دبیرکل مجمع جهانی صلح اسلامی در گفت وگو با «ایران»:

صلح اسلامی صلح عادلانه است؛ ابزار تسلیم نیست

سیاسی /
شناسه خبر: 502129

نزدیک به 4 دهه است که در چنین روزی «زنگ صلح » در سازمان ملل به صدا درمی آید. روز جهانی صلح اما در حالی گرامی داشته می‌شود که انسان با همه پیشرفت فناورانه‌اش در تلاش برای دستیابی به صلح و آرامش و امنیت برای همه انسان‌ها به غایت ناکام بوده است.

مجمع جهانی صلح اسلامی که نزدیک به یک دهه است فعالیت خود را در ایران آغاز کرده یکی از همین نهادها است. تلاش این مجمع برای تبیین صلح براساس اندیشه اسلامی در حالی است که جوامع مسلمان به دلایل متعدد داخلی و خارجی کانون بسیاری از منازعات قرار گرفته اند. به همین دلیل در گفت وگو با داوود عامری دبیر کل مجمع جهانی صلح اسلامی نه فقط به مفهوم صلح  از منظر اسلام و دیگر ادیان الهی  که به چرایی شکل گیری جنگ بر محمل جریان های افراط گرای مدعی دین مداری پرداختیم.      
٭٭٭

 

شما از صلح اسلامی سخن می‌گویید در حالی که در سال‌های اخیر شاهد تبلیغ اسلام هراسی از سوی برخی دولت های غربی بوده‌ایم. در قرائت اسلام از صلح چه پاسخ‌هایی برای نگرش‌های اسلام هراسانه یافت می‌شود؟

