بازگشت به مردم ؛ درس بزرگ جنگ

فرهنگی /
شناسه خبر: 504308

شهیدی که بر خاک می‌خفت سرانگشت در خون خود می‌زد و می‌نوشت دو سه حرف بر سنگ: به امید پیروزی، نه در جنگ، که بر جنگ - قیصر امین پور

در همه کشورهای جهان برگزاری مراسم گرامیداشت و سالگردها برای رویدادهای بزرگ و تأثیر‌گذار بر سرنوشت مردمانشان، فرهنگی فراگیر است. چنانکه هرساله شاهد برگزاری سالگردهایی برای جنگ‌های جهانی، انقلاب‌ها، اعلام استقلال‌ها و... هستیم. در قرآن کریم نیزدر آیه 5 سوره ابراهیم به اهمیت آن اشاره شده است. در این آیه پس از نجات بنی اسرائیل از بندگی فرعون خطاب به حضرت موسی می‌گوید: «.... قومت را از جهل و گمراهی بیرون آور و به عالم نور رسان و روزهای خدا را به یاد آنها آور، که در این یادآوری بر هر شخصی که صبور و شکرگزار است دلایل روشنی نهفته است.»
در کشور ما نیز پس از تحمیل جنگ بر ایران در31 شهریورماه 1359، هرساله، هفته و روزی را به‌نام پاسداشت و یادآوری آن برپا می‌کنند. در درازنای تاریخ همواره جنگ روشی برای برتری‌جویی و سلطه بر دیگران کاربرد داشته است و جنگ‌افروزی، کشتار و تجاوز به حریم انسانیت از پدیده‌های نفرت انگیزی است که دامنگیر جوامع انسانی می‌شود؛ با وجود این نمی‌توان نمونه‌ای از جنگ‌ها را در تاریخ جهان یافت که آغازگر آن انسان‌هایی معقول و اصلاح گر باشند. تحمیل جنگ به کشور نیز در این چارچوب قابل بررسی و تحلیل است.
دفاع در برابر ظلم و تجاوز از ارزش بالایی برخوردار است و مردمان نیک‌اندیش نگاهی همدلانه به آن دارند. زیرا پیامد ایستادگی در برابر متجاوزان و دیکتاتوران زمینه‌ای برای دستیابی به آزادی و رشد و تعالی ملت‌ها فراهم می‌کند. با این نگرش بررسی ریشه و عوامل بروز جنگ عراق علیه ایران و پیامدهای ناشی از آن، درس‌های عبرت  آموزی دارد که مطالعه و فهم درست آنها می‌تواند چراغ فروزنده‌ای فراسوی مردم کشور در ترویج فرهنگ گفتمان و پرهیز از جنگ و خونریزی باشد، زیرا در همه عرصه‌های تاریخی، همواره صدام‌ها بوده‌اند و رفته‌اند و همچنان بدون حضور مردمان در عرصه‌های سیاسی اجتماعی و سرنوشت کشورشان، امکان باز پیدایی دارند.
در بررسی تاریخ جنگ، نمی‌توان از حضور مؤثر و اداره‌کننده مردم در دفاع چشم پوشی کرد. پیش از نیروهای مسلح، مردم مرزنشین در برابر تجاوز دشمن به دفاع برخاستند و پس از آن نیز پشتیبانی و همراهی مردم از نیروهای مسلح، اداره‌کننده جنگ بود. بنابراین به نظر می‌رسد پس از سپری شدن سال‌ها از پایان جنگ می‌توان برخی اسرار ناگفته و چرایی‌های ادامه جنگ را برای صاحبان اصلی دفاع و نیز تجربه اندوزی آینده در میان نهاد. با پذیرش این واقعیت که در هر پدیده اجتماعی و سیاسی می‌توان برخی نابسامانی‌ها و بی‌تدبیری‌ها را مشاهده کرد، جنگ تحمیلی نیز از این وضعیت مستثنی نیست و در صورت بی‌توجهی و پاسخ ندادن به برخی ابهامات، نسل‌های بعدی نیز از جنگ و ادامه آن خواهند پرسید. آینده‌ای که در آن نسل دست اندرکار جنگ برای دفاع از عملکرد خود حضور نخواهند داشت، اما تاریخ با اطلاعات و تحلیل‌های به جای مانده به قضاوت خواهد نشست.
هرچند جوانان نسل اول انقلاب و در ادامه آن جنگ تحمیلی سرشار از آرمانگرایی و تلاش وافر برای دستیابی به آرمان‌ها بودند، آرمان‌هایی که با رسیدن به استقلال و آزادی، مهم‌ترین آنها حفظ یکپارچگی سرزمینی و در ادامه آن دستیابی به پیشرفت همه جانبه کشور بود. به نظر می‌رسد، پس از پایان جنگ دغدغه نسل امروز ایران رنگی دیگر یافته است. جوانان امروز با واقع‌گرایی و پرهیز از جنگ، خواهان گفت‌و‌گو و در پی رسیدن به اهدافی دست یافتنی‌تر هستند. دغدغه نسل امروز پیشرفت همه‌جانبه کشور برای رسیدن به توسعه‌ای پایدار است. پیشرفتی که در سایه آزادی و امنیت روحی و روانی فراهم می‌شود. هرچند تهدیدات فرامرزی استکبار جهانی و ارتجاع منطقه‌ای در پی فرصت‌سوزی‌ها هستند اما نمی‌توان با نادیده انگاشتن برخی نابسامانی‌های داخلی بر این فرصت سوزی‌ها دامن زد. برای رستن از کمین ستمکاران و دشمنان و تحکیم پایه‌های اقتدارکشور و نهاد حاکمیت، اهمیت بازگشت دوباره به مردم بیش از پیش آشکار می‌شود. در واقع همچنان که در آغاز جنگ تفاهم ملی و همگرایی مردم و دولت توانست دشمنان را در رسیدن به اهداف خود ناکام گذارد؛ پذیرش واقعیت تعیین سرنوشت هر ملتی به دست خودش و نقش دادن به مردم، بار دیگر بسترساز تفاهم ملی برای غلبه بر مشکلات داخلی و توطئه دشمنان خارجی است.
 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.