چرا عراق به ایران حمله کرد؟

فرهنگی /
شناسه خبر: 502103

جنگ هشت ساله‌ عراق علیه جمهوری اسلامی ایران که از 31 شهریور 1359 آغاز شد، ریشه در اختلافات عمیق دو کشور دارد که سابقه‌ آن به دوران حکومت سلسله‌ صفوی مربوط می‌شود.

  اما اندیشه پلید جنگ عراق علیه ایران برای جدا‌سازی استان خوزستان را اولین بار انگلیسی‌های استعمارگر در سال 1329شمسی پی‌ریزی کردند، که شرایط و زمینه‌های آن 30سال بعد فراهم شد.
نیروهای عراقی از نیمه دوم فروردین ماه سال 1359 در نزدیکی مرز مستقر شدند، اما از نیمه دوم شهریور سال 1359 آرایش جنگی گرفتند. استقرار واحدهای عراقی و نحوه سازماندهی آن به وضوح نشان می‌داد که آنان قصد حمله‌ای قریب الوقوع را در پیش دارند، زیرا از همان نیمه دوم شهریور بارها پاسگاه‌های مرزی را زیر آتش گرفتند.
اولین فعالیت‌های دشمن در منطقه خرمشهر و آبادان از کرانه نهر خین آغاز شد و پاسگاه‌های این منطقه از فروردین ماه سال 1359 زیر آتش گلوله‌های خمپاره واقع می‌شد. البته تمرکز آتش نیروهای عراقی در این منطقه نشان داد که آنان قصد داشتند توجه نیروهای ایرانی را از منطقه اصلی پیشروی خود در آینده یعنی منطقه شلمچه به نقاط دیگری متوجه نمایند. چون این درگیری‌ها تا شهریور همچنان ادامه یافت.
بمباران چند دهکده‌ مرزی درغرب و جنوب کشور از خرداد 1358، درگیری‌های پراکنده‌ مرزی از مرداد 59 و حمله به پاسگاه‌های مرزی در منطقه‌ قصر شیرین‌، هویزه و بستان و ایلام، بمباران مهران، ادعای مالکیت جزایر سه‌گانه تنب و ابوموسی، تقویت نیروهای عراقی در مرزها و احداث مواضع و راه‌های ارتباطی و سرانجام استقرار ناو جنگی در دهانه‌ فاو و 12 لشکر تقویت شده در خطوط مرزی از جمله اقدامات دیگر دولت عراق علیه ایران بود.
یکی از روزهای تیرماه 1359 شمسی در مرز اردن و عراق و در یک ملاقات شوم و شیطانی بین صدام حاکم نظامی عراق و برژینسکی مشاور امنیت ملی جیمی کارتر رئیس جمهوری وقت امریکا، حمایت از جنگی نابرابر و نابخردانه علیه ایران پی‌ریزی و قطعی می‌شود.
 در این ملاقات حمله نظامی عراق به ایران مورد بررسی واقع می‌شود و برژینسکی به صدام قول می‌دهد که امریکا از تهاجم عراق به ایران حمایت خواهد کرد. بعد از این ملاقات سخنان حاکمان عراق، حالت خصومت و جنگ می‌گیرد. به این ترتیب آنان آشکارا ایران را به جنگی فراگیر تهدید می‌کنند و آشوب‌های زیادی را در خوزستان به راه می‌اندازند. تا آنکه در 17 آوریل 1969‌‌(26 شهریور 1359) صدام در اوج قدرت، قرارداد 1975الجزایر را پاره و چند روز بعد تهاجم سراسری ارتش عراق آغاز می‌شود.
عراق در فاصله روز‌های ‌13‌شهریور تا‌ 16‌شهریور‌سال‌1359 ارتفاعات میمک را در غرب ایلام اشغال کرد. با چنین تعرضی صدام مدعی شد که هنوز هیچ اقدامی صورت نگرفته، ‌چون میمک قسمتی از خاک عراق است‌. از آنجایی که بعدها مشخص شد که تمام توجه ارتش عراق برخوزستان متمرکز شده، می‌توان چنین استنباط کرد که اشغال میمک یک ترفند نظامی بود تا ذهن سران دولت و فرماندهان ارتش را از جنوب به غرب کشور متوجه کند. همچنین در 16 شهریور 1359 ارتفاعات خان‌لیلی و زینل‌کش در استان کرمانشاه توسط ارتش عراق اشغال شد. در زینل‌کش (جنوب قصرشیرین و غرب سرپل‌ذهاب) با غلبه برگروهان ژاندارمری ابتدا پاسگاه خان‌لیلی را اشغال کردند و سپس بر ارتفاعات مسلط شدند.
صدام که از سال‌ها قبل با هدف حاکمیت کامل بر اروند رود، به‌دنبال فرصتی برای حمله به ایران بود، با تصور از هم پاشیدن ارتش و مقاومت نکردن نظامیان و همچنین اطمینان از حمایت امریکا در ابتدای حمله، اهداف خود را به این شرح اعلام کرد:
1- لغو قرارداد1975 الجزایر
2- تجزیه استان خوزستان یا جداسازی آن از ایران
3- حمایت از اقلیت‌های غیر فارس یا تقسیم ایران به پنج کشورر کوچک و ضعیف
4- براندازی حکومت جمهوری اسلامی و نابود‌سازی کشور ایران
