«چیستی نقد تکوینی» در گفت وگو با دکتر بهمن نامور مطلق, استاد دانشگاه شهید بهشتی

جنین شناسی اثر هنری

اندیشه /
شناسه خبر: 505570

اکنون ما با ۲ نوع آموزش افراطی در دانشکده ها و مؤسسه های هنر مواجه هستیم. یکی آموزش افراطی ای که بشدت نظری است و عملا فضای عملی آفرینش را فراموش کرده است به همین دلیل دانشجویان ما در دانشگاه، هنرمند نمی شوند چون بشدت آموزش ها نظری است. اما افراط دیگری که در آموزش هنر صورت می گیرد، صرفا عملی بودن است که در چنین شرایطی هنرجویان نگاه کلان و خلاقانه پیدا نمی کنند و به تقلید صرف می انجامد. ولی نقد تکوینی که حدفاصل میان این دو است، تحلیل و مشق را با هم دارد که این می تواند به آموزش هنر خلاقانه کمک کند

با پیشرفت علم و دانش و هنر، نقد نیز بسان آنها و همگام با آنها در طول تاریخ خود تطوراتی را پشت سر گذاشته است و رویکردهای جدیدی را پرورانده است. ماهیت و رسالت نقد ایجاب می کند که متحول و پویا باشد تا بتواند خصلت زایایی و راهگشایی خود را حفظ کند و رسالت خود را عملی کند. امروزه در نقد نو، با رویکردهای متفاوت نقد همچون نقد نشانه شناختی، نقد جامعه شناختی، نقد تخیلی، نقد بومی، نقد تکوینی و. .. روبه رو هستیم. در باب «نقد تکوینی» که رویکردی جدید برای نقد متن است، با دکتر بهمن نامور مطلق به گفت وگو نشستیم. وی که دکترای ادبیات تطبیقی از دانشگاه بلز پاسکال فرانسه دارد به پرسش های «ایران» در باب هدف نقد، انواع نقد، رویکرد نقد تکوینی به متن، فواید نقد تکوینی و برجسته ترین نظریه پردازان و شارحان این نوع نقد پاسخ گفتند که از ایشان سپاسگزاریم.

***

* جناب دکتر نامور مطلق، هدف از نقد چیست؟ در واقع، نقد «قضاوت» است یا «خوانش»؟

در دوره های گوناگون رویکردهای مختلفی به نقد وجود داشته است. در دوره هایی نقد بشدت «قضاوتی» بود و بر این باور بودند که هدف اصلی نقد «داوری» و تمیز سره از ناسره است که با معنای واژه نقد در فارسی نیز بی ارتباط نیست. اما در دوره هایی هم نقد را تا حد خوانش پیش بردند. بویژه در نقد نو بر این عقیده اند که نقد خوانش است و به هیچ وجه قضاوت نیست. این عقیده برای «متن» و «اثر» تفاوت های اساسی قائل هستند. بر اساس این نظریه زمانی برای قضاوت و سپس زمانی نیز برای خوانش است چنانکه از اوایل قرن بیستم تحول اساسی در نوشتار ادبی و آثار هنری اتفاق افتاد که دیگر نقد نمی تواند داوری باشد. اما به عقیده اینجانب نقد هم می تواند قضاوت باشد و هم خوانش یک اثر باشد. بخشی از هنر که زاییده تکنیک و مهارت است قابل قضاوت است و بخشی دیگر از آن که به مسائل فرهنگی و شخصی هنرمند و به متن هنری بازمی گردد، غیرقابل قضاوت است و می توان از آن خوانش داشت و منتقد آن کسی است که بتواند خوانش دقیق تری از متن داشته باشد. به عبارت دیگر، این نظر به جای برش درزمانی به یک برش هم زمانی می پردازد.

* این خوانش تا چه میزان می تواند تحت الشعاع تفسیر منتقد باشد؟

به نظرم بشر هر کاری می کند همراه با تفسیر است. نگاه ما به هر چیزی در توصیفی ترین شکل آن همراه با تفسیر است و این کشفی بود که در قرن بیستم صورت گرفت یعنی بر آن تاکید اساسی شد. با وجود این که پوزیتیویست ها بسیار سعی کردند تفسیر را نادیده بگیرند و به عینیت گرایی نزدیک شوند اما اکنون تقریبا همه به این نتیجه رسیده اند که عینیت گرایی مطلق وجود ندارد و به این اعتبار در اواسط قرن بیستم تحت تاثیر همین کشف، نقد نو به وجود آمد که نام دیگر آن «نقد تفسیری» بود و این حقیقت را می پذیرفت که هر نگرش و خوانشی همراه با تفسیر است؛ تفسیر فردی، تفسیر گروهی، تفسیر براساس لایه های اجتماعی و فرهنگی و.. . و این چیزی بود که نقد تحصلی یا نقد اثباتی (پوزیتیویستی) از قبول آن سر باز می زد یا سعی می کرد تا حد امکان آن را تقلیل دهد و نادیده بگیرد.

