«نظریه دولت در ایران» آسیب شناسی شد:

داوود فیرحی: روشنفکران بجای کاندیداها، باید دستگاه دولت را بررسی کنند

اندیشه /
شناسه خبر: 508850

فیرحی معتقد است که باید رابطه دین و ملیت و تجدد و ملیت را تعریف کنیم چراکه در ملت‌سازی هنوز در ابتدای راه هستیم. از زمان مشروطه، هر سال ابهام مفهوم ملت بیشتر شده و وظیفه روشنفکران این است که به جای پرداختن به کاندیداها، خود دستگاه دولت را بررسی کنند.

گروه اندیشه:

نشست نظریه دولت در ایران؛ رویکردی آسیب‌شناختی، دیروز 23 مهر ماه در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد. داود فیرحی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، دکتر محمد جواد غلامرضا کاشی، استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی، محمد رضا مرادی طادی، تحلیلگر مسائل سیاسی، از جمله سخنرانان نشست « نظریه دولت در ایران» بودند.

***

فیرحی: در ملت‌سازی هنوز در ابتدای راه هستیم

داود فیرحی،  در نشست «نظریه دولت در ایران؛ رویکردی آسیب شناختی» اظهار داشت: دولت مدرن، یک دولت بزرگ است چون سرنوشت افراد را از کودکی تا مرگ تحت تاثیر قرار می‌دهد. برای مثال وقتی دولت ساعت را عوض می کند همه چیز زندگی ما را تحت الشعاع قرار می‌دهد.

وی افزود: نباید دنبال این باشیم که چه کسی حکومت می‌کند چرا که نهادها آدم‌ها را در چنبره خود اسیر می‌کنند. فارغ از اینکه چه کسی دولت را در دست دارد، ماشین دولت راه خود را می رود. ما دستگاه دولت را باز نکرده ایم و دولت هنوز برای ما یک جعبه سیاه است.

استاد دانشگاه تهران ادامه داد: دولت قدیم ما دمکراتیک نبود اما اقتدارگرا هم نبود. شاه قانونگذار نبود و دینداران قانون را تعیین می‌کردند و دینداران هم در حکومت نقش نداشتند. پادشاه مستبد می‌شد اما قانون را دیانت تعیین می کرد. دولت قدیم چنین دولتی بود و به لحاظ کمیت هم کوچک بود و دولت نگهبان بود نگهبان هم مالک نیست و فقط وظیفه نگهبانی دارد.

فیرحی بیان کرد: از مشروطه به بعد، شاهد تحول فکری مردم بودیم و از دوره مظفری، فکر ایرانی از معادله شاهی و دینی به مفهوم جدیدی به نام ملت توجه می‌کند. در این دوره با اینکه تا سال‌ها بعد، پادشاهان حکومت کردند اما اعتقاد به شاه از بین رفت و مفهومی به نام ملت جایگزین آن شد

وی افزود: در این دوره، پارادوکسی ایجاد شد و دین که به حکومت شاهی عادت کرده بود با مفهوم جدیدی به نام ملت مواجه شد که نمی‌توانست تعریف جدیدی از آن بدهد. حتی روشنفکرترین علمای دینی مثل آیت الله مدرس هم تعریف دقیق و مدرنی از ملت نمی‌دهند و تنشی در این حوزه ایجاد می‌شود.

استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران ادامه داد: در این دوره، مفهوم ملت جای مفهوم شاه نشست و لازم بود ضلع دیگر آن یعنی دیانت هم دچار تغییر شود اما چون دیانت، تعریف مدرنی از مفهوم ملیت نکرد، مشروطه با تله سیاسی و مشکلات متعدد و تنش‌های زیادی مواجه شد که تا به امروز هم ادامه دارد. هنوز روشنفکران یا علما رابطه این دو مفهوم را شفاف نکرده اند و یا دین را حذف و یا ملیت را حذف کرده‌اند.

فیرحی با بیان اینکه هنوز توضیح روشنی در قانون اساسی درباره تعریف ملیت نداریم، گفت: یکی از اندیشمندان می‌گوید ایرانی‌ها برای غلبه بر عقب ماندگی دنبال تجدد هستند. این در حالی است که توجه به ملیت به معنای ملی‌گرایی و بازگشت به میراث ملی و باستان‌گرایی است. نسبت ملیت و دین و نسبت ملیت با تجدد دو پارادوکس امروز ما هستند.

