روایت شاهدان عینی از سانحه سقوط هواپیمای سی-130 حامل فرماندهان عالیرتبه ارتش و سپاه

فرماندهان در پرواز شهادت

فرهنگی /
شناسه خبر: 504306

پس از اجرای عملیات ثامن الائمه، تیمسار فلاحی و همراهان؛ سرهنگ موسی نامجوی، سردار یوسف کلاهدوز و سرهنگ جواد فکوری، خود را به فرودگاه اهواز می‌رسانند تا به اتفاق به تهران حرکت کنند.

  دقایقی بعد، محمد جهان آرا، فرمانده سپاه خرمشهر هم به آنان می‌پیوندد. در فرودگاه خلبان هواپیما اعلام می‌کند به‌دلیل ازکارافتادن نشان دهنده‌های هواپیما آمادگی پرواز ندارد و نیاز به چند ساعت مهلت است تا مشکل فنی هواپیما  برطرف شود. گروه فرماندهان که تصمیم داشتند صبح روز بعد ابتدا نزد امام رفته و گزارشی از عملیات موفق ثامن‌الائمه را خدمت ایشان تقدیم، آنگاه برای زیارت امام رضا(ع) به مشهد سفر کنند ناچار از ترک فرودگاه می‌شوند. هنگام ترک فرودگاه متوجه هواپیمای سی - ۱۳۰ می‌شوند که آماده پرواز است. شهید فلاحی سؤال می‌کند مقصد آن هواپیما کجا است؟ پاسخ می‌دهند تهران و مأموریت آن‌هم حمل پیکر مطهرشهدا و انتقال مجروحان است. تیمسار فلاحی پیشنهاد می‌دهد با همان هواپیما بروند تا زودتر به مقصد برسند.
 در هواپیمای سی - ۱۳۰ چه گذشت؟
هواپیمای سی - ۱۳۰ که برای مأموریتی به ماهشهر رفته بود در بازگشت مأموریت می‌یابد تا برای انتقال مجروحان و پیکر پاک شهدای عملیات ثامن‌الائمه در اهواز توقف داشته باشد. خلبان هواپیمای مزبور در این مورد می‌گوید:«روز قبل از پرواز از اهواز، هنگام عملیات مهمی که در جنوب کشور جریان داشت، من برای انجام مأموریتی به ماهشهر اعزام شدم. در مراجعت از ماهشهر، به من پیشنهاد شد، در صورتی که آمادگی لازم را داشته باشم، برای حمل مجروحانی که نیاز به مراقبت‌های بیشتر پزشکی دارند، به یکی از مناطق عملیاتی جنوب کشور پرواز کنم. من هم با کمال میل برای نجات جان تعدادی از مدافعان ایثارگر میهن اسلامی این مأموریت را پذیرفتم و بعد از طی مقدمات اولیه پروازی به سمت فرودگاه مورد نظر، به‌طرف اهواز حرکت کردم. در حوالی منطقه به علت درگیری شدید هوایی، از طرف برج فرودگاه به من ابلاغ شد به‌خاطر وضعیت قرمز در فرودگاه شیراز به زمین بنشینیم تا پس از برقراری وضعیت عادی، مجدداً به منطقه مورد نظر برگردم. متأسفانه از فرودگاه شیراز اطلاع دادند به علت وضعیت قرمز، امکان نشستن در این فرودگاه هم برای هواپیما وجود ندارد. به هر حال پس از یک ساعت گردش در آسمان، با برقراری وضعیت سفید هواپیمای ما امکان فرود در فرودگاه اهواز را به دست آورد. در اهواز پس از انتقال مجروحان به داخل هواپیما، متوجه شدم که شهید فلاحی، شهید فکوری، شهید نامجو، شهید کلاهدوز و تعداد دیگری مسافر در این سفر با ما خواهند بود.» بعد از سوار شدن تیمسار فلاحی و همراهان، ستوان مهدی حسینی، معلم پرواز، از آنان درخواست می‌کند به کابین جلو بروند. اما تیمسار فلاحی در جواب وی می‌گوید: «تعداد ما زیاد است» و همانجا پیش بقیه مسافران می‌ماند.
