اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹

کلمات کلیدی
در گفتگو با حسن هانی زاده بررسی شد:

تبعات انتخابات پارلمانی اسرائیل بر منطقه چه خواهد بود؟

تبعات انتخابات پارلمانی اسرائیل بر منطقه چه خواهد بود؟
عبدالرحمن فتح الهی

شمارش آرای انتخابات اسرائیل که روز گذشته (سه شنبه) برگزار شد، همچنان ادمه دارد، اما خبرها حاکی از آن است که، نه بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل و حزب متبوعش حزب لیکود و نه حزب آبی و سفید به رهبری بنی گانتس پیروز قطعی نشده اند.

 اما شب گذشته گانتس شکست نتانیاهو را اعلام کرد. گفته شده است که تا کنون حزب آبی و سفید یک کرسی بیشتر از حزب لیکود به رهبری نتانیاهو به دست اورده است .اگر چه نتایج نظرسنجی‌ها پیش از این نشان می‌دادند، حزب لیکود ۳۰ کرسی و حزب آبی و سفید متعلق بنی گانتس ۳۲ کرسی به دست آورده‌اند. اما با توجه به محتمل بودن این پیروزی آیا جریان پیروز قادر به حل چالش ایجاد ائتلاف دورنی برای تشکیل کابینه خواهد بود؟ دیالکتیک دولت ایالات متحده آمریکا و شخص دونالد ترامپ با این جریان چگونه خواهد بود؟ آیا اساساً رئیس جمهور آمریکا خواهد توانست به یک زبان مشترک سیاسی با آنان دست یابد؟ آینده طرح معامله قرن که به عنوان یکی از پروژه های جدی دونالد ترامپ و جارد کوشنر برای حل مسئله فلسطین در دستور کار بود، به کجا خواهد رسید؟ از آن طرف وضعیت منطقه غرب آسیا و خاورمیانه چه سمت و سویی پیدا خواهد کرد؟ اینها سوالاتی است که پاسخ به آنها در گفتگویی با حسن هانی زاده، کارشناس و پژوهشگر مسائل غرب آسیا پی گرفته شده است که در ادامه از نظر می گذرانید:

- اگر چه برای هر گونه اظهار نظر قطعی زود است، ولی نتایج انتخابات زودهنگام پارلمانی ۱۷ سپتامبر (۲۶ شهریور) نشان از شکست بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل و حزب متبوعش لیکود دارد و در مقابل جریان ائتلافی آبی و سفید توانسته اند اکثریت نسبی آراء را در سرزمین های اشغالی به دست آورند. با توجه به محتمل بودن این پیروزی آیا جریان پیروز قادر به حل چالش ایجاد ائتلاف دورنی برای تشکیل کابینه خواهد بود؟ در این صورت وضعیت در سرزمین های اشغالی، کرانه باختری و نوار غزه در سایه روی کار‌آمدن دولتی از این جریان چگونه خواهد بود؟

همانگونه که اشاره داشتید نتایج اولیه وغیر قطعی انتخابات پارلمانی در سرزمین‌های اشغالی خبر از شکست بنیامین نتانیاهو و حزب لیکود دارد. تفاوت عمده رقبای پیروز در این انتخابات که از ائتلاف آبی و سفید با محوریت بنی گانتس با دولت کنونی صهیونیستی به این مسئله باز می‌گردد که این جریان بدون در نظر گرفتن ملاحظات سیاسی و دیپلماتیک عمل می کنند. در صورتی که جریان راست رادیکال سیاسی لیکود و شخص بنیامین نتانیاهو علیرغم گرایشات رادیکال سیاسی خود، سعی داشت برای همه برنامه‌ها، اقدامات و رفتارهایش یک توجیه و یا تفسیر ارائه کند و در سایه برخی ملاحظات سیاسی و دیپلماتیک از انجام برخی تحرکات مناقشه برانگیز دوری می کرد. هرچند که طی هفته‌ها و ماه‌های اخیر شاهد برخی از حملات موشکی و پهپادی از جانب اسرائیل به سوریه، عراق و لبنان بودیم که تبعات منفی آن و پاسخ محور مقاومت یکی از دلایل عمده شکست بنیامین نتانیاهو در انتخابات دیروز سه شنبه بود.

