به تماشای تعزیه کُران

اجتماعی /
شناسه خبر: 499555

در سی کیلومتری شهر سیرجان روستایی هست به‌نام «کران»؛ روستایی که برای عزاداری عاشورا مراسم و حتی نوحه‌های خاص خودش را دارد. قبل از هر چیزی باید اشاره کنیم که اهالی این روستا چند ویژگی دارند که تقریباً بین آنها عمومیت دارد؛ اول اینکه بخش زیادی از آنها اهل تصوف و درویش هستند.

مسأله عمومی بعد اینکه؛ هم به لحاظ تمکن مالی وضعیت خوب و سطح بالایی دارند و هم به لحاظ تحصیلات و مناصب شغلی. بخش عمده اهالی روستا حالا دیگر در سیرجان و شهرهای دیگر ساکن هستند و البته ناگفته نماند که تقریباً کمتر خانواده‌ای از اهالی این روستا هست که یکی دو عضو آن ساکن خارج از ایران نباشند. البته این بیشتر مربوط به خانواده‌هایی است که در این منطقه «مالک» محسوب می‌شوند.
حالا برگردیم سراغ مراسم عاشورا؛ معروف است اهالی «کران» هر وقت سال هر کجا باشند مهم نیست اما ظهر عاشورا باید به روستا برگردند. هر سال حتی مواردی هست که اهالی مهاجر این روستا به کشورهای دیگر به خاطر ظهر عاشورای «کران» راهی ایران می‌شوند. در مرکز روستا حسینیه‌ای هست با ساختار تکیه‌های سنتی ایران که چیزی شبیه استادیوم‌های فوتبال هستند؛ میدانی در وسط و سکوهایی دور تا دور آن.
بر خلاف اکثر جاهای ایران مراسم عزاداری روستای «کران» تازه از ظهر عاشورا و بعد از اذان و نماز آغاز می‌شود. پایان نماز ظهر عاشورا لحظه شهادت امام حسین(ع) است و بعد از آن اسارت و عزاداری اهل بیت. تا نماز ظهر در حسینیه خبری نیست و بعد از آن تازه مراسم آغاز می‌شود؛ ابتدا گروهی از نوجوانان با لباس‌های خاکی پیشاپیش دسته‌ای از اسب‌سواران وارد میدان می‌شوند و یک نفر پشت سر آنها دهل و بوق می‌زند. حضور نوجوانان در این میدان معمولاً «نذر»ی است که توسط والدین انجام می‌شود، آنها نماد کودکان اسیر اهل بیت در روز عاشورا هستند. مردان اسب سوار با شلاق‌هایی بر پشت یا پای کودکان می‌زنند و در میدان خاکی حسینیه بدون نظم خاصی می‌تازند، کودکان در میان آنها این سو و آن سو می‌روند و از این صحنه گرد و خاک به هوا بلند می‌شود. در آن میانه هم یک «شبیه پوش» با لباس شیر در پی نجات دادن کودکان از زیر شلاق دژخیمان و سم اسبان است. این صحنه قرار است تابلویی از دقایق بعد از شهادت امام حسین(ع) باشد و معمولاً هم چنین  می‌شود؛ به هم ریختگی صحنه، صدای فریاد کودکان، طنین دهل و بوق، گرد و خاک و تشنگی و... معمولاً اشک بر چشمان خیلی از حاضران می‌آورد.
بعد از کامل شدن تصویر آوارگی اسرای کربلا در میانه میدان حسینیه، گروه عزاداران از راه می‌رسند. با نوحه‌ای که خاص این روستا است و خبر از شهادت حسین(ع) می‌دهد. گویی هنوز دنیا خبر فاجعه را نشنیده و اینگونه همگان باید خبردار شوند؛ «چه شور و شین است امروز، قتل حسین است امروز، چه کربلا است امروز، ماتم سراست امروز». این نوحه روستا نه آوازی دارد و نه ملودی و آهنگی، فقط به‌صورت یک شعار بدون موسیقی تکرار می‌شود، چیزی شبیه بهت از یک فاجعه. جایی که از اتفاق فقط یک چیز می‌دانیم؛ حسین(ع) کشته شد و کاری از کسی بر نمی‌آید. عزاداران دور میدان می‌گردند و با فاصله‌ای چند متری از آنها، گروه نوجوانان همچنان در محاصره سواران دژخیم هستند و این گردش دایره‌وار ادامه دارد، آنها دیر رسیده‌اند و این فاصله تا نجات اسرا تا انتهای تاریخ ادامه دارد.
در ساعاتی که در بقیه جاها عزاداری هیأت‌ها کم و بیش به پایان رسیده تازه در «کران» بخش اصلی عزاداری آغاز می‌شود و هیأت‌ها نوحه‌ خوانی معمول خود را شروع می‌کنند تا بعد از آن به وعده ناهار برسند و در پی آن میدان حسینیه میزبان گروه‌های تعزیه‌خوان باشد. تعزیه‌ای که برای اهالی روستا بیش از اندازه مهم است و دهه‌هاست «کران» یکی از معروف‌ترین و پربیننده‌ترین شب‌های تعزیه‌خوانی در استان کرمان را دارد.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.