او با اتکا به حمایت‌ قدرت‌های غرب و شرق به خیال خام خود وعده‌ فتح ایران طی چند روز را می‌داد. برژینسکی مشاور امنیت ملی رئیس جمهوری وقت امریکا نیز 23روز قبل از شروع جنگ در مصاحبه با روزنامه السفیر لبنان گفته بود:«جنگ حداکثر 10 روز با پیروزی عراق پایان خواهد یافت.»
صدام جنگ را با الهام گرفتن از جنگ شش روزه‌ اعراب و اسرائیل طراحی و شروع کرد. جنگ شش‌روزه ۱۹۶۷ نبردی بود که از ۵ ژوئن تا ۱۰ ژوئن ۱۹۶۷ میان اسرائیل و کشورهای عربی مصر، سوریه و اردن رخ داد و با پیروزی اسرائیل به پایان رسید. این نبرد نقطه اوج بحرانی بود که از تاریخ ۱۵ مه تا ۱۲ ژوئن ۱۹۶۷ به درازا انجامید و در آن اسرائیل با شکست ارتش چند کشور عربی قسمتی از خاک آنها را تصرف کرد. این جنگ با حمله هوایی ناگهانی اسرائیل به پایگاه‌های هوایی مصر در ۵ ژوئن ۱۹۶۷ آغاز شد و اسرائیل طی ۶ روز موفق شد تا کنترل نوار غزه و صحرای سینا را از مصر، قدس شرقی و کرانه باختری رود اردن را از اردن و بلندی‌های جولان را از سوریه خارج کند.
ارتش عراق نیز در روز31 شهریور 1359 با استفاده از 192هواپیمای جنگی حمله‌ گسترده و از پیش طراحی شده‌ای را آغاز کرد. در اولین روز جنگ مناطق مسکونی، فرودگاه‌ها و کارخانه های شهرهای تهران، بوشهر، اهواز، دزفول، کرمانشاه، همدان، تبریز، اصفهان، سنندج، شهر‌کرد و... مورد حمله‌ هواپیماهای عراقی قرار گرفت.
نیروی زمینی ارتش عراق که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بتدریج حضور خود را در مرز تثبیت کرده بود، از نظر تجهیزات و نیروی انسانی کاملاً مجهز و با آمادگی لازم؛ در سه منطقه با 12 لشکر و 29 تیپ مستقل وارد عمل شد. عراق هنگام حمله در شمال غربی دارای دو لشکر پیاده کوهستانی، در غرب سه لشکر زرهی، یک لشکر پیاده و یک لشکر کوهستانی و در جنوب دارای سه لشکر زرهی و دو لشکر مکانیزه بود.
یک روز بعد از هجوم سراسری عراق به کشورمان، خلبانان شجاع نیروی هوایی ارتش با 140هواپیمای جنگی تا عمق خاک عراق نفوذ و با بمباران پایتخت و سایر شهرهای عراق و نابود‌سازی پایگاه‌های نظامی این کشور پاسخ قاطعی به حملات هوایی عراق دادند.
 در اثر حمله گسترده‌ زمینی ارتش عراق، شهرهای سر پل ذهاب، قصر شیرین، سومار، مهران، موسیان، بستان و هویزه در روزهای آغاز جنگ به اشغال ارتش عراق در آمده و مدافعان این شهرها ناچار از عقب نشینی شدند. نیروهای عراقی در حالی به پیشروی‌های خود ادامه می‌دادند که در مرزهای جنوب و غرب کشور غیر از دو لشکر 92 زرهی اهواز و لشکر81 کرمانشاه (با دو تیپ) یگان عمده دیگری در منطقه وجود نداشت. با همین دو لشکر و دو گروه رزمی دیگر (از تیپ زرهی 37 شیراز و لشکر21 حمزه، آن هم با توان رزمی کمتر از50 درصد) نیروهای عراقی نتوانستند به برخی از اهداف از پیش تعیین شده‌ خود برسند.
با آنکه دشمن مناطقی از خاک ایران را اشغال کرد، اما هدف عراق چیز دیگری بود. ارتشی که برای فتح ایران ظرف مدت چند روز تجهیز و آماده شده و از حمایت آشکار حداقل 36کشور قدرتمند برخوردار بود، غیر از اشغال چند شهر کوچک مرزی و محاصره‌ آبادان و سوسنگرد در یک ماه اول جنگ نتوانست کار دیگری انجام دهد و زمین‌گیر شد.
علت عدم استقرار نیروهای ارتش در مرزها نیز این بود که محاسبات برخی ازمسئولان وقت کشور حاکی از آن بود که آنان اعتقادی به حمله‌ ارتش عراق نداشتند، در حالی که قبل از آن بر اساس شواهد و دلایل موجود، از طرف فرماندهان ارتش به تعدادی از نمایندگان مجلس و رئیس جمهوری حمله‌ قطعی ارتش عراق اطلاع داده شده بود. از دیدگاه رئیس جمهوری وقت، موازنه‌ قدرت بین دو قطب شرق و غرب باید حفظ می‌شد و چون جنگ عراق علیه ایران سبب بر هم زدن چنین معادله‌ای می‌شد، بنابر این چنین اتفاقی غیر ممکن بود.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.