هواپیما به حرکت درمی‌آید و در فاصله حدود ۸۰ مایلی تهران خلبان، سروان صولتی، ضمن تماس با برج مهرآباد تقاضا می‌کند تا ارتفاع پروازش را کاهش دهد. با تقاضای او موافقت می‌شود. از این فاصله به بعد ارتفاع هواپیما کم‌تر می‌شود. در فاصله ۱۵ مایلی تهران با تقاضای مجدد خلبان جهت کم‌تر کردن ارتفاع نیز موافقت می‌شود و بدین ترتیب ارتفاع پرواز به ۸۵۰۰ پا تقلیل می‌یابد. اما لحظاتی پس از تماس با برج فرودگاه، ناگهان هرچهار موتور هواپیما از کار می‌افتد و سکوت و تاریکی در هواپیما و نگرانی و اضطراب برجان سرنشینان آن حاکم می‌شود. از آن لحظه به بعد، هواپیما به جای حرکت به سمت جلو، مانند تکه سنگی به طرف زمین می‌آید. یکی از بازماندگان آن حادثه از آن لحظات چنین می‌گوید:«آن همه سر‌وصدا، در یک آن قطع شد. در این حال، مهندسان و خلبانان و یک سرگرد خلبان که اوهم در میان ما بود با هندل آمدند و همراه تیمسار فلاحی و سرهنگ فکوری یک چیزی را می‌چرخاندند که من نمی‌دانستم چیست. از سرهنگ نامجوی پرسیدم: جناب سرهنگ چه‌ کاری انجام می‌دهید؟ ایشان پاسخ داد: چرخ هواپیما را پایین دادیم تا بنشینیم. نگران نباشید؛ چیزی نشده، یک نقص فنی برای هواپیما پیش آمده که ان شاء الله رفع خواهد شد. با این توضیح مسافران عادی هواپیما تا حدودی آرامش خود را باز یافتند.» خلبان هم از سرنشینان می‌خواهد تا خونسردی خود را حفظ کنند بعد بسرعت به‌سمت موتور‌های هواپیما می‌رود و یک به یک آنها را مورد آزمایش قرار می‌دهد، اما هیچ علامت مثبتی دریافت نمی‌کند معلم پرواز، ستوان حسینی نیز موتور‌ها را مورد بازدید قرار می‌دهد، سپس با ناامیدی می‌گوید: «هر چهار موتور هواپیما از کار افتاده است.» در آن لحظه خلبان از تیمسار فلاحی و سایر فرماندهان می‌خواهد که به کابین بروند تا خطرات ناشی از سقوط به آنان صدمه کمتری وارد نماید. اما آنان پاسخ می‌دهند؛ چون ما به‌صورت یک هیأت گروهی هستیم، ترجیح می‌دهیم همه با هم همین پایین باشیم. سرهنگ فکوری که برای بررسی اوضاع به داخل کابین خلبان رفته بود با چراغ قوه، درجه‌ها و علائم را کنترل می‌کند، اما وقتی نشان‌دهنده‌های هواپیما را مشاهده می‌کند درمی‌یابد که همه چیز تمام شده است و با ناراحتی می‌گوید: «هیچ امیدی نیست.» هواپیما همچنان به‌سمت زمین در حال سقوط بود و هر لحظه امکان برخورد با زمین وجود داشت. خلبان از طریق باتری با فرودگاه مهرآباد تماس گرفته و می‌گوید: «موتورهای هواپیما ما از کار افتاده، برق داخل هواپیما هم کاملاً قطع شده است.» برج مراقبت فرودگاه مهرآباد در آن هنگام هیچ کاری برای جلوگیری ازسقوط هواپیما نمی‌تواند انجام دهد. سرانجام در میان وحشت و سکوتی مرگبار هواپیما بشدت به زمین اصابت می‌کند و تعدادی از سرنشینان در همان لحظه برخورد هواپیما به زمین به شهادت می‌رسند و صدای فریاد و ناله دیگران در میان آتش و دود در بیابانی تاریک طنین‌انداز می‌شود.
اظهارات خلبان هواپیما
سروان صولتی یکی از خلبانان هواپیمای سی -۱۳۰ که به‌طور معجزه آسایی از آن حادثه جان به در برده واقعه را چنین توضیح می‌دهد:«پس از اصابت هواپیما به زمین به بی‌هوشی موقت دچار شدم وقتی به هوش آمدم دیدم هواپیما روی زمین متوقف شده و کابین خلبان در حال سوختن است. دو نفر کمک خلبان هم سر پا ایستاده‌اند کمربند را باز کردم و با کمک آنان خودم را از پنجره سمت چپ به بیرون پرتاب کردم. پس از عبور از آتش از هواپیما فاصله گرفتم. لحظاتی بعد‌از خروج ما از هواپیما، کپسول اکسیژن داخل کابین منفجر شد و کابین خلبان مملو از آتش شد در آن شرایط صدای ضجه و ناله مسافرین داخل هواپیما واقعاً دلخراش بود.
