گفتاری از آیت الله مصطفی محقق داماد

دروغ بد است چون خدا آن را بد دانسته؟ یا چون بد است خدا آن را بد می‌داند؟

اندیشه /
شناسه خبر: 504931

سقراط پرسید: ظلم چون خدایان را به خشم می‌آورد بد است یا چون بد است خدایان به خشم می‌آیند؟ همین پرسش در مسیحیت مکتب‌های بسیار را ایجاد کرد. همین سوال در اسلام باعث بوجود آمدن اشاعره و معتزله شد. مکتب‌های بسیار مختلفی به دنبال همین پرسش ایجاد شدند. از 499 سال قبل از میلاد هنوز هم این پرسش زنده است.

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو

یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو

گفتم ای بخت بخفتیدی و خورشید دمید

گفت با این همه از سابقه نومید مشو

آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت

حافظ این خرقه پشمینه بینداز و برو (غزل 407 دیوان حافظ)

1. از عمر نسبتا طولانی 74 ساله‌ام به این تجربه رسیده‌ام که از میان انواع دانش‌های بشری، پیچیده‌ترین و مهمترین دانش‌ها، دانش الهیات است. تکنولوژی با پیشرفت چشمگیرش مشکلات را برای خود حل کرد و از چنان شتابی برخوردار است که نمی‌توان در برابر شتاب آن ایستاد تا آنجا که اگر سطح مباحث علمی امسال را با سال گذشته مقایسه کنیم، این شتاب را بطور ملموسی درک خواهیم کرد.

سؤالی که در این فضا، مطرح می‌شود این است که «دانش الهیات» از قبل از یونان تا به امروز چقدر تغییر کرده است؟ به نظر می‌رسد، مشکلات و سوالات همانطور باقی است و به نظر من سوالات تغییر نکرده است؛ هرچند پاسخ‌های به نسبت متفاوتی ارائه شده است. در این راستا، به رساله کوچکی از سقراط که مربوط به گفت‌وگوی او در سرسرای دادگاه است اشاره می‌کنم:

499  سال قبل از میلاد مسیح  که «دانای یونان» را به محاکمه دعوت کرده بودند؛ آن هم به جرم گمراه کردن ذهن جوانان، او قبل از وقت به دادگاه می‌رود. وقتی وارد سرسرای دادگاه می‌شود، درب دادگاه بسته بود. نگاه کرد و دید کسی زودتر از او آمده است. وقتی جلو رفت، دید او را می‌شناسد؛ از روحانیون یکی از معابد آتن بود.

از او پرسید که برای چه به دادگاه آمده است؟ روحانی گفت: برای شکایت از پدرم آمده‌ام. سقراط پرسید: مگر پدر تو چه گناهی مرتکب شده است؟ روحانی پاسخ داد: پدرم به یکی از کارگران مزرعه‌اش ظلم کرده است. سقراط پرسید: مگر ظلم بد است؟ او جواب داد: بله. او مجددا از چرایی بد بودن ظلم از روحانی سوال کرد و او در جواب گفت: ظلم بد است چون خدایان را به خشم می‌آورد. سقراط پرسید: ظلم چون خدایان را به خشم می‌آورد بد است یا چون بد است خدایان به خشم می‌آیند؟

این پرسش و پاسخ‌ها میان این دو همچنان ادامه پیدا می‌کند. اما هدف من از طرح این گفت‌وگوی سقراط با روحانی این است که بپرسم آیا هنوز این پرسش‌ پاسخ داده شده است؟

2. قتل، دروغ، ظلم بد است اما چرا؟ به همین خاطر است که معتقدم مباحث الهیات بسیار مهم و پیچیده‌اند. دروغ بد است چون خداوند آن را بد دانسته؟ یا چون بد است خدا آن را بد می‌داند؟

همین پرسش در مسیحیت مکتب‌های بسیار را ایجاد کرد. همین سوال در اسلام باعث بوجود آمدن اشاعره و معتزله شد. مکتب‌های بسیار مختلفی به دنبال همین پرسش ایجاد شدند. از 499 سال قبل از میلاد هنوز هم این پرسش زنده است.

بنابراین، معتقدم «پیچیده‌ترین دانش» الهیات است؛ چون حل شدنی نیست و همه اندر خم یک کوچه‌ایم. اما الهیات «مهمترین دانش» هم هست؛ چون مدعی هستم به اندازه‌ای که سرطان، سل، مالاریا جان انسان‌ها را گرفته است به همان اندازه «جهل ناشی از دین» خون ریخته و سر بریده است. شاید هیچ بلایی چنین نقشی را ایفا نکرده است.

سقراط، دانای یونان و تحول‌دهنده فکر جوانان است. او در دفاعیه خود در دادگاه می‌گوید: «من مانند آن خرمگسی بودم که بر حیوان می‌نشیند و آن را از خواب بیدار می‌کند. من این نقش را برای جوانان ایفا کردم. من جوانان را بیدار کردم که سؤال کنند.» ولی سرانجام او را محکوم به نوشیدن جام شوکران کردند و او هم به اطاعت از قانون و به نام خدا سرکشید.