با توجه به این نکات و نیز در سایه نتایج اولیه به نظر می رسد که جریان ائتلاف آبی و سفید خواهند توانست اکثریت کرسی‌های کنست را  کسب کرده و کابینه خود را تشکیل دهند. اگر این اتفاق روی دهد رژیم صهیونیستی به سمت نظامی گری جدی‌تر و شکل دهی یک اندیشه های میلیتاریستی خواهد رفت. این مسئله یقینا باعث افزایش خشونت ها در درون اراضی اشغالی و نیز نظامی‌گری بیشتر در کرانه باختری و نوار غزه پیش خواهد رفت. پرو این نکات مطمئنا میزان حساسیت ها، تنش‌ها و درگیری‌ها در کل فلسطین اشغالی پررنگ تر از گذشته خواهد شد. به خصوص آنکه این جریان معتقد است که بنیامین نتانیاهو در تامین خواسته ها و منافع صهیونیست ها و افزایش امنیت اسرائیل نتوانسته است موفق عمل کند.
لذا این جریان پیروز در انتخابات احتمالا افزایش میزان و وسعت شهرک نشین ها را در کرانه باختری در دستور کار قرار خواهد داد و به موازات آن برنامه های تندتری برای درگیر شدن با جریان های مقاومت فلسطینی خواهد داشت. چون این احزاب امنیت پایدار در اراضی اشغالی را فقط در سایه سرکوب و افزایش قدرت نظامی می بینند. از این رو اگر این کابینه بتواند تشکیل شود که محتمل به نظر می رسد احتمالا بسیاری از ژنرال های نظامی خشونت طلب و سرکوب گر صهیونیستی در رأس آن قرار خواهند گرفت.

البته تمام این نکات یقیناً به قدرتمندتر شدن جریان انتفاضه نوینی در فلسطین خواهد انجامید و در این صورت بازنده اصلی این تنش ها رژیم صهیونیستی خواهد بود. به خصوص آنکه اگر طرح الحاق بخشی از مناطق کرانه باختری رود اردن به سرزمین‌های اشغالی که یک برنامه فراحزبی در اسرائیل است، در دولت آتی صهیونیستی عملیاتی شود، یقیناً به عنوان کاتالیزور در شدت بخشیدن به قدرت جریان انتفاضه جدید عمل خواهد کرد.

- در سایه نکته شما اگر جریان‌ بدون در نظر گرفتن ملاحظات سیاسی و دیپلماتیک عمل می کنند، دیالکتیک دولت ایالات متحده آمریکا و شخص دونالد ترامپ با این جریان چگونه خواهد بود؟ آیا اساساً رئیس جمهور آمریکا خواهد توانست به یک زبان مشترک سیاسی با آنان دست یابد؟
ابتدا به ساکن باید این نکته را باید در نظر داشت که اساساً گفتمان، دیالکتیک، مناسبات و همکاری های رژیم صهیونیستی با ایالات متحده آمریکا بسیار راهبردی تر و استراتژیک تر از آن است که بتوان آن را در سطح ارتباط یک فرد و حزب خاص تقلیل داد. از طرف دیگر با توجه به وسعت و گستردگی نفوذ جریان‌های صهیونیستی در آمریکا، دونالد ترامپ که خود را مهیای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۲۰ می‌کند و به شدت نیازمند حمایت جریان‌های صهیونیستی از خود است، به ناچار با هر دولتی که در اسرائیل روی کار آید باید به گفتمان مشترک برسد و اهداف و منافع آنها را، ولو اینکه در راستای برنامه‌ها و طرح‌های وی نباشد، عملیاتی کند.
از این دونالد ترامپ سعی خواهد کرد تا در ماه‌های آتی منتهی به انتخابات همه تلاش خود را برای رضایت این جریان داشته باشد و از هیچ کوششی برای افزایش امنیت پایدار برای صهیونیست دریغ نخواهد کرد. البته به دلیل آن که جریان‌ در انتخابات زودهنگام توانستند پیروز عرصه رقابتی سیاسی شوند، اکنون به دنبال یک باج‌خواهی از کاخ سفید خواهند بود و چون به میزان وابستگی و نفوذ جدی جریان‌های صهیونیستی در پیروزی دونالد ترامپ واقف هستند، سعی خواهند کرد در ماه‌های منتهی به انتخابات ریاست جمهوری امریکا از این فشار و دست برتر خود نهایت استفاده را ببرند. لذا این جریان آبی و سفید از تمامی ظرفیت‌های سیاسی، دیپلماتیک و نظامی - امنیتی ایالات متحده برای سرکوب بیشتر فلسطینیان، چه در نوار غزه و چه در کرانه باختری رود اردن و افزایش شهرک‌سازی ها نهایت استفاده را خواهند برد.