وی ادامه داد: در دوره ای به سمت ملیت رفتیم و باستان گرا شدیم که همین موضوع اسلام سیاسی را بیدار کرد و در این دوره، به تدریج مفهوم امت بر مفهوم ملت غلبه کرد. بر این اساس قانون اساسی کنونی ما ترکیب مبهم ضعیفی از ملت است و امت را برجسته کرده است و مکانیسمی برای تعریف ملت و امت نداشته است. جامعه ما گاهی این طرف است و گاهی آن طرف. هر دو مفهوم، آلترناتیو هم هستند. به همین خاطر هم وقتی انتخابات می‌شود انگار رژیم عوض می‌شود.

 این استاد دانشگاه اضافه کرد: در عین حال که مفهوم ملت دچار ابهام شده دین هم دچار همین ابهام است. دولت رانتی ایجاد شده و دولت مالیاتی نیست که دنبال جلب رضایت مردم است. دولت ملی به سمت بزرگ شدن میل دارد. دولت های فوق مدرن به سمت کوچک شدن است.

عضو شورای مرکزی مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم افزود: در ایران هنوز شاهد دور اول تجدد هستیم و دولت بزرگتر می‌شود. دولتی که تمام ارکان تنفسی جامعه را در کنترل دارد و به مردم وابسته نیست.

فیرحی گفت: ما باید رابطه دین و ملیت و تجدد و ملیت را تعریف کنیم. در ملت‌سازی هنوز در ابتدای راه هستیم. از زمان مشروطه، هر سال ابهام مفهوم ملت بیشتر شده و وظیفه روشنفکران این است که به جای پرداختن به کاندیداها، خود دستگاه دولت را بررسی کنند.

کاشی: هیچ وقت فکر نکردیم که الگوی همزیستی ما در جامعه باید چگونه باشد؟

 

کاشی با شرح ویژگی های دولت در ایران ماقبل مدرن، در مورد مهمترین ویژگی دولت مدرن، گفت: پس از سیطره عقل بر انسان، اگر حکومت را به معنای سردولت فرض کنیم و جامعه را بدن دولت بدانیم، در دوران مدرن حکومت به عنوان سر بزرگ‌شده و این فرایند باعث تضعیف تن یا همان جامعه شد.

این استاد دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به داستان تشکیل دولت مدرن در منطقه اظهارداشت:در کشورهای منطقه ما قصه تشکیل دولت مدرن به شکل فاجعه باری رخ داد. کشور ما زمانی تن به دولت مدرن داد که پس از شکست در جنگ های روسیه از خود پرسیدیم که چرا عقب مانده ایم و در انحطاط به سر می بریم؟ و از این خودآگاهی مسئولیت دولت مدرن آغاز شد

 استاد دانشگاه علامه طباطبایی گفت:مشکل از آنجایی آغاز شد که مسئولیت رفع عقب ماندگی بر عهده حکومت افتاد، باری که مجال سازماندهی یک ساختار دولت صحیح را از ما گرفت.

وی با اشاره به تأسیس دولت پهلوی ادامه داد: بعد از تاسیس پهلوی، رسماً ادعا شد که حکومت می‌خواهد جامعه ما را از عقب ماندگی خارج کند. این رسالت بزرگ و بار سنگینی بود.

کاشی افزود: از سوی دیگر ما مردم هم منتظر شدیم تا این بزرگمردان اسطوره ای، ما را از عقب ماندگی بیرون ببرند و در نتیجه رابطه قیمومیت میان حکومت و مردم شکل گرفت و مردم طبقه بندی شدند به گروهی که ارزش اقدامات دولت را می‌فهمیدند و دارای ارج بودند و گروه دومی که نمی‌فهمیدند و حکومت سعی می کرد آنها را نادیده بگیرد.

کاشی تاکید کرد: سازماندهی سیاسی ما یک سازماندهی معطوف به‌حکومتی شد که قرار است جامعه را در جاده رشد به پیش ببرد. در چنین نظریه دولتی، حکومت قرار نیست فقط مشکل اقتصاد کشور را حل کند بلکه قرار است ایران را به دروازه تمدن بزرگ برساند. گویی در شان حکومت نیست که اسطوره سیاست‌مدارانش، تمشیت معیشت مردم باشد.

وی با اشاره به نقش روشنفکران و اپوزیسیون دوران پهلوی خاطرنشان کرد: روشنفکران و اپوزیسیون هم بر تنور رسالت بزرگ حکومت  دمیدند. آنها هم دنبال چگونگی هدایت و کنترل مردم بودند به عبارتی دعوا سر این بود که چوپان مردم چه کسی باشد؟

کاشی در ادامه سخنان خود به ظهور دین سیاسی از دهه ۳۰ در ایران پرداخت و گفت: دین بنیاد و اساس سازمان جامعه است و هیچ بدیلی از دین قدرتمندتر نیست. شد.

