یک سیاست آگاهانه

فرهنگی /
شناسه خبر: 502331

به نظر من افت کیفیت سریال‌های تلویزیون ناشی از یک سیاست آگاهانه است. چطور توانستیم در دوره‌ای که مسلط به ابزار و تکنولوژی نبودیم، سریال‌های درخشانی مانند آپارتمان، خانه‌ سبز، همسران و کمدی‌های جذاب بسازیم اما الان اینقدر در این زمینه ناکارآمد هستیم؟

10 سال پیش نامه‌ای خطاب به عزت‌الله ضرغامی رئیس وقت سازمان صدا و سیما نوشتم و گفتم شما تمام ابزار را از ما گرفتید و ما جنگی را شروع نکرده، می‌بازیم.
وقتی سریال‌های این روزها را می‌بینیم، انگار به لحاظ کیفیت و شکل ساخت در دهه 60 ساخته شده‌اند. غالباً سریال‌های ضعیف و سفارشی هستند که بالای 80 تا 90 درصد آنها را مخاطبان نمی‌بینند. اما تلویزیون آماری از خودش منتشر می‌کند و می‌گوید سریال‌هایش پربیننده هستند.
سیاستی حتی شاید نوشته شده وجود دارد و در این سال‌ها مدیران بالادستی تصمیم گرفته‌اند مردم تلویزیون نبینند. سریال‌های ما فضای روحیه‌بخش یا جذاب ندارند و سوژه‌هایشان معمولاً مرگ، اعتیاد، قتل و کلاهبرداری است. فضای روحی که به بیننده منتقل می‌شود، یأس و ناامیدی است. نمی‌شود بدون سیاست و یک نقشه راه به این ابتذال در کیفیت کارها، یأس و ضعف برسیم.
افراد کوتوله‌ای در حاکمیت رسانه هستند که سابقه و تجربه‌ای در این زمینه ندارند و خیلی از آنها اصلاً به این فضا آشنا نیستند. حتی می‌توانم بگویم بعضی از آنها عمدی در این نوع سیاستگذاری ندارند و تصمیم‌هایشان ناشی از همان ناآشنایی است.
کارگردان‌های خوبی که زمانی در تلویزیون سریال می‌ساختند و گاهی سالی یا هر دو سال یک بار سریالی از آنها پخش می‌شد، با بوروکراسی پیچیده و با افرادی مواجه شدند که نظراتشان کارشناسانه نیست و فقط می‌خواهند شعار دهند. این کارگردان‌ها دیگر نتوانستند با این فضا همکاری کنند و به همین دلیل دیگر در تلویزیون حضور ندارند.
آن زمان ما هم کارهای سفارشی می‌ساختیم. یادم می‌آید که برای سریال «مسافری از هند» علی لاریجانی رئیس وقت سازمان صدا و سیما گفت در دانشگاه‌ها گرایش به مسیحیت زیاد شده و سریالی بسازیم که بگوییم مسلمانی واقعی باید با تحقیق باشد. ما هم شعار می‌دادیم و سفارش می‌گرفتیم ولی این سفارش از کار بیرون نمی‌زد و آزاردهنده نبود.
الان براساس یک سفارش بخشی از دولت و نظام را زیر سؤال را می‌برند و این سفارش در سریال کاملاً مشهود است. کارگردانی که تجربه و پیشینه داشته باشد، این کار را انجام نمی‌دهد اما افرادی که دچار شهوت دیده شدن هستند، به هر کاری و هر سفارشی تن می‌دهند.
فضایی که اکنون در صدا و سیما وجود دارد، باعث شده افرادی که اجبار و غم نان دارند یا کاسبند، همچنان فعالیت کنند وگرنه چرا کسی مثل عادل فردوسی‌پور دیگر در تلویزیون نیست؟ چرا نماند با همین فضا کار کند؟ صدا و سیما دیگر محلی برای عرضه آثار هنری که به مخاطب فکر کنند نیست. سریال‌های این روزها اگر هم دیده شوند، به دلیل فضای مجازی دیده می‌شوند. مانند جوی که برای سریال «گاندو» راه افتاد یا بخشی از سریال «پدر» که در اینستاگرام پخش شد. بخشی که پسر به دلیل برخورد با دختر خودش را از پنجره به بیرون پرت کرد و خیلی‌ها با دیدن این صحنه در اینستاگرام خواستند ببینند سریال چیست وگرنه سریال به خودی خود مخاطب نداشت.
سیاست تلویزیون به این سمت رفته که از افراد بشدت تکراری استفاده کند و یک دفعه بازیگری را می‌بینم که در سه سریال و سه کانال تلویزیونی حضور دارد. اینها را که کنار هم می‌گذاریم، باعث می‌شود بیننده یک «نه» به تلویزیون بگوید.
البته این «نه» لازم است. نه اینکه مقابل نظام بایستیم اما شاید باید نه بگوییم تا این سیاستگذاران به خودشان بیایند. باید بگوییم تلویزیون نمی‌بینیم تا خودشان را تغییر دهند. چرا تلویزیون برای چندمین بار باید مختارنامه را برای ایام محرم پخش کند؟ چرا در این سال‌ها فیلم و سریال دیگری درباره محرم ساخته نشده است؟ مگر صدا و سیما  شورای طرح و برنامه ندارد؟ چرا سومین فصل سریال «ستایش» باید ساخته و پخش شود؟ این داستان کشش داشت؟ حرف داشت؟
زمانی در شبکه 2 مهدی ارگانی که نابینا هم بود مدیر بود و سریال‌هایی مانند همسران و خانه ‌سبز در زمانش ساخته و پخش شد چون می‌خواست جامعه و زندگی در تلویزیون دیده شود.
الان شورایی در تلویزیون تشکیل شده تا سریال‌ها را قبل از پخش ببینند و تصمیم بگیرند پخش شود یا نه. سریالی که برای آن هزینه شده و ساخته شده است. چرا قبل از ساخت موضوعات، گروه تولید و... بررسی نمی‌شوند تا مشخص شود محصول تولیدی ارزش خواهد داشت یا نه؟
با همین اتفاقاتی که در سیما می‌افتد کارگردان‌ها به سمت شبکه خانگی و سریال‌سازی در آن قالب می‌روند. هر کارگردانی دوست دارد مخاطب میلیونی داشته باشد اما وقتی تلویزیون شرایط را سخت می‌کند و کارگردان مدام در معرض نظرات غیرکارشناسانه قرار می‌گیرد، ترجیح می‌دهد کوچ کند. کارگردان ترجیح می‌دهد در فضایی کار کند که برایش ارزش قائل است، دخالتی در کارش نمی‌کند، دست را باز می‌گذارد و پول هم می‌دهد.
الان گفته شده در سریال‌ها نباید سراغ موضوعاتی مثل رابطه دختر و پسر قبل از ازدواج برویم. با این نگاه دیگر بعید است بشود سریال‌هایی مانند «خط قرمز» با آن سوژه‌ها و آن شخصیت‌ها ساخت. وگرنه کسانی مانند من قلبمان همچنان می‌تپد برای اینکه در تلویزیون کار کنیم و سریال بسازیم. همه ما دغدغه داریم و حالا فقط افسوس و حسرتی برایمان مانده است.‌/ایران جمعه

کلمات کلیدی

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.