در ابتدا باید بگویم که ما در جهان امروز مواجه با یک اسلام‌ستیزی و فراتر از آن نوعی دین‌ستیزی هستیم و اسلام هراسی یکی از نمودهای آن است. سال‌هاست که در گوش بشر امروزی می‌خوانند که می‌تواند بدون دین و معنویت زندگی کند و آینده خود را ترسیم نماید. درون مایه لیبرال دموکراسی همین معنا است. البته برای اینکه این تفکر قابل قبول به نظر برسد برایش ویترین‌ها و آرایش‌های مختلفی طراحی شده است.
اما برخلاف این رویکرد، انسان در دهه‌های گذشته مسیر متفاوتی را طی کرده است. چنانکه شاهد افزایش رجوع بشر به معنویت و دین هستیم. در این مسیر حتی تلاش کردند که انحرافی در دین‌گرایی و خداگرایی ایجاد شود. به همین دلیل کوشیدند عرفان‌های کاذب و تصنعی و شبه جادوگری و خرافه پرستانه را برای پاسخگویی به نیاز بشر ارائه کنند. اما همه تلاش‌ها برای جلوگیری از رجوع انسان به دین تاکنون شکست خورده است زیرا این فطرت انسان است که او را به دین راهنمایی می‌کند. در این مسیر مراجعه به اسلام و قرآن شکل متفاوتی گرفت و شاهد رشد اسلام گرایی در اروپا و امریکا بوده‌ایم. روندی که جریان‌های نژادپرستانه، لائیک و کلونی‌های صهیونیست را دچار نگرانی کرد. آنچه برخی متفکران غربی تحت عنوان جنگ تمدن‌ها مطرح کردند درونمایه‌اش رویارویی شرق و غرب و  در واقع جهان بدون دین و جهان دین خواه بود و بر اساس همان درونمایه طراحی جنگ نرم علیه ملت‌های دین مدار از جمله ملت ایران آغاز شد. تا پروژه جهانی‌سازی خود را بر اساس سبک زندگی بدون دین و در نهایت منافع واضعان این سبک زندگی پیش ببرند.
پس جریان‌هایی که ما از آنها با عنوان کلونی‌های استکباری و کلونی‌های صهیونیستی نام می‌بریم به فکر افتادند تا در برابر جریان اسلام خواهی بایستند. آنها به این نتیجه رسیدند که این زیبایی‌شناسی و چشم‌انداز ترسیمی اسلام برای انسان است که افراد را به اسلام و دیگر ادیان الهی جذب می‌کند. به همین دلیل است که جریانی که اسلام ستیزی می‌کند با مسیحیت و یهودیت واقعی هم سر جنگ دارد.
در مقابل؛ اسلامی که از گرایش به آن سخن می‌گوییم یک اسلام منزوی نیست. بلکه خود را در قامت یک مکتب سیاسی و اجتماعی تعریف می‌کند و خواستار نمود یافتن در یک نظام حکومتی است چنان که در نظام جمهوری اسلامی ایران نمود یافته است. این نگرانی غرب را بیشتر کرده است. زیرا متوجهند که این اسلام خواهی و معنویت جویی دیگر در چارچوب اعمال شخصی و مساجد و کلیسا‌ها و در اندیشه‌های نظری منحصر نخواهد ماند. همین ویژگی است که پروژه اسلام‌ستیزی و معنویت‌ستیزی را جدی‌تر کرده است. در همین راستا تلاش کردند تا چهره اسلام را که ترسیمی است از یک جامعه عدالتخواه همراه با زندگی طیبه ‌و سعادتمند تغییر دهند.
این در حالی است که اسلام دین رحمت و دینی عدالت خواه و صلح‌طلب است. ما مسلمانان وقتی به یکدیگر می‌رسیم سلام می‌کنیم که یعنی ای مخاطب بدان که از سوی ما گزندی به تو نخواهد رسید و برایت آرزوی سلامتی می‌کنیم و در هنگام وداع او را به خدا می‌سپاریم. پس فرهنگ رفتاری ما بر اساس صلح‌جویی است.
چطور می‌شود چهره این دین را خشونت‌طلب و مخوف به نمایش گذاشت. برای این هدف دو مسیر طی شد. نخست آنکه تلاش شد مسلمانان تحت فشار و ظلم قرار گیرند تا ناچار به واکنش شوند. دیگر اینکه جریانات تروریستی و مهندسی شده‌ای ایجاد شد تا به نام مسلمانان اعمال خشونت آمیز انجام شود. به راه انداختن جریان تکفیری داعش و بازتاب گسترده رسانه‌ای اعمالشان در همین راستا صورت گرفت. البته نباید غفلت بعضی کشورهای اسلامی و حمایت برخی از آنها از این جریان‌ها را نادیده گرفت. اما به هر حال مطالعه ریشه‌های فکری جریان تکفیری به خوبی نشان می‌دهد که این جریان یک جریان استعماری است. اما در نهایت به نام اسلام معرفی شد و با تکثیر و پژواک آن در امپراطوری رسانه‌ای توانستند از درون آن اسلام هراسی دربیاورند. اسلام هراسی که در امریکا و اروپا بهانه‌ای شد تا بیشترین ظلم به مسلمانان انجام شود و قوانین متعددی علیه مسلمانان وضع شود و کشورهای اسلامی مورد هجوم و جنگ قرار بگیرند. هر چند بسیاری از نخبگان جهان بر اساس اسناد و شواهد منتشر شده متوجه هستند که این یک پروژه استعماری ‌است.

اشاره کردید که جریان اصلی که به راه افتاده است بالاتر از اسلام ستیزی، دین ستیزی است و می‌دانیم که در بسیاری از موارد دین خود دستاویزی برای آغاز جنگ‌ها قرار گرفته است. چطور می‌شود در برابر این روند ایستاد و وضعیت را تغییر داد؟

