چرا داستان‌های دنباله‌دار مردم را جذب خود می‌کردند؟

پاورقی جوانمرگ شد

فرهنگی /
شناسه خبر: 502308

از سال 1320 حزب توده با حمایت شوروی بر ادبیات ایران مسلط شد و یک نوع ادبیات مارکسیستی استالینیستی را به جامعه روشنفکری و طبیعتاً ادبیات ایران تحمیل کرد.

 مردم به‌طور عام نمی‌توانستند علاقه‌ای را که به داستان داشتند در این داستان‌ها (که تحت تأثیر گروه‌های چپ نوشته می‌شد و خط مستقیم خاص و ایدئولوژی‌زده‌ای داشت) پیدا کنند. پس وقتی پاورقی‌نویسی شروع شد، مردم به آن اقبال بسیار زیادی نشان دادند؛ آن‌هم اتفاقاً به این دلیل که این پاورقی‌نویس‌ها قید وبندهای ایدئولوژی نداشتند و با خود مردم و سنت‌های داستان‌خوانی‌هایشان گره می‌خورند. عناصر چپ مسلط بر ادبیات که متأسفانه هنوز هم هستند، شروع کردند به تحقیر پاورقی‌نویسی و در حالی که نمی‌دانستند غول‌های بزرگ ادبیات جهان از تولستوی بگیریم تا ویکتور هوگو، بالزاک و پوشکین و... کارشان را از پاورقی‌نویسی شروع کرده‌اند و آغاز به‌شهرت رسیدنشان از این مسیر اتفاق افتاده است. به‌هر حال پاورقی‌نویسی‌ با وجود آن مخالفت‌های به‌اصطلاح روشنفکرانه در ایران، جان گرفت چون از زبان مردم و حوادث روزانه آنها در طبقات مختلف مردم نشأت می‌گرفت. به همین جهت پاورقی‌نویسی در ایران یک دوره بسیار شکوفا داشت که اوجش با کارهای حسینقلی مستعان بود. خاطرم هست وقتی داستان «آفت» را می‌نوشت و چاپ می‌کرد (درست مثل سریال‌های معروف امروزی که برای تماشایشان خیابان‌ها تعطیل می‌شود و مردم به خانه‌ها می‌روند تا پای تلویزیون بنشینند) مردم به روزنامه‌فروشی‌ها هجوم می‌آوردند و سریع نشریه نایاب می‌شد تا هرکسی زودتر از بقیه بفهمد سرانجام داستان چه می‌شود. این پاورقی‌نویسی تا دهه 50 هم پیش آمد و از اواخر دهه 50 یعنی سال 56 به بعد که جامعه وارد مسیر دیگری شد مجدد پاورقی‌نویسی نزول کرد و تا امروز این نزول ادامه دارد چون پاورقی‌نویسی یک‌نوع آزادی اندیشه و رفتار می‌خواهد و وقتی گرفتار برخی مسائل باشیم این ژانر نمی‌تواند بروز و ظهوری داشته باشد. از طرفی ژانر اصلی پاورقی‌نویسی عشق است و مدت‌ها در دوره‌ حاضر این عشق تحقیر می‌شد؛ در حالی که عشق در سنت ایرانی بود و حتی «اسکندرنامه» و «امیرارسلان» بر پایه عشق بود و عشق بود که داستان‌ها را پیش می‌برد. پس ما در حال حاضر پاورقی‌نویسی نداریم و جوان‌هایی که داستان می‌نویسند با این سنت آشنا نیستند و به همین دلیل در هیچ مجله و روزنامه‌ای خبری از داستان‌های پاورقی نیست. پاورقی‌نویسی تخصصی ویژه است که استادی خاصی می‌طلبد که امروز البته در دنیا و اندکی هم در ایران، سنت پاورقی‌نویسی جای خود را به سریال‌نویسی داده و مردم امروزه عشق به پاورقی را در سریال‌های 100قسمتی دنبال می‌کنند.
به یک نکته دیگر هم باید اشاره کرد که علاوه بر مسائل مطروحه، یکی دیگر از مشکلات امروزی پاورقی، فضای مجازی است. اگر چه در بعضی فضاهای مجازی گاهی پاورقی‌نویسی هم می‌آید اما نمی‌توان برای آن متد و روش خاصی قائل بود. مثلاً از شروع پاورقی‌نویسی در ایران تا دوران اوجش که در بخش‌های بالا به آن اشاره شد مجموعاً هشت نفر مشغول به نوشتن پاورقی بودند و در کار خود هم واقعاً خبره و درجه یک بودند و اگر این تعداد وجود داشت، به این دلیل است که این نوع نوشتن، کار هر کسی نیست و یک قریحه و استعداد خاص می‌خواهد از جمله اینکه نویسنده نبض جامعه خود را در طبقات و سطوح مختلف در قلم خود داشته باشد و با این ذوق و قریحه کار را پیش ببرد. در حال حاضر من کسی را نمی‌بینم و شرایطی متصور نیستم که پاورقی‌نویسی بتواند به دوران اوج گذشته‌اش باز گردد./ایران جمعه

 

کلمات کلیدی

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.