- با این تفاسیر و احتمال این که نتانیاهو از عرصه قدرت سیاسی باید کنار رود آینده طرح معامله قرن که به عنوان یکی از پروژه های جدی دونالد ترامپ و جارد کوشنر برای حل مسئله فلسطین در دستور کار بود، به کجا خواهد رسید.
طرح معامله قرن از همان ابتدا محکوم به شکست بود. با توجه به اینکه این طرح، چه قبل از رونمایی، چه در حین رونمایی و چه بعد از آن حتی نتوانست رضایت نسبی حامیانش را کسب کند، عملاً به یک بن بست رسید. از طرف دیگر با توجه به حجم گسترده‌ای از مخالفت ها و اعتراضات مردم فلسطین و جامعه اسلامی نسبت به این طرح جارد کوشنر، عملیاتی شدن این طرح میسر نخواهد بود. اما اگر جریان آبی وسفید در اراضی اشغالی بتواند دولت خود را تشکیل دهد، چون هیچ گونه ارزشی برای این دست طرح هایی مانند معامله قرن و تعامل با فلسطینیان قائل نیست، عملاً می‌توان گفت که تمام تلاش های کوشنر  و دونالد ترامپ نابود خواهد شد. البته باز بر این نکته تاکید دارم که اگر این جریان متبوع گانتس بتواند بعد از پیروزی در انتخابات پارلمانی موفق به تشکیل دولت شود، یقیناً طرح الحاق کرانه باختری را به اراضی اشغالی ۱۹۶۷ و ۱۹۴۸ میلادی در دستور کار قرار خواهد داد.

- پیرو نکات شما اگر جریان‌ آبی وسفید در اسرائیل بتواند پیروز انتخابات شود و با گذر از چلش ائتلاف سازی برای تشکیل دولت بگذرند، آیا اقدامات نظامی سرکوب گرانه و ماجراجویی های دولت جدید در تل آویو تنها مختص به سرزمین های اشغالی، کرانه باختری و نوار غزه خواهد بود و یا اینکه دامنه این اقدامات و سیاست‌ها به فراتر از مرزهای فلسطین اشغالی و تعمیم آن به عراق، سوریه و لبنان کشیده خواهد شد؟

نکته بسیار مهمی که در این میان نباید فراموش کرد این است که بینامین نتانیاهو و حزب متبوعش لیکود که گرایش راست رادیکال و تندروانه با مشی سیاسی داشت، سعی می‌کرد با جریان سازی ها و اجماع سازی های سیاسی و دیپلماتیک جهانی و بین المللی شرایط را برای افزایش فشار بر جمهوری اسلامی ایران و نیروهای محور مقاومت در عراق، سوریه و لبنان شکل دهد. اگرچه ماه های اخیر برخی تحرکات نظامی هم از جانب نتانیاهو در منطقه صورت گرفت، اما عمده کار نخست وزیر اسرائیل بر تحرکات دیپلماتیک قرار داشت. اما جریان‌های آبی وسفید طبق اظهارات خود گانتس سیاستی متفاوت از نتانیاهو را پی خواهد گرفت و به دنبال عملگرایی بیشتر در حوزه نظامی و امنیتی است. لذا بحران آفرینی های این جریان تنها مختص به سرزمین‌های اشغالی، کرانه باختری و نوار غزه نخواهد بود، بلکه دامنه آن به سوریه، لبنان، عراق و به تبع آن کل منطقه خاورمیانه کشیده خواهد شد. البته تاریخ به کررات ثابت کرده است که هرگاه صهیونیست ها دست به خشونت بیشتر بزنند در نهایت به شکست سنگین تر آنها و قدرتمندتر شدن محور مقاومت انجامیده است. به خصوص آنکه محور مقاومت در لبنان و سوریه به واسطه سال‌ها درگیری با رژیم صهیونیستی به یک پختگی کامل در تقابل با هرگونه واکنش نظامی تل آویو رسیده اند و در کنار آن چندین سال مبارزه و درگیری جدی با تروریست ها در عراق و سوریه بر توان این محور به شدت افزوده است.

لذا اکنون میزان هماهنگی، کارایی، توان و قدرت نظامی و امنیتی محور مقاومت از عراق و سوریه تا لبنان و فلسطین به شدت متفاوت از گذشته است و هرگونه تحریک محور مقاومت پاسخ سختی را برای دولت اسرائیل با هر نگرش و جریانی را در پی خواهد داشت. البته یقینا این دست مسائل بحران های جدی را در منطقه خاورمیانه به دنبال خواهد داشت.

کپی