متأسفانه در دو جهت غفلت شده است. نخست در همگرایی علما  با هم؛ البته مدت‌ها است که گفت وگوی بین ادیان آغاز شده است و نشست‌های متعددی برگزار می‌شود. اما این در گذشته مغفول بوده و شرایط را فراهم کرده است که برخی بتوانند در ساز تقابل میان ادیان بدمند. دومین غفلت آن است که در تبیین درست دین کم کاری شده است. دین اسلام دارای مبانی فوق مترقی برای زندگی دنیوی و سعادت انسان است. در حالی که سعی می‌شود به جوامع این گونه القا شود که دین و دنیا قابل جمع در یک چارچوب نیستند اما اسلام نگاه متفاوتی را ارائه می‌کند. اما ما در تعریف دین بخوبی عمل نکرده ایم. حال آنکه معرفی دقیق دین و معارف آن در حوزه‌های مختلف می‌تواند بسیاری از مسائل را حل کند. اگر ما جوامع و نخبگان را نسبت به حقیقت دین و اسلام آگاه کنیم خیلی از مسیرها برای تغییر وضعیت موجود باز خواهد شد.

به هر حال همه جریان‌های علمی، فکری و اجتماعی صلح را قبول دارند. اما شما در مجمع جهانی صلح اسلامی بر تعبیر صلح اسلامی تأکید داشته‌اید. صلح در اسلام و در دیگر مکاتب چه تفاوتی دارند؟
نگرش اسلامی به صلح در مقابل نگرش ادیان دیگر به صلح نیست اگر چه ممکن است تفاوت‌هایی در جزئیات با آنها داشته باشد. بلکه در مقابل نگرش برخی از جوامع غربی به صلح است. اینکه ما می‌گوییم صلح اسلامی برای آن است که ما به‌عنوان بخشی از جهان اسلام داریم ایده اسلامی صلح را تبیین می‌کنیم.
تفاوت جدی نگرش ما به صلح با نگرش جهان غرب؛ منظورمان از جهان غرب هم جهان غرب فکری و اندیشه‌ای است. جهانی که استعمارگرایانه فکر می‌کند و یکجانبه‌گرا است و صلحی را پیگیری می‌کند که واقعی و حقیقی نیست. به‌ همین دلیل محصول این نگاه گسترش عدالت در مسیر صلح جهانی و سعادتمندی بشر نبوده است. بلکه نتیجه‌اش تروریسم در ابعاد مختلف آن بوده است؛ حتی تروریسم رسانه‌ای و تروریسم اقتصادی. همین فشار حداکثری را که امریکایی‌ها علیه ایران دنبال می‌کنند می‌تواند مصداق تروریسم اقتصادی معرفی کرد. مگر بین یک بیمار که به‌دلیل تحریم دسترسی به دارو پیدا نکند و جانش را از دست بدهد با اینکه به سمت او شلیک بشود چه تفاوتی دارد.
این غرب است که حتی مبتکر ترور بیولوژیک است، البته ممکن است جمعی از مسلمانان اجیر و عامل دست قدرت‌های غربی شده باشند. این چه ربطی به اسلام دارد چنانکه مطالعه جریان بزرگ تروریسم در منطقه غرب آسیا نشان داده که این تروریست‌ها در کجا آموزش دیدند و از کجا حمایت می‌شوند.
تفاوت بین اندیشه صلح در غرب و اندیشه صلح در اسلام این است که آنها به صلح به‌عنوان یک ابزار اقتضایی نگاه می‌کنند و صلح را به معنای تسلیم، آرام‌سازی و تحمیل سکوت به ملت‌ها می‌دانند. چنانکه اگر ملتی مثل ملت فلسطین که سرزمین‌اش اشغال شده، مردمش کشته می‌شوند بخواهد در برابر این ظلم بایستد می‌گویند این تروریست است. اما متأسفانه بسیاری از مردم بدون دانستن این پس‌‌زمینه از این جریان صلح خواهی در غرب حمایت می‌کنند. چون صلح یک مفهوم و مضمون پسندیده است.اما بین صلح واقعی و صلح دروغین تفاوت وجود دارد. ما معتقدیم در اندیشه اسلامی صلح زمانی می‌­تواند تحقق پیدا کند و پایدار باشد که ریشه در عدالت و انصاف داشته باشد. اندیشه صلح در اسلام ریشه در عدالت دارد. زیرا این عدالت است که ارزش پایدار است. اگر صلح با عدالت درآمیخته شود یک ارزش پایدار است. اندیشه صلح اسلامی، صلح عادلانه است که مورد اقبال خیلی از نخبگان و اندیشمندان و مردم آگاه در جوامع مختلف قرار گرفته است.

