌اند. سه قرن ایستادگی در برابر جهل و ارتجاع به مبارزات خونین و مواجهه آشکار دردمندان با اشراف و کشیشان، به دوران خردورزی و روشنگری منجر شد. یک قرن استیلای عالمان بر حوزه‌های حکمرانی، قانون‌نویسی و اجتماع، ارزش‌های فرهنگی و اخلاقی را جایگزین باورهای منسوخ گذشته کرد. توماس‌مان در رساله «خداحافظ غولها»، با پنج چهره بزرگ قرن ۱۹ وداعی تلخ  دارد. واگنر، تولستوی، رولان، و... به‌عنوان چهره‌های خلاق و با نبوغی معرفی می‌شوند که دیگر امکان ظهور دوباره چهره‌هایی با این میزان زیباشناختی، خلاقیت و نبوغ وجود ندارد. او پایان قرن را پایان زیبایی و اصالت می‌خواند و آغاز قرن بیستم را شروع جهل مدرن و ابتذال. هر چه جلوتر رفتیم از قدرت تأثیرگذاری روشنفکران کاسته شد. سرمایه‌داری با انتشار و توزیع تکنولوژی مدرن، تسلط ابزار بر جهان را گسترش داد. در رنسانس، در فروپاشی نظام فئودالیته، در سقوط تزار و امپراطوری رومانف‌ها و در انقلاب کبیر فرانسه، نقش روشنفکران در روشنگری و انتشار عقلانیت و خرد، غیرقابل انکار است. اتفاقی که در اروپا به وقوع پیوست، یک تکانه فصلی نبود، روشنفکران با پرهیز از سطحی‌نگری و احساسات‌گرایی، عنصر اندیشه و خرد و دانش را نهادینه کردند. قهرمان عصر روشنگری عقل است. ارتش این دوران، علوم و دانش بشری‌ است. تحول، رفاه و توسعه در زیر سایه چاپ گوتنبرگ، برق ادیسون و علوم پزشکی و نشر معرفت در حوزه‌ای متنوع‌، ممکن شد. روشنفکری، دشمن شماره یک سرمایه و استبداد و عقب‌ماندگی‌ است.
در نیمه اول قرن بیستم، با ظهور و شبیخون ژنرال فرانکو، آزادی و دموکراسی و جمهوریت به‌خطر افتاد. در مقابل سکوت قدرت‌های بزرگ و دولت‌های اروپایی، روشنفکران در صف مقدم مقابله با او قرار گرفتند. ارنست همینگوی در امریکا بود، اما صدای پای فاشیسم او را وحشت‌زده کرد و نوشت، تاخت، راه افتاد و یکراست به مادرید آمد و در کوچه پس‌کوچه‌های مرکز شهر جنگید. آندره مالروی فرانسوی در پارلمان اروپا هشدار داد جهان دوشقه خواهد شد؛ تاریخ دو تکه خواهد شد: به پیش از فرانکو و پس از آن. و وقتی سکوت پارلمان را دید، رفت به بارسلون و از همانجا نیروی هوایی جمهوریخواهان را تأسیس کرد و جنگید.  
 پنج روز از حمله اردوغان به بخش کردنشین سوریه گذشته است. خبر رسمی این است که ترکیه قبل از حمله به اعضای شورای امنیت تمام مراحل عملیات نظامی و جنگ را شرح داده است. این یعنی حمله با مجوز. یعنی تجاوز به پشتوانه نهادهای مستقر بین‌المللی. برخی دولت‌ها هم در برابر این تجاوز آشکار سکوت اختیار کرده‌اند. این یعنی حساب کار دولت‌ها از ملت‌ها جداست. در مقابل، مردم استکهلم، زوریخ، سیدنی و جاهای دیگر به خیابان‌ها آمده و با فریاد، اعتراض کرده‌اند. روشنفکران در سراسر جهان باید به یکه‌تازی سیاستمداران خاتمه بدهند. هیچ وظیفه‌ای مقدس‌تر از این برای آنان متصور نیست؛ دفاع از آزادی و شرف و انسانیت. بگذار در شکنجه‌خانه‌ها و سفارتخانه‌ها خبرنگاران و روشنفکران را مثله و تکه پاره کنند. بگذار با تانک از روی بدن نحیف‌شان عبور کنند. اما سکوت جایز نیست. نسل‌کشی‌ها باید پایان بیابد. میدان‌‌داری فضای مجازی و پنجره‌هایی که امریکا و سرمایه گشوده مثل فیس‌بوک و اینستاگرام و تلگرام مجالی برای عرض‌اندام روشنفکران و مطبوعات باقی نگذاشته است. روشنفکران تنها امید این دنیای چند‌پاره‌اند. نویسندگان ایرانی هم در اجماعی تاریخی باید از روشنفکران و اندیشمندان ترکیه مطالبه کنند. آنان باید واداشته شوند تا با روشنگری، اعتراض مردم را به‌عنوان یک اهرم فشار به کارزار وارد کنند. اگر این کار را نکنند ادبیات و موسیقی و سینمای ترک با تحریمی بین‌المللی مواجه خواهد شد. مردم و روشنفکران ترک باید بین ماندگاری باعزت در تاریخ و ننگ ابدی‌، یکی را برگزینند. این وظیفه امروز ماست؛ که شاخک‌های حساس این طیف را نسبت به خاموشی و انفعال مرگبار‌شان، بیدار کنیم‌.‌
 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.