در این وضعیت که تقریباً گیج و منگ بودم، متوجه شدم در اثر اصابت هواپیما با زمین، چرخ سمت راست هواپیما کنده شده و سوراخ کوچکی زیر هواپیما به‌وجود آمده است در آن لحظات به تنها چیزی که فکر نمی‌کردم نجات جان خودم بود لذا با سرعت به طرف حفره ایجاد شده که دریچه امیدی برای نجات جان چند نفر بود رفتم و سعی کردم با کمک دو نفر کمک خلبان که آنها هم از پنجره سمت راست هواپیما بیرون پریده و سالم بودند تعدادی را از طریق این سوراخ کوچک نجات دهیم. در داخل هواپیما غوغایی بود که ما از بیرون می‌توانستیم بخوبی از آن باخبر شویم. افراد زنده مانده داخل هواپیما سعی داشتند از طریق این سوراخ کوچک جان خود را نجات دهند. در مدت زمان کوتاهی موفق شدیم ۲۸ نفر را از طریق همان سوراخ ایجاد شده بیرون بکشیم ونجات یابند که البته ۵ نفرشان به علت شدت جراحت وارده بعداً شهید شدند. در همین اوقات تعدادی از افراد محلی به‌سمت ما آمدند، آنها اول فکر می‌کردند هواپیما عراقی است. اما ما را که دیدند متوجه ایرانی بودنمان شدند. از آنها خواستیم برای ما یک تراکتور بیاورند، شاید بتوان به وسیله تراکتور در عقب هواپیما را از جا کند و مسافران بیشتری را نجات داد. با کمال تأسف تمام کسانی که در سمت چپ هواپیما قرار داشتند به علت شدت ضربات وارده در دم جان سپرده بودند که متأسفانه گروه فرماندهان هم در همین قسمت بودند.آنان تا آخرین لحظه در کنار سایر مسافران عادی ماندند و به اتفاق به شهادت رسیدند. بعد از حدود یک ساعت که برای ما قرنی گذشت هلیکوپترهای اعزامی از فرودگاه مهرآباد محل ما را شناسایی کرده و برای کمک به ما آمدند و مجروحین را از محل حادثه دور کردند.»
اظهارات شاهدان صحنه
پس از سقوط هواپیما و صدای انفجار و آتش‌سوزی ناشی از آن، اهالی روستاهای مجاور خود را به محل سقوط هواپیما می‌رسانند و به کمک مجروحان می‌شتابند. برخی از آنان که اولین شاهدان سانحه مزبور بودند، درباره مشاهدات خود چنین اظهار می‌دارند:«هواپیما پس از سقوط با صدای مهیبی منفجر شد. از خانه‌ها بیرون آمدیم و متوجه شعله‌های آتش شدیم و وقتی از قضیه آگاهی یافتیم به محل حادثه رفتیم و مشاهده کردیم که عده‌ای قصد بیرون آمدن از بقایای هواپیما را دارند که با کمک دیگران دست به کار شدیم و عده‌ای را که قدرت و توانایی داشتند از هواپیما بیرون آوردیم. لحظاتی بعد، امدادگران، مأموران آتش‌نشانی و اورژانس و پاسداران به کمک حادثه دیدگان آمدند و گروه‌های متعدد، جست‌و‌جو در سطحی وسیع را آغاز کردند.
در همین موقع چندین هلیکوپتر در آسمان منطقه ظاهر شدند و با نورافکن‌های قوی صحرا را روشن کردند. هلیکوپترها به‌دنبال سرنشینان هواپیمای سقوط کرده در منطقه می‌گشتند و عده‌ای از مردم هم به کمک مأموران آمدند و در کار جمع‌آوری اجساد و مجروحین کمک کردند.»
 کسی از نحوه به شهادت رسیدن سرباز فداکارمیهن، تیمسار شهید ولی‌الله فلاحی و همراهانش خبری ندارد، اما آنچه که آشکار است اینکه او و همراهانش در آن شامگاه خونین، در ساعت 7 بعد از ظهر روز 7 مهر، در حوالی کهریزک دسته جمعی به دیدار معبود شتافتند و بر سفره رنگین حق‌تعالی به جمع دیگر شهدا پیوستند.
 

 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.