گزارش تحلیلی ایران عصر از دلایل اخراج جان بولتون از کاخ سفید

جنگجوی ناکام

سیاسی /
شناسه خبر: 500072

اگرچه نمی‌توان برکناری جان بولتون، چهره جنگ طلبی را که در جنگ و نزاع حد و مرز نمی‌شناسد به معنای به پایان رسیدن سناریوی جنگ‌های ناتمام امریکا تلقی کرد اما کمتر کسی تردید دارد که برکناری او از سوی دونالد ترامپ، رئیس جمهوری امریکا به‌دلیل ناکامی در مواجهه با حلقه‌ای از مخالفان جنگ بود که تاکتیک‌های خارج از قواعد او را در عصر روابط بین‌الملل به چالش کشیدند.

ایران در صدر فهرست همه موضوعاتی بود که بولتون دوست داشت با آنها وارد جنگ شود. او پیش از حضور قابل انتظارش در دولت ترامپ به‌عنوان یک چهره ضد ایرانی شهرت داشت اما این سابقه زمانی وجه خطرناکی به خود گرفت که در دولت دمدمی مزاج ترامپ حضور یافت و به این گمان قوت بخشید که تصمیم‌گیری واشنگتن در قبال ایران را تحت تأثیر خواست پایان‌ناپذیر خود برای جنگ علیه آن قرار دهد. چه او در سال 2015 در مقاله‌ای نوشته بود که امریکا یا اسرائیل باید ایران را بمباران و بدین ترتیب از دستیابی این کشور به سلاح هسته‌ای جلوگیری کنند. دو سال بعد از آن هم در یک سخنرانی از اشتیاق خود برای تغییر نظام ایران تا پیش از پایان سال 2018 سخن گفته بود.
بولتون پس از حضور در دولت ترامپ زودتر از آنچه تصور می‌رفت کارزار فشار حداکثری علیه ایران را به راه انداخت. تیم او در کنار شمار دیگری از تندروهایی که از سوی وزیر خارجه ایران گروه «ب» خوانده شد، به‌صورت بی‌محابا تیر اتهام‌های خویش را به سمت جمهوری اسلامی روانه کرد. وقتی ترامپ اعلام کرد که ایالات متحده را از توافق هسته‌ای با ایران خارج می‌کند، بولتون بخشی از تیمی شد که نه تنها ایران، بلکه هر کشوری را که کوشید با آن تعامل اقتصادی داشته باشد، تحت فشار گذاشت.
بولتون در این مسیر از پنتاگون هم خواسته بود تا یک فهرست از گزینه‌های نظامی برای حمله به ایران تهیه کند و با این اقدام بسیاری از مقامات دولت ترامپ را به وحشت انداخت. حتی وقتی که ایالات متحده به طور مستقیم ایران را هدف قرار نمی‌داد باز این بولتون بود که ورای خواسته ترامپ تغییر نظام ایران را دنبال می‌کرد. او در ۴۰ سالگی انقلاب اسلامی ایران، سیاق 
همپیمان تندروی اسرائیلی خود یعنی نتانیاهو را در پیش گرفت و در توئیتر ویدئویی منتشر کرد و گفت «فکر نمی‌کنم سالگردهای زیاد دیگری برای جشن‌گرفتن جمهوری اسلامی ایران باقی مانده باشد». هدف او کاملاً روشن بود: سقوط جمهوری اسلامی در صورت لزوم با جنگ و جایگزینی آن با حامیان مالی او که شامل گروه تروریستی منافقین می‌شد. گروهی که طبق محاسبات خود به‌دنبال تحریک برای راه انداختن جنگ بین ایالات متحده و ایران بودند تا به گمانی باطل پس از آن وارد خرابه‌های به جای مانده شوند و غنیمت جمع کنند.
تدارک جنگی
بولتون تحت تأثیر شواهدی که بی‌تردید ازاسرائیل در رابطه با آمادگی ایران برای حمله به منافع ایالات متحده در منطقه دریافت کرده بود، تا مرز آرایش جنگی در خلیج فارس هم پیش رفت و از اعزام ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن به منطقه خلیج فارس خبر داد. چه در هفته‌های اخیر این جدالی که دیگر برای این چهره تندخوی کاخ سفید وجه حیثیتی یافته بود، ابعاد گسترده تری به خود گرفت. او کوشید اشتیاق پایان‌ناپذیر ترامپ برای مذاکره با تهران را از مسیر دوچندان کردن فشارها بر تهران تا آغاز یک حمله نظامی به بهانه سرنگونی پهپاد امریکایی از سوی ایران ممکن کند. در واقع او می‌کوشید ترامپ را با هدایت به سمت تصمیم گیری‌های خطرناکش به سمت یک پایان وحشتناک سوق دهد. بولتون خواستار ادامه سیاست جنگ سرد با کشورهای طرف دعوا بود و ترجیح می‌داد حالت همزیستی تخاصم جویانه با ایران ادامه داشته باشد تا شرایط برای تغییر نظام و باج‌گیری از آن تداوم یابد.
بتدریج هویدا شد که بولتون با ادعای انجام مسئولیتش تا چه اندازه قادر بود از قدرت خود برای پیشبرد هدف بلند مدتش یعنی تغییر نظام در ایران استفاده کند. هدفی که عملاً با مقاومت تهران و کناره‌گیری اغلب بازیگران بزرگ جهانی از وارد شدن به بازی تندروهای واشنگتن با ناکامی مواجه شد و ترامپ را ناگزیر کرد تا در آستانه یک سال مانده به انتخابات ریاست جمهوری به تغییر و تعدیل سیاست‌های تقابل جویانه خود روی بیاورد و در گام اول چهره جنجالی دولتش را کنار بگذارد. این فقط رئیس جمهوری امریکا نبود که تحت تأثیر ناکامی در سیاست‌های تند کابینه جنگ طلبش نوک پیکان انتقاداتش را به سمت مشاور امنیت ملی نشانه رفت. چه بولتون در ماه‌های گذشته بارها از سوی شمار زیادی از چهره‌ها و شخصیت‌های صاحبنام سیاسی و محافل و اندیشکده‌های تأثیرگذار در عرصه سیاست خارجی با انتقاد مواجه شده بود. این انتقاد که بولتون در حالی برای به راه انداختن جنگ علیه ایران تلاش می‌کند که ظاهراً او از بی‌توجهی، فریب و منفعت شخصی‌ای که ایالات متحده را در فاجعه‌های ویتنام و عراق درگیر کرد اطلاعی ندارد. ماجراجویی‌های ناکامی که به هر دو سر کشورهای طرف جنگ هم آسیب‌های جبران‌ناپذیری وارد کرد. در چنین فضایی قابل انتظار بود که سرخوردگی ترامپ از پیگیری سیاست‌هایی که بر تعمیق هرچه بیشتر فشار بر کشورهای طرف دعوا تأکید داشت، به پیام شبانه و کوتاه سه‌شنبه شب رئیس جمهوری امریکا در صفحه توئیترش ختم شود که «دیگر نیازی به حضور جان بولتون در 
کاخ سفید نیست».

کلمات کلیدی

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.