شاهد آن هستیم که حتی دولتمردان کشورمان مدام اندیشه‌هایی برای نشان دادن روح تعامل‌پذیر ایران و اسلام و حرکت دادن جهان به سمت صلح واقعی مطرح کرده اند؛ از ایده گفت‌و‌گوی تمدن‌ها تا ایده نفی خشونت و افراط گرایی. البته که نهادهای مدنی مستقل از دولت‌ها عمل می‌کنند. اما آیا درباره ایده‌هایی که از سوی حاکمیت جمهوری اسلامی مطرح شده کارهای علمی و پژوهشی انجام داده‌اید؟

بزرگان و نخبگان جمهوری اسلامی همواره در پیرامون صلح سخن گفته‌اند و انصافاً هم اندیشه‌های بلندی ارائه کرده‌اند. چنانکه رهبر معظم انقلاب در زمانی که رئیس جمهوری بودند در خلال جنگ ایران و عراق درباره صلح عادلانه صحبت کردند. بعدها نیز مرتب بر آن تأکید داشته‌اند. لذا ما در مجمع جهانی صلح اسلامی به پیشنهاد برخی مراکز تحقیقاتی داخل کشور جریانی را برای مطالعه اندیشه ایشان در حوزه صلح عدالت به راه انداخته‌ایم. ایشان اندیشه‌های فاخری درباره صلح و بخصوص صلح با جریان عدالت خواه در جهان دارد. این مایه مباهات است و نشانه اندیشه صلح خواهانه و عدالت خواهانه در جمهوری اسلامی است. البته بعضی به غلط تصور می‌کنند که صلح با سازش مترادف است. حال آنکه صلح اسلامی به معنای عدالت، احقاق حق و مقاومت در مقابل ظلم است. اگر چه غایت آن باید به صلح‌ ختم‌ شود.

شیوه تحقق این خواست می‌تواند ایستادن پشت خاکریزها باشد یا نشستن پشت میز مذاکره باشد؟

بله، اتفاقاً یکی از اندیشمندان عرب در مقاله‌ای اشاره کرده بود به حضور متفاوت ایران در مقابله با تروریسم در منطقه. نوشته بود که اساساً پاسداران صلح در منطقه همین نیروهای ایرانی بودند که وقتی ملت عراق و سوریه زیر چکمه تروریسم تکفیری داعش قرار داشتند کنار آنها ایستاد و از صلح و آرامش دفاع کرد. اما همان موقع ائتلاف جهانی مقابله با تروریسم ائتلافی نمایشی بود که به جریان پروازی سفید معروف شد و گاهی برای تروریست‌ها تأمین غذا و اسلحه هم می‌کرد و از آنها نفت می‌خرید.
بنابراین آنچه جمهوری اسلامی سال‌ها انجام داده تلاش صلح جویانه بوده است. خیلی از کشورهای منطقه علیه ملت ایران توطئه و نامهربانی کردند. اما ایران همواره با یک صبر راهبردی تلاش کرده که زمینه رابطه را میان کشورهای اسلامی حفظ کند. علاوه بر اینکه برای صلح، آرامش و امنیت مردم منطقه هزینه کرده است و از جان مایه گذاشته است. البته صلح عادلانه باید تضمین‌کننده منافع ما باشد. قرار نیست که منافع کشورهای دیگر را هم به مخاطره بیندازد. با این حال طبیعی است که این با منافع کلونی­‌های استعماری و صهیونیستی در تضاد بوده است و آنها سعی کرده‌اند علیه ایران فشار ایجاد کنند. اما ایران هیچگاه آغازگر یک جنگ یا منازعه نبوده است. مجمع نیز برای تبیین اندیشه‌های خود کارهای علمی و تحلیلی فراوانی انجام داده است، مجمع جهانی صلح اسلامی در کشورهای مختلف اقدام به برقراری تماس‌های نخبگی در قالب کنفرانس‌های علمی پرداخته و محصول آن ضمن ایجاد یک شبکه از نخبگان ایرانی و خارجی، برای پیگیری گفتمان صلح عادلانه بیش از 20 کتاب علمی مرجع در سطح ایران و جهان منتشر کرده‌ایم.

