گفت‌وگو با دکتر احسان شاه‌قاسمی (استاد ارتباطات دانشگاه تهران)

در دانشگاه تهران «روزنامه‌نگار» تربیت نمی‌کنیم

اندیشه /
شناسه خبر: 498404

من به شخصه وقتی تدریس می‌کنم فکر نمی‌کنم که قرار است خروجی کار من یک فرد «روزنامه نگار» باشد بلکه هدف من از پرورش دانشجویانم این است که قادر شوند «پژوهش ارتباطی» انجام دهند. پژوهش ارتباطی یک گام بالاتر از روزنامه‌نگاری است. همین الان با وجود بیکاری در کشور، همه دانش‌آموختگان ما با حقوق‌های بالا در حال کار برای نهادها و دستگاه‌های مختلف هستند. در ۱۵ سال گذشته، من هرگز ندیده‌ام که کسی پژوهشگر باشد و با درآمدهای بالا شاغل نباشد.

ایران آنلاین / گروه اندیشه: عرصه رسانه‌ای، از آن دست فضاهایی است که در چند سال اخیر تحولات چشمگیری را پشت سر گذاشته است و در شرایطی که رسانه‌های نوین در بین مخاطبان به خوبی جای خود را باز کرده‌اند  و روزنامه‌نگاری مکتوب به روزنامه‌نگاری الکترونیک و خبرنگاری برای رسانه‌های اجتماعی میل پیدا کرده است، جای آن دارد که بپرسیم چقدر منابع درسی و سرفصل‌های آموزشی رشته ارتباطات و اساتیدی که این رشته را تدریس می‌کنند همگام با این تحولات، پیش رفته‌اند و به‌ روز رسانی شده‌اند؟ از این رو، به سراغ دکتر احسان شاه‌قاسمی، استاد ارتباطات دانشگاه تهران، رفتیم. او نگاه قابل تأملی به این موضوع دارد.

دکتر شاه‌قاسمی مؤلف چند کتاب به زبان انگلیسی و فارسی در حوزه ارتباطات و یکی از مترجمان فعال در این رشته است؛ از جمله آثار او می‌توان به این عناوین اشاره کرد: «فهم صنایع رسانه‌ای»، «پیشرفت‌های جدید در بازاریابی آنلاین»، «سایه‌نویسی و اخلاق اصالت»، «فرهنگ شهرت»، «فهم نظریه رسانه» و «فیلسوفان بد کردار».

*جناب دکتر شاه‌قاسمی، چقدر منابع درسی در رشته ارتباطات با توجه به تحولاتی که این رشته در سال‌های اخیر پیدا کرده است به‌روز رسانی شده است؟

میدان رسانه‌ای ما هیچ شباهتی با میدان رسانه‌ای ده – بیست سال پیش ندارد. بنابراین ما قطعا نمی‌توانیم از سرفصل‌های 20 سال پیش استفاده کنیم.

 از این رو، از دو سال پیش تغییر سرفصل‌ها در دانشگاه تهران شروع شده و همه رشته‌ها موظف هستند سرفصل‌های جدید ارائه کنند و به تبع آن، ما نیز در گروه ارتباطات، این مهم، یعنی، تغییر سرفصل‌ها و منابع درسی، را در دستور کار قرار داده‌ایم. در این راستا، تغییرات جدی بویژه در مقطع کارشناسی صورت گرفته است. تغییر این سرفصل‌ها متناسب با چشم‌اندازهای ارتباطی است. (درباره جزئیات بیشتر لطفا اجازه بدهید مدیر گروه ارتباطات صحبت کنند)

گذشته از تغییراتی که در سرفصل‌ها صورت گرفته، منابع نیز باید عوض شود، در نتیجه اساتید تشویق می‌شوند تا منابع درسی جدید را برای دانشجویان معرفی کنند. معمولا استادان به سمت تألیف سوق داده می‌شوند اما به شخصه در این مورد تجربه خوبی از تدریس کتاب‌های تألیفی نداشته‌ام. طبیعتا اگر کتاب‌های تألیفی با کیفیتی تولید شود، بهتر از ترجمه است اما تألیف به هر قیمتی کار درستی نیست، بسیاری از کتاب‌های تألیفی ما از قوت چندانی برخوردار نیستند به عبارتی یا ترجمه‌های ضعیفی هستند یا جمع‌آوری مجموعه مقالات دانشجویان هستند.

