عینیت خیال

فرهنگی /
شناسه خبر: 502098

سینما مى‌تواند هر تصویر متحرکى باشد که بر پرده نقره‌ا‌ى نقش مى بندد. درست مثل اصلش. مثل فیلمهاى لومیرها. اما خیلى زود ژرژ ملییس به ما آموخت که مى‌توان این جادوى قرن را با «داستان» جذابتر رنگ‌آمیزى کرد و دقایقى را به خلسه رؤیا فرو رفت. مى‌توان از این ابزار مدرن، فقط براى ثبت لحظات استفاده نکرد. حالا تخیل به کمک آمد.

در روزگار حکمرانی گریفیث و سلزنیک بر سینما، روزگار استودیوهای معظم و تهیه‌کننده‌های حکمران بر سینما، سینمایی پا گرفت که دهه‌ها بعد از آن به آغاز دوران طلایی یاد کردند.

دوران طلایی سالهای قصه‌گویی بود. سالهای ارجحیت قصه بر همه‌چیز. داستان‌های بزرگ بر پرده بزرگ. سالهای دلباختن همه جهان به داستانهایی که ما در این سوی زمین نمونه‌هایش را زیاد می‌شناختیم. در افسانه‌ها و روایت‌های شرقی آشنایمان. براى ما مردم قصص و حکایت و قصه‌هاى «هزار و یک شب» داستان از همان روزگار، از دوربین عکاس‌باشى و شاه قاجار شروع شد تا رسید به «آبى و رابى» و «حاجى آقا آکتور سینما» و البته «دختر لر».

سینماى قصه‌گو راه خود را ادامه داد تا به یکى از بزرگترین صنایع دنیاى سرگرمى بدل شد و در کنارش نئورئالیستها و موج نویى‌ها و سینماى تجربه‌گرا از دلش راهى براى تفکر و نگاهى دیگر یافت. نگاهی که به قصه افزوده شد اما آن را پاک نکرد. آن را از بین نبرد.

هنوز هم این سینماى داستان‌گوى کلاسیک با ملودرام‌ها و کمدى‌ها و ژانرهاى تلفیقى‌اش است که لحظاتى برایمان مى سازد آن گونه که به هیچ چیز جز پرده جادویى و به هیچ کجا جز تخیلمان راه ندارد.

سینما هنوز ما را به خلسه‌هاى عاشقانه و حماسى داستان پردازانش مى برد و براى یک جهان قهرمان مى سازد. ضدقهرمان حتی. نوآرهاى تلخ و فیلمهاى جنایى و گنگسترهایى که جایشان را از فیلمها به واقعیت آوردند گاهى و معکوس.

سینمایی که برای مردم ساخته میشود در دل پیچیده‌ترین تکنولوژیها و عجیب‌ترین تصاویری که بر پرده می‌تاباند یادش نمیرود که قصه اولویت است. قصه است که مخاطب را روی صندلی سینما میخکوب میکند و به او میگوید بنشین و تماشا کن. به پرفروش‌ترین فیلم‌های این سالها که ظاهراً آثاری فناورانه و مرعوب‌کننده‌اند نگاه کنید.

آنی موفقتر است و مخاطب میلیونیتری را با خود همراه میکند که در پس این ظاهر، داستانی ازلی-ابدی تعریف میکند و حرفی جهانی میزند. در روزگار «آواتار»ها و «انتقامجویان»ها هم، آنها باید قصه تعریف کنند تا مقبول طبع مردم صاحب نظر شوند.

مردمانى که دوست دارند به جاى خواندن یا شنیدن قصه‌ها، آنها را ببینند و کسانى با گوشت و پوست و خون برایشان به آن عینیت ببخشند.
قصه‌ها هنوز هم سلطان بى چون و چراى پرده نقره اىاند و هر چه علم و تکنولوژى جلو برود، باز هم چیزى جایگزین‌شان نمى شود./ ایران‌جمعه

کلمات کلیدی

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.