پیاده روی اربعین: روایت نهم

حال غریب آن کاروان لبنانی

فرهنگی /
شناسه خبر: 508983

من یک بار برای پیاده‌روی اربعین و عکاسی از آن رفتم و آن هم سال گذشته بود. مسیر پیاده‌روی پر از سوژه است. از لحاظ تصویری صرف اگر کسی بخواهد فقط از مسیر عکاسی کند عکاسی در مسیر نجف به کربلا به‌دلیل شلوغی‌اش سخت است. چون بیشتر زائران این مسیر را انتخاب می‌کنند و از لحاظ تصویری شلوغ است و برای عکاس‌ها کار کردن در آن سخت است. ولی در مسیرهای دیگر مانند «طریق‌العلما» که حالت نخلستان دارد شرایط خیلی مناسب‌تر است.

البته سوژه در مسیر نجف به کربلا بیشتر است ولی برای عکاس‌ها مهم بیشتر بودن سوژه نیست. در آن مسیری که بیشتر افراد انتخاب می‌کنند چیزهای اضافه‌ای مثل تیرهای چراغ برق اینقدر هست که کار را سخت می‌کند و عکس‌ها را گاهی به هم می‌ریزد.

اما در هر حال در همه مسیرها سوژه آنقدر زیاد است که شما هر قسمتی را می‌توانید انتخاب کنید. نگاه‌تان را به هر سمتی برگردانید سوژه می‌بینید. مثلاً یکی از عکاس‌ها روی عکاسی از موکب‌دارها کار کرده و از کسانی که هر سال میزبان هستند و زندگی‌شان، عکس گرفته است.

سوژه‌ای که پارسال برای من جالب بود حضور یک عکاس انگلیسی بود که بعضی رسانه‌ها هم به او پرداختند. زنی به‌نام «امیلی گارث‌ویت» که من او را بعد از رسیدن به کربلا در حرم حضرت ابوالفضل(ع) دیدم. در فشار جمعیت آمد و در قسمت دالان مانند قرار گرفت. جمعیت را که می‌دید بغض داشت و منقلب شده بود. با اینکه مسلمان نبود انگار حس مثبتی دریافت کرد. من همان زمان از او عکس گرفتم و این عکس را وقتی به ایران آمد به او تحویل دادم.

اما به یادماندنی‌ترین عکسم را از یک کاروان لبنانی گرفتم. در شب اربعین در بین‌الحرمین از آنها عکس گرفتم. شب اربعین در بین‌الحرمین با طناب دالانی درست می‌کنند و کاروان‌های مختلف می‌آیند و عزاداری می‌کنند و رد می‌شوند. کاروان لبنانی را در همین دالان دیدم. همه سربند قرمز داشتند و حالشان خیلی عجیب بود. کاروان‌های مختلفی آن شب دیدم اما جذابیت کاروان لبنان یک چیز دیگر بود و حال عزاداری‌شان خیلی عجیب بود. عکس‌هایی که از آنها گرفتم برایم بسیار ماندگار است.

منظره عجیب دیگری که دیدم در مسیر پیاده‌روی بود. در بخشی از مسیر باران شروع به باریدن کرد و یک دفعه هر کسی به بقیه کمک می‌کرد که خیس نشوند. یکی نایلون در اختیار دیگران می‌گذاشت و موکب‌ها به مردم می‌گفتند بیایید داخل موکب با اینکه جا نبود. هر کسی هر کاری که از دستش برمی‌آمد انجام می‌داد.

سفر پیاده‌روی اربعین سفر سختی است و سفر معمولی نیست. کسی که می‌خواهد در این مسیر قدم بردارد می‌داند که سختی دارد. این سختی برای ما که برای عکاسی می‌رویم و وسیله زیادی همراه داریم بیشتر است. وقتی که می‌خواستم به این سفر بروم بابت همین سختی‌ها می‌ترسیدم و با خودم می‌گفتم چطور می‌توانم این وسیله‌ها را ببرم؟ همه می‌گفتند سبک بروید و ما هرکاری هم کنیم نمی‌توانیم سبک سفر کنیم چون باید تجهیزات همراه‌مان ببریم.

من کمی برای همین هراس داشتم و فکر نمی‌کردم بتوانم از پس آن بربیایم ولی از پسش برآمدم. انگار این مسیر به آدم کمک می‌کند و اصلاً نمی‌فهمی چه شد. وادارتان می‌کند جور دیگری مسیر کاری‌تان را پیش ببرید و جور دیگری فکر کنید. باید روال عادی که در زندگی و کارتان دارید به هم بریزید.

من عکاسم و از نگاه خودم به خیلی از اتفاقات نگاه می‌کنم. درباره پیاده‌روی اربعین یک سؤال همیشه در ذهن من هست. اینکه این اتفاق با تمام بعدی که دارد و با اینکه میلیون‌ها نفر از سراسر دنیا در آن شرکت می‌کنند چرا از لحاظ عکس و خبر آن‌طور که باید در دنیا پوشش داده نمی‌شود؟ اتفاقات و مراسمی مثل جشن رنگ‌های هند و سایر مراسم مذهبی ادیان دیگر برگزار می‌شود که هر سال عکس‌های زیادی از آنها می‌بینیم اما رسانه‌های جهان به مراسم اربعین این توجه را ندارند. این سؤال همیشه ذهن من را درگیر می‌کند و آن را از همان عکاس انگلیسی هم پرسیدم اما او هم جوابی نداشت.‌/ ایران جمعه

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.