* نقد ها برچه اساسی طبقه بندی می شوند نقد نشانه شناسانه، نقد جامعه شناختی، نقد تخیلی، نقد بومی، نقد تکوینی و.. . با چه ملاکی دسته بندی می شوند؟

همان طور که شما نام بردید ما انواع رویکرد ها و روش های نقد داریم. حداقل به ۲ دلیل انواع نقد به وجود می آید؛ اولا زاویه نگاه و رویکرد ما به آن اثر می تواند شاخه های گوناگون نقد را به وجود آورد. به عنوان مثال اگر با رویکردی جامعه شناسانه به اثر نگاه کنیم نقد جامعه شناختی خواهیم داشت و اگر با توجه به مبانی نشانه شناسی متنی را مورد بررسی و نقد قرار دهیم نقدمان نشانه شناسانه خواهد بود. دوم این که؛ در مقاطع تاریخی مختلف و با توجه به تغییرات فرهنگی، نگاهمان به اثر هنری و نقد اثر هنری متفاوت شده است. همراه با تغییر پارادایم ها نقد ها نیز اغلب دچار دگرگونی می شوند. مثلا در دوره ای نقد ساختگرایی را داشتیم و در دوره های دیگر نقد پساساختگرایی و نقد پوزیتیویستی و.. .

* «نقد تکوینی» چه رویکردی به متن دارد؟

ما یک پیکره هنری یا ادبی داریم به نام متن که وقتی از زوایای گوناگون به آن بنگریم این پیکره به انواع مختلف خود را به ما می نمایاند و زاویه ای از آن اثر را بر ما روشن می کند. تمام این نقدهایی که شما نام بردید، پیکره اصطلاحا تمام شده یک اثر را بررسی می کنند. اما پیش از رسیدن به متن نهایی، متن های دیگری به نام پیشامتن وجود دارند که این پیشامتن ها در نهایت تبدیل به متن پایانی می شوند که اغلب نقد ها این متن پایانی را مورد بررسی قرار می دهند در حالی که موضوع بررسی و تحلیل نقد تکوینی پیشامتن ها هستند. در واقع با آن بخش از اثر سروکار دارد که جرقه های اولیه خلق اثر زده می شود تا زمانی که هنوز متن به پایان راه نرسیده است.

* مطالعه و تحلیل پیشامتن ها و در واقع نقد تکوینی چه سود و بهره ای می تواند داشته باشد؟

ما انسان ها به طور فطری در جست وجوی پاسخ به چگونگی آفرینش چیزهایی هستیم که پیرامون ما قرار دارند. همیشه دوست داشته ایم بدانیم پدیده ها چگونه به وجود آمده اند و چه مراحلی را طی کرده اند تا به وضع کنونی رسیده اند. یکی از کارکردهای نقد تکوینی پاسخ به چنین پرسش هایی است یعنی می خواهد به چگونگی خلق و فرایند پیدایش اثر برسد.

سود دیگری که نقد تکوینی می تواند داشته باشد «شناخت تخیل هنری» است. در واقع با مطالعه پیشامتن ها می توان دریافت که مؤلف از چه متن هایی تاثیر پذیرفته و تا چه میزان از خلاقیت ذاتی اش بهره گرفته است و چنین رویکردی ما را از افراط و تفریط این مساله که «مؤلف مرده است» و یا این که «مؤلف صاحب مطلق اثر است»، می رهاند و ما را به یک شناخت متعادل می رساند.

«شناخت اصالت اثر» بهره دیگری است که می توان از رویکرد نقد تکوینی به دست آورد. با بررسی پیشامتن ها می توان به این نتیجه رسید که آیا این اثر آن اصالتی که به آن نسبت می دهند را دارد یا خیر. در این رابطه نقد تکوینی از انواع روشهای علمی برای مطالعه اصالت اثر بهره می برد.

* به این اعتبار، آیا می توان از دستاوردهای نقد تکوینی در جهت خلق یک اثر خلاقانه دیگر استفاده کرد؟

دقیقا همین طور است.