غلامرضا کاشی در جمع بندی سخنان خود با عنوان سیر دولت مدرن در ایران از تاسیس تا انحطاط گفت: آسیب بزرگ نظریات دولت در ایران، همین طرح‌های بزرگ است. دمیدن بیش از حد در اینکه ما می‌توانیم و دمیدن در افق‌های بزرگ و دور یا آرمانگرایی‌های بی‌مهار آسیب نظریه دولت در ایران است. این رسالت‌های بزرگ تنها سوخت ماشینی بودند که رابطه ارباب و بندگی را ساختند.

کاشی در بخش دیگر از سخنانش گفت: ما باید برای مدتی فکر به اینکه چه کسی به ما حکومت می‌کند را کنار بگذاریم و به این بیندیشیم که چگونه قرار است با هم زندگی کنیم و مشکلاتمان را برطرف کنیم. حکومت هیچ وقت مشکلات اقتصادی و فرهنگی را نخواهد فهمید و نمی‌تواند آن مشکلات را درست حل کند.

این استاد دانشگاه تصریح کرد: نظریه دولت یعنی نظریه ای که خرد فهم مسائل موجود را به مردم بسپارد و مردم تصمیم‌گیر عرصه دولت باشند. اما نظریات دولت در ایران به این فکر می کنند که چه کسی صالح است تا بر ما حکومت کند. ما هیچ وقت فکر نکردیم که الگوی همزیستی ما در جامعه باید چگونه باشد تا بر اساس آن بفهمیم‌ چه‌ کسی می‌تواند بر ما حکومت کند.

مرادی طادی: در ایران شاهد تفرقه نیروهای اجتماعی و تنازع مفاهیم هستیم

 

محمد رضا مرادی طادی گفت: جامعه‌ایرانی با گستردگی پدیده‌های اجتماعی روبرو است و واکنش‌ها به مرگ خواننده پاپ تا دختری که به خاطر ورزشگاه رفتن خودکشی می کند، حاکی از این موضوع است.

وی، ادبیات مردم در فضای مجازی، درگیری های سیاسی و بررسی علمی و دانشگاهی پدیده های اجتماعی را نمونه های از مواجهه یک جامعه با پدیده ها عنوان کرد و ادامه داد: ما از لحاظ «نظریه دولـت»  در دوران پیش از مشروطه هستیم. هنوز مسایل آن دوره برای ما موضوعیت دارند.

این تحلیلگر مسائل سیاسی اظهارداشت: از لحاظ نظریه‌های قدرت که تنازلی یا تصاعدی هستند. در ایران، همیشه قدرت مبتنی بر نظریه تنازلی و بالا به پایین بوده است. در این سیستم، شخص حاکم یا خلیفه یا فیلسوف اعمال قدرت می کند. نظریه های تصاعدی در فلسفه ایرانی- اسلامی جایگاهی ندارد.

مرادی طادی با بیان اینکه در تاریخ سیاسی ایران همیشه درباره شخص صحبت کرده ایم، یادآورشد: متاسفانه در تاریخ سیاسی ایران در مورد نهاد یا شخصیت های حقوقی صحبت نکرده ایم. در غرب، شخصیتی های حقوقی به جای شخصیت‌های حقیقی جایگاه دارند و مورد توجه مردم قرار می‌گیرند.

این تحلیلگر مسائل سیاسی به نظریه «شرکت» در اروپا اشاره کرد وگفت: در این تعریف، مدیرعامل از تک‌تک اعضای هیات مدیره قدرتمندتر است اما همه اعضا از مدیرعامل قدرتمندتر هستند.

این کارشناس مسائل سیاسی گفت: در ایران شاهد تفرقه نیروهای اجتماعی و تنازع مفاهیم هستیم. هم تنش و تعارض نیروها را داریم اما صورت بندی دقیق و متقنی از مفاهیم نداریم.

این کارشناس با اشاره به اختلافات درباره حضور زنان در ورزشگاه‌ها، گفت: یک اجماع حداقلی درباره ارزش‌های جامعه هم نداریم و هنوز تعارض ها و تنش های ۱۵۰ سال پیش بین نیروهای اجتماعی و در حوزه صورت بندی مفاهیم وجود دارد.

وی به زمزمه هایی که در ارتباط با اصلاح قانون اساسی وجود دارد اشاره کرد و گفت: امیدواریم بتوانیم این تعارضات و تنش ها را در آینده حل کنیم./ ایرنا

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.