قاصر از وصف آن همه خوبی

فرهنگی /
شناسه خبر: 507064

در آغازین روز‌های انقلاب و در هیاهوی سهم خواهی گروه‌ها و جریانات سیاسی - اجتماعی، انسان‌های بزرگی ظهور کردند که نمونه‌های آن را کم‌تر می‌شود در گذشته و حال پیدا کرد. متن این نامه، گویا و حاکی از حقیقت شگفت انگیزی است که هیچ توضیحی را نمی‌طلبد.اما تطبیق چنین روح بلند و ایثارگری با مدعیان دروغین، نیازمند تکرار بسیاری است. چمران، شیرودی، کشوری، همت، باکری‌ها، متوسلیان، کاظمی، بروجردی و... آیات شرافت، بی‌ادعایی و جوانمردی‌اند که، تصویر و خاطرات شان، باید بر بالای سر همه مسئولان آویخته و نصب شود.

«از: خلبان علی‌اکبر شیرودی
به: پایگاه هوا نیروز کرمانشاه
موضوع: گزارش
این جانب که خلبان پایگاه هوا نیروز کرمانشاه می‌باشم و تاکنون برای احیای اسلام و حفظ مملکت اسلامی در کلیه جنگ‌ها شرکت کرد‌ه‌ام، منظوری جز پیروزی اسلام نداشته و به‌دستور رهبر عزیزم به جنگ رفته‌ام. لذا تقاضا دارم درجه تشویقی که به این جانب داده‌اند، پس‌گرفته و مرا به درجه ستوان‌ یار سومی که قبلاً بوده‌ام برگردانید.
در صورت امکان، امر به رسیدگی این درخواست بفرمایید.
با تقدیم احترامات نظامی
خلبان: علی‌اکبر شیرودی
 9/7/1359»
 
«برخی» از آدم‌هایی که نه زیر آتش و روی خون و کنار یاران آسمانی، بلکه در اتاق‌های مبله، با دکوراسیون‌های گران قیمت و مجهز به انواع لوازم آسایشی، گرمایشی و سرمایشی و میز کار برند دار نشسته‌اند و برای ترقی خود، همه را نردبان می‌سازند و بالا می‌روند  یا از سرقت مظاهر ارزشی،   بهره می‌برند یا از ژن‌های خوب برخوردار هستند یا نسبتی با صاحبان قدرت دارند و آخر کار، سر از قمارخانه‌های ونکوور کانادا و کازینو‌های استرالیا ، ایتالیا و اسپانیا یا بورس معاملات لندن درمی‌آورند.
کسانی که «حیات» خود را در «ممات» دیگران جست‌و‌جو می‌کنند، باید برای قیمت دار شدن شان، این نامه را بالای سر زندگی‌شان آویزان کنند، شاید ذکر معرفت این جوانمردان اثری در آنان بگذارد و از همنشینی با اینان متأثر شوند، تا به هر قیمت زند گی نکنند.
باستی هیلزسازان و پنت هاوس نشینان، اختلاس گران و دزدان، مفسدان و ارز بران خاص و خریداران اختصاصی بیت المال با ثمن بخس، زمین خواران و کوه تراشان و درخت بر‌های جنگل‌های پر قدمت هیرکانی، باید با چنین روح بلندی آشنا شوند، تا بدانند که می‌شود انسان وار و شرافت مندانه هم زیست. اگرچه خوب و بد در همه گروه‌های اجتماعی بوده و هستند، اما در میان دلاوران جنگ، کم‌ترین خلاف انسانیت را مشاهده کردم و بالا‌ترین گریز از شرافت را، در میان اهل سیاست دیده ام!! از این‌رو نامه خلبان شهید شیرودی را که دریکی از نشریات دوران دفاع مقدس دیدم، سخت متأثر و غمگین شدم و دلم برای گذشته و بودن با چنین
 انسان هایی، تنگ شده است.
وقتی می‌بینم که عده‌ای برای رسیدن به‌ مناصب، حق را لگدمال و برای اثبات خود، مظلومی را خراب می‌کنند، از این لجنزار متعفن بیزارم و دلم می‌خواهد به گذشته برگردم، گذشته‌ای که «تکرار» نمی‌شود...
وه!! چه عذابی بالا‌تر اینکه، کسی اهل بهشت را ببیند و همنشین‌شان باشد، اما بماند و در برزخ دوران، با جمع غیر همدل همراه شود!!!.
 این نامه همه را بیدار می‌کند، الا آنانی که خود را به خواب زده باشند!!....خداوند کریم عاقبت به خیری عنایت مان کند.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.