* بنابراین نقد تکوینی می تواند در آموزش هنری برای ما راهگشا باشد؟

اکنون ما با ۲ نوع آموزش افراطی در دانشکده ها و مؤسسه های هنر مواجه هستیم. یکی آموزش افراطی ای که بشدت نظری است و عملا فضای عملی آفرینش را فراموش کرده است به همین دلیل دانشجویان ما در دانشگاه، هنرمند نمی شوند چون بشدت آموزش ها نظری است. اما افراط دیگری که در آموزش هنر صورت می گیرد، صرفا عملی بودن است که در چنین شرایطی هنرجویان نگاه کلان و خلاقانه پیدا نمی کنند و به تقلید صرف می انجامد. ولی نقد تکوینی که حدفاصل میان این دو است، تحلیل و مشق را با هم دارد که این می تواند به آموزش هنر خلاقانه کمک کند.

* چرا نقد تکوینی را «جنین شناسی» اثر هنری نامیده اند؟

چون از زمانی که نطفه یک اثر هنری بسته می شود و نخستین جرقه های خلق یک اثر پیش می آید و فرآیندی و مراحلی که اثر طی می کند موضوع مورد مطالعه نقد تکوینی است، به همین دلیل از آن به جنین شناسی اثر هنری هم نام برده اند.

* مطالعات «بینامتنی» چطور در نقد تکوینی به کار گرفته می شود؟

یکی از منابعی را که نقد تکوینی برای یافتن چگونگی خلق و زایش یک اثر بررسی می کند «پیرامتن» ها هستند. «پیرامتن ها» متن هایی هستند که متن اصلی را احاطه کرده اند همچون عنوان اثر، تبلیغات راجع به اثر، هر آنچه در مورد اثر در جایی نوشته یا گفته می شود و یا حوادثی که برای مؤلف رخ می دهد و روی متن او اثر می گذارد. مثلا مرگ دختر ویکتورهوگو که پس از آن نوشته هایش دچار تحولی عمیق شدند و اگر این پیرامتن از نظر منتقد دور بماند شاید در نهایت به قضاوت و خوانش درست و دقیقی از اثر نرسد. مثال دیگر تابلوی گرنیکای پیکاسو است که مرتبط با حوادث جنگ داخلی اسپانیا است.

یکی از منابع دیگری که در نقد تکوینی مورد بررسی قرار می گیرد «پیش متن» ها محسوب می شوند که در واقع متن هایی هستند که مؤلف آنها را دیده یا مطالعه کرده و در پیشامتن های خود از آنها تاثیر پذیرفته است.

به عنوان مثال شاهنامه فردوسی برای شاهنامه بایسنقر یک پیشامتن است چرا که بایسنقر تحت تاثیر شاهنامه فردوسی، متن خود را پدید آورده است و این دو پیش متن هایی برای شاهنامه شاه طهماسب تلقی می شوند. پس پیش متن ها، متن هایی هستند که به وسیله مؤلف مورد ارجاع قرار می گیرند و در پیشامتن ها تاثیر می گذارند چنانکه طی مراحلی، متن نهایی متولد می شود. منبع سومی که منتقد تکوینی آن را نباید از نظر دور دارد «فرامتن» ها هستند. هر آنچه مؤلف یا دیگران درباره چگونگی خلق اثر گفته باشند، فرامتن محسوب می شود.

و همه پیشامتن ها، فرامتن ها و پیرامتن ها در مطالعه های بینامتنیت مورد تحلیل و بررسی قرار می گیرد و به این اعتبار می بینیم که نقد تکوینی بی نیاز از مطالعات بینامتنیت و ترامتنیت نیست.

* برجسته ترین نظریه پردازان یا شارحان نقد تکوینی چه کسانی هستند و بستر شکل گیری آن کجا بود؟

نقد تکوینی همانند همه نقد ها و همه جریانات فرهنگی دارای سابقه ای در مطالعات پیشین است. در این خصوص می توان از شخصیت هایی همچون رودلر، اودیا، لانوسن، تیبوده، ژان بلمن نوئل یاد کرد. با این حال این نقد به طور رسمی در دهه های ۷۰ در فرانسه شکل گرفت. به این ترتیب که مرکزی در سازمان تحقیقات ملی فرانسه وجود دارد به نام ITM این مرکز مامور شد تا نسخ دست نوشت نویسندگان معاصر را مورد تحقیق قرار دهد. در نتیجه کارشناسان این مرکز به قواعدی برای مطالعه این آثار دست یافتند که انتشار آن مورد استقبال دانشگاه ها به عنوان یک روش نظام مند مطالعه آثار ادبی و هنری قرار گرفت. یکی از افراد برجسته این مرکز که در واقع از شارحان نقد تکوینی هم محسوب می شود «پیر-مارک دو بیازی» است.

