گنج جنگ

فرهنگی /
شناسه خبر: 504310

جنگ تحمیلی عراق، ضد ایران برآمده از انقلاب اسلامی، با وجود تلفات پرشمار انسانی و خسارت‌های فراوان اقتصادی، پیامدها و تبعات فراوانی داشت که طیف گسترده‌ و متنوعی را شامل می‌شود.

 بدون پرداختن به دیگر آثار که از حوصله و هدف این یادداشت خارج است و بارها و بارها، چه بر منابر و در مناسبت‌ها و یادکردها و چه در مدارس و دانشگاه‌ها (ولو بسیار اندک و کم‌مایه) و چه در مجامع جهانی و سازمان‌های بین‌المللی به آنها اشاره و تأکید شده است، با جرأت و اطمینان می‌توان آثار و دستاوردهای مثبت فرهنگی تهاجم عراق به مرزها و سرزمین ایران را- با‌وجود متجاوزان- مهم‌ترین این آثار دانست؛ چرا که این رویدادِ طبعاً رنج‌آور و ناخوشایند، با پرورش نسلی از «انسانِ ترازِ انقلاب اسلامی»، موجب پیدایی و نضج و رشد و گسترش فرهنگ و ادبیاتی شد که به «فرهنگ و ادبیات دفاع مقدس» موسوم گردید. تأکید بر «ادبیات دفاع مقدس»، آن هم در وجه مکتوبش، نادیده گرفتن یا کم‌اثر شمردن دیگر جلوه‌های فرهنگی همچون هنرهای ترسیمی و بصری و نمایشی نیست، که در جای خود مهم و بسیار ارزنده‌اند. توجه به ادبیات مکتوب، از آن رو است که این تجلی هنری، اولین جرقه‌های جوشش طبع زلال خالقانش بود.
به شهادت اسناد و آثار باقی‌مانده، از همان نخستین ماه‌های آغاز تهاجم دشمن، نه به خواست و امر و دستور، که به ضرورت و کشش و جوشش، اندک اندک آثاری- بخصوص در زمینه شعر و سپس خاطره و داستان و...- پدید آمد و روز به روز بر ارزندگی و برازندگی‌شان افزون شد. شاعران و نویسندگانِ عمدتاً نوپا و جوان (و صد البته نه جویای نام و نان)، از گوشه گوشه این سرزمین و از دل معرکه آتش و خون و گلوله سر برآوردند و جوششی (و نه صرفاً کوششی) آثاری آفریدند که همچون گنجی پربها در خزانه تاریخ و فرهنگ این سرزمین محفوظ خواهد ماند.
برای مثال سروده آشنای «یاران چه غریبانه، رفتند از این خانه...» از «پرویز بیگی حبیب‌آبادی» پس از آزادسازی خرمشهر، که بعدها هم به‌صورت نوحه و هم در قامت ترانه و بعدتر نماهنگ، ماندگارتر شد، هنوز هم طراوت و تازگی و شور و سوز آن سال‌ها را دارد. همچنین دست‌نوشته‌های «شهید احمدرضا احدی» با عنوان «حرمان هور» یا کتاب «حماسه تپه برهانی»؛ خاطرات «سید حمیدرضا طالقانی» از عملیات والفجر2، نمونه‌هایی از این آثار ماندنی است.
هرچند سپهر رسانه‌ای آن سال‌ها تنوع و گستردگی حضور و قدرت نفوذ این سال‌ها را نداشت و به همین روی، این آثار بی‌بدیل شاید از اقبال و خوشامد عمومی چندان بهره و نصیب نبردند، اما دلنشین و تأثیرگذار و عمیق و از همه مهم‌تر «بی‌پیرایه» بودند. این بی‌پیرایگی، نه در فرم و قالب و محتوای اثر، که در جان و ضمیر خالقان آن آثار بود. بی‌مناسبت نیست اگر در اینجا از «امیرحسین فردی» یاد کنیم، که با گرد هم آوردن جوانان مشتاق و مستعد، در مجموعه «بچه‌های مسجد» و راهبری آنان، گروهی از نویسندگان جوان بی‌پیرایه و صاحب ذوق را پروراند.
نکته مهم در این میان اینکه نه محتوای فراهم آمده مقاومت و پایداری ملت ایران که «فرهنگ و ادبیات دفاع مقدس» نام گرفته، قراردادی و پیمانکاری بود و نه خالقان آن، مجریان هیچ کارفرمایی!
همچنان که «دفاع مقدس» ما در تمام وجوه و ابعادش، پدیده‌ای کیفی (و نه کمّی) است و با گذشت چند دهه از پایان آن و با اینکه در طول این سال‌ها همچنان بر داشته‌ها و آثارش افزوده شده و گستردگی و عمق حضور و نفوذ آن قابل مقایسه با دوران طلایی «دفاع مقدس» نیست، اما به جرأت می‌توان مدعی شد که آثار ادبی آن دوران- بخصوص در زمینه‌های شعر و خاطره و داستان- در حکم مرواریدهای طبیعی و ناسفته‌ای است که غواصان بی‌رنگ و ریا، آنها را از اعماق اقیانوس پرتلاطم دفاع مقدس صید کرده و در نظرگاه نسل خویش و نسل‌های بعد قرار داده‌اند.
البته نباید از یاد برد که اگر حفظ آثار به جا مانده از آن دوران و نشر و گسترش و سروسامان بخشی به آن‌‌ها و در دسترس عموم قراردادن‌شان و از دیگر سو، آموزش فنی و ممارست و پرورش استعدادهای شکوفا و قلم‌های خوش‌تراش و اندیشه‌های پویا نبود، امروز ما از گنجینه عظیم آثار ادبی دفاع مقدس بهره چندانی نداشتیم.
 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.