در زمانی که زندگی می‌کنیم اگر گوش بصیرت داشته باشیم، در همین منطقه خاورمیانه خودمان، ناله‌های کودکانی را می‌شنویم که پدرشان را به نام خدا سر بریده و مادرانشان را برده می‌کنند. چه باید کرد؟

3. مقاله‌ای را در سال‌های اولیه پیدایش داعش و بوکوحرام نوشتم و عنوان «جهل مقدس» را از جوردانو برونو وام گرفتم. او کسی بود که به جرم روشنگری جوانان در وسط میدان بسته و زنده زنده سوزانده شد. هیزم را دور او جمع کردند که یک مرتبه یک زن گفت راه بدید تا جلو بیایم. پیرزن تکه چوبی را که به همراه داشت روی دیگر هیزم‌ها گذاشت تا به سوزاندن او کمک کرده باشد. اینجا بود که برونو گفت «نفرین بر آن جهل مقدست». این اصطلاح را من از آنجا گرته گرفتم.

کتاب‌های دیگر من، فقهی، حقوقی و فلسفی‌اند. طرح و متد دارند. اما این چهار جلد «روشنگری دینی 1»، «روشنگری دینی 2»، «فاجعه جهل مقدس» و «در دادگاه جهل مقدس» طرح و پلان ندارند که البته رازی دارد و آن، این است که اگر کسی بخواهد در این زمینه حرفی بزند راهی ندارد جز اینکه با طرح آشفته کار کند.

زلف آشفته تو موجب جمعیت ماست

چون چنین است، پس آشفته ترش باید کرد (حافظ)

دو جلد اول در قالب تفسیر قرآن است، متد نمی‌توانستم داشته باشم اما یک آیه‌ای در قرآن هست:

وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ  وَلَا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَسَارًا

در این آیه قرآن صراحتا عنوان کرده که دین یک چاقوی دو لبه است. یعنی یک طرف آن میوه، گوشت و... می‌برد و طرف دیگر دست را می‌برد. قرآن دو اثر دارد؛ برای یک عده شفا است و جان و حیات می‌دهد و تزریق مهربانی می‌کند. ولی همین قرآن برای یک عده دیگر ضرر و بدبختی بیشتر است. این را خود قرآن می‌فرماید. قرآن برای اینگونه افراد ایجاد خسارت می‌کند و تا اسفل و سافلین می‌برد. تمام تعلیمات دینی هم به همین صورت است. این تعلیمات برخی را اعلی علیین و برخی را به اسفل سافلین می‌برد.

زانک از قرآن بسی گمره شدند

زان رسن قومی درون چه شدند

مر رسن را نیست جرمی ای عنود

چون ترا سودای سربالا نبود (دفتر سوم مولانا)

4. دین باید توأم با معرفت باشد. اگر بنا نیست معرفت داشته باشیم، بهتر است دین نداشته باشیم. دین بدون معرفت به مراتب از بی‌دینی بدتر است. شخصیت‌های بزرگی را دینِ بدون معرفت از ما گرفته است.

علامه طباطبایی از مفاخر دانش الهیات و یکی از مهمترین کسانی است که با نوشتن بیست جلد تفسیر المیزان در تحول الهیات کشور مؤثر بوده است. اما اگر من و بقیه دوستان نبودیم مورد توهین و سنگ‌پرانی قرار گرفته بود. منکر این امر نمی‌شوم که پشت پرده محاکمه سهروردی حتما سیاست و... بوده است اما آقایی که به عنوان فقیه او را محاکمه می‌کند، با کج اندیشی دینی رأی می‌دهد و برای خدا رأی می‌دهد به نام خدا رأی می‌دهد.

کتاب دیگری دارم «بازخوانی فقهی امر به معروف و نهی از منکر و اجرای حدود» این کتاب درست معرفی نشد و حق آن ادا نشد. آنجا مطرح کرده‌ام که اگر قضیه امر به معروف و نهی از منکر به دست افراد عوام بیوفتد. آفات بسیار به دنبال دارد. امر به معروف و نهی از منکر باید به دست کسی سپرده شود که شناخت درستی از معروف و منکر داشته باشد.

شهید ثانیِ ما را چه کسی اعدام کرده است؟ شهید اول ما را چه کسی اعدام کرده است؟ آنان که می‌خواستند به بهشت و نزد حورالعین بروند. شمر و بقیه برای رضای خدا امام حسین(ع) را کشتند.

5. عالیترین نهادهای بشری جهل است. همه این علومی که در کتابخانه‌ها می بینیم به دنبال جهل ایجاده شده است، اما جهل بسیط؛ به این معنا که فرد می‌داند که نمی‌داند. چه کسی تکنولوژی‌های جدید را بوجود آورده است؟ عالم‌هایی که قبلا جاهل بوده‌اند، امان از جهلی که فرد از آن آگاه نباشد و خود را عالم بپندارد. از این رو، به سراغ دانایی و آگاهی نمی‌رود اما سومی از آن هم بدتر است. جهلی است که نمی‌داند که نمی‌داند و به آن جهل رنگ خدایی می‌دهد. کره شمالی نان ندارند بخورند. و سالی یکبار فقط شب تولد رهبرشان گوشت می‌خورند اما فکر می‌کنند که در بهشت زندگی می‌کنند و وقتی رهبرشان مرد، فکر می‌کردند که به آسمان رفته است. قرآن به این افراد «مستضعف» می‌گوید. مستضعف یعنی کسی که از آگاهی پوچ شده است و در مغزش جهل تزریق شده است.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.