اما بتدریج از دهه های ۸۰ به بعد محققان نقد تکوینی از حوزه ادبیات و شعر فراتر رفتند و شاخه های گوناگونی را ایجاد کردند. اکنون نقد تکوینی به حوزه های معماری، هنر، علم و حتی فلسفه راه یافته است. همین گروه مورد ذکر نشریه ای دارند که فصل هایی از آن به نقد تکوینی آثار فلسفی می پردازد. به عنوان مثال به این نکته می پردازند که چطور می شود که یک فیلسوف کتابی را می نویسد یا این که چه جرقه هایی در ذهن و ضمیر او شکل می گیرد که یک نظریه ای را ارائه می دهد. همه این ها موضوع بررسی نقد تکوینی هستند.

در واقع حوزه نقد تکوینی، حوزه خلاقیت انسانی است. محققان نقد تکوینی بر این باورند که هر عمل انسان نشات گرفته از خلاقیت انسانی او است بنابراین همه اعمال انسان می تواند مورد توجه و مطالعه نقد تکوینی قرار گیرد.

* نقد تکوینی به کدام وجه از مثلث «متن، مخاطب و مؤلف» بیشتر توجه می کند می خواهیم بدانیم رویکرد نقد تکوینی به مخاطب چگونه است؟

محور بحث و توجه نقد تکوینی «تخیل» و «فرایند خلق اثر» است و کمتر به کنشگران انسانی همچون مؤلف و مخاطب می پردازد. اما همانطور که قبلا هم گفتم مؤلف را به کلی از نظر دور نمی دارد. اما مخاطب چندان مورد اعتنای نقد تکوینی نیست چرا که یک اثر زمانی که به پایان برسد و ارائه شود مخاطبش را پیدا می کند. در حالی که نقد تکوینی با پیشامتن ها سروکار دارد یعنی از زمان شکل گیری اثر تا متن پایانی. بنابراین مخاطب در تحلیل های منتقد تکوینی چندان جایی نمی تواند داشته باشد. البته این پاسخ اولیه به پرسش شما خواهد بود. اما اگر بخواهیم بیشتر به موضوع بپردازیم در هنگام خلق بویژه برخی از گونه های ادبی و هنری هیچ گاه مخاطب و نظر و سلیقه او بی تاثیر نیست. بنابر این مخاطب به واسطه می تواند مورد توجه منتقد تکوینی قرار گیرد.

* نقد تکوینی محصول تفکر ساختگرایی بود یا بیشتر از نظام پساساختگرا بهره گرفت؟

این نقد حائل میان ساختگرایی و پساساختگرایی است و به همین جهت، هم به متن توجه دارد و هم به فرامتن بی توجه نیست.

* آیا قائل به تقسیم بندی های دوتایی «نقد نو ‎/ نقد سنتی» و «نقد مدرن ‎/ نقد پست مدرن» هستید نقد تکوینی در این تقسیم بندی ها چه جایگاهی دارد؟

در غرب، نقد فرایند مشخص و تعریف شده ای دارد. در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ با نقد سنتی در غرب مواجه هستیم که با آمدن نقد پوزیتیویستی به چالش کشیده می شود و کنار می رود، از دهه های ۵۰ با نقد نو روبه رو می شویم که تمام حوزه های آکادمیک و غیرآکادمیک را اشغال می کند و بر نقد پوزیتیویستی غالب می شود. نقد نو که بیشتر در قالب های مدرنیته بروز پیدا کرده بود و نقد ساختگرایی را در خود پرورده بود بتدریج با دوران پست مدرن و نقد پساساختگرایی کنار زده شد. این سیری است که نقد در غرب طی کرد. اما در ایران ما چنین تفکیک و تمایز مشخصی نداریم و در آن واحد هم شاهد نقد نو، هم نقد سنتی یا نقد مدرن و پست مدرن هستیم. اما چنانکه گفته شد نقد تکوینی حائل میان نقد مدرن و نقد پست مدرن است و حتی می توان گفت به دلیل ویژگی هایی که دارد به نقد پست مدرن نزدیک تر است.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.