حدود ده سالی است که از آغاز به فعالیت مجمع جهانی صلح اسلامی به‌عنوان یک نهاد مردمی می‌گذرد توانسته‌اید نگاه اسلامی به صلح را در مسیر هم‌افزایی با نخبگان سایر کشورهای اسلامی قرار بدهید و برای آن قدم عملیاتی بردارید؟

ما دو رویکرد را در این مجمع انتخاب کردیم؛ یک رویکرد علمی و یک رویکرد فرهنگی. چون معتقد بودیم کار ما کار عملیاتی در میدان و مداخله در منازعات نیست. آنچه در دنیا مورد غفلت قرار گرفته حوزه فکر و اندیشه صلح است. تا این حوزه اصلاح نشود عملاً در دیگر حوزه‌ها نمی‌توان کارآمد و تأثیر‌گذار بود. با این نگاه در رویکرد علمی به موضوع با مشارکت نخبگان جهان اسلام و جهان وارد حوزه تولید اندیشه در موضوع صلح اسلامی شدیم. در حوزه فرهنگی هم تلاش کردیم این فکر و اندیشه را به یک گفتمان و دغدغه جاری در سطح بین‌الملل تبدیل کنیم. وقتی ما وارد این کار شدیم حتی به عدد انگشتان دست هم درباره گفتمان صلح عادلانه کار نشده بود. ضرورت داشت که ما به حوزه گفتمان‌های ارزشی و هنجارسازی‌های جهانی وارد شویم که تا پیش از آن در جهان اسلام از این کار غفلت شده بود. خوشبختانه اکنون جست‌و‌جوی علمی، فرهنگی و رسانه‌ای نشان می‌دهد که صلح عادلانه به یکی از گفتمان‌های پذیرفته شده و مورد توجه جهان تبدیل شده است. نمی‌خواهم بگویم که همه این آثار متوجه کار ماست. ما آغازگر و مبدع بوده‌ایم. اما این گفتمان آنقدر جذابیت داشته است که دیگران در جای جای دنیا درباره اندیشه صلح عادلانه کار کرده‌اند و این می‌تواند در آینده سبب وارد شدن این گفتمان به عرصه هنجاری در جهان شود و ما در مجمع به همراه شبکه نخبگان داخلی و جهانی با برنامه‌های مختلف که فعلاً فرصت گزارش آن نیست به‌دنبال توسعه این حوزه گفتمانی هستیم.

ارزیابی‌تان از میزان تأثیرگذاری سازمان ملل و دیگر نهادهای بین‌المللی در مسیر تحقق صلح چیست. برای افزایش این تأثیر چه باید کرد؟

من کار و اقدامات سازمان ملل و همه دستگاه‌های فعال در این زمینه را لازم می‌دانم اما مؤثر و کافی نبوده است، دلیل آن هم مداخله قدرت‌های بزرگ و کلونی‌های پول قدرت است که برای حفظ منافع خود اجازه ندادند تا سازمان ملل برابر منشور خود مأثر عمل کند. در این مسیر ضمن توجه دادن و تلاش برای مطالبه‌گری از سازمان ملل و دیگر دستگاه‌های مسئول من فکر می‌کنم باید جریانی توسط نخبگان جهان ایجاد شود که ضمن آگاهی‌سازی جهانی و مطالبه‌گری در تصمیم‌سازی‌ها مداخله مأثر عمل نمایند و از ظرفیت سازمان‌های مردم نهاد برای ساماندهی آن استفاده کرد. امید که روزی شاهد گسترش عدالت، اقامه صلح واقعی و عادلانه در جهان باشیم و به پایداری آن امیدوار.

 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.