*تغییر سرفصل‌ها را بیشتر معطوف به کدام بخش‌های مطالعاتی رشته ارتباطات می‌دانید؟

منابع درسی که چشم‌انداز ارتباطی‌شان تغییر کرده است بیشتر به «فضای مجازی»، حوزه‌های نوظهور مثل «سواد رسانه‌ای» که بحث پیچیده‌ای است و بر سر مفاهیم آن اجماع چندانی وجود ندارد و «شبکه‌های اجتماعی» برمی‌گردد. در این راستا، خود من نیز مشغول ترجمه کتابی در زمینه سواد رسانه‌ای هستم که در سال 2019 توسط «جیمز پاتر» نوشته شده است اما برخی از حوزه‌ها هم نیاز چندانی به، به روز بودن ندارد.

*مثلا چه حوزه‌هایی؟

 مثلا حوزه فلسفه رسانه.

*یعنی «فلسفه رسانه‌های نوین» را ضروری نمی‌بینید؟

بالاخره حتما لازم است که ما «فلسفه رسانه‌های نوین» را بدانیم ولی خیلی هم اتفاق بدی نمی‌افتد که اگر کتابی را که تدریس می‌کنیم مربوط به 20 سال پیش باشد. با این حال، من کتابی مربوط به سال 2008 را برای واحد درسی «فلسفه رسانه» ترجمه کرده‌ام.

رسانه‌های اجتماعی و اینستاگرام بخش مهمی از زندگی افراد جامعه را تشکیل می‌دهند به نوعی که اگر گوشی را از آنان بگیریم، عملا زندگی‌شان مختل می‌شود. بنابراین، لازم است تا در این زمینه از منابع به‌روزی برخوردار باشیم.

*خیلی از نقدهایی که به رشته ارتباطات می‌شود، این است که از دل این رشته و از دانشجویان این رشته، روزنامه‌نگار بیرون نمی‌آید. در واقع گویا این رشته در دانشگاه چندان کاربردی نیست علاوه بر اینکه متناسب با فضاهای رسانه‌ای امروز هم نیست. چطور می‌توان خروجی رشته ارتباطات را کارآمدتر کرد؟

این نقدها بیشتر به گروه ارتباطات دانشگاه تهران می‌شود و می‌گویند که «جامعه‌شناس» تربیت می‌کند نه روزنامه‌نگار؛ من به شخصه وقتی تدریس می‌کنم فکر نمی‌کنم که قرار است خروجی کار من «روزنامه‌نگار» باشد بلکه دانشجو باید بتواند «پژوهش ارتباطی» انجام دهد. پژوهش ارتباطی یک گام بالاتر از روزنامه‌نگاری است. اگر افراد بتوانند پژوهشگران ارتباطی قدرتمند باشند، قطعا می‌توانند یک روزنامه‌نگار موفق هم باشند و مهارت‌های آن را کسب کنند.

 پژوهشگر شدن، در یک فرآیند از بالا به پایین و قطره چکانی نیست؛ این کار باید به تدریج محقق ‌شود. هم دانشجو باید پیوسته در طول ترم کار کند و هم استاد باید پیوسته در دسترس دانشجو باشد.

*یعنی شما معتقد هستید که خروجی دانشکده‌های ارتباطات نباید «روزنامه‌نگار» باشد؟ پس چه نهادی باید روزنامه‌نگار تربیت کند؟

حداقل اولویت نخست خود من در دانشگاه تهران این نیست. به اعتقاد من، روزنامه‌نگاری تنها با خبر خواندن، سینما رفتن، رمان خواندن، کافه‌نشینی و... محقق نمی‌شود. ما باید تاریخ رسانه‌ها، فلسفه رسانه، روش تحقیق و دستیابی به یافته‌ها و مبانی نظری این حوزه را بدانیم. این را باید دانشگاه به دانشجویان ارتباطات بدهد و معتقدم در پس این داده‌ها و اطلاعات است که «روزنامه‌نگار» خود به خود متولد می‌شود.

 

*پیشتر اشاره کردید، نقدها به رشته ارتباطات، بیشتر متوجه دانشگاه تهران است، چرا دانشگاه علامه طباطبایی را از این نقدها مبرا می‌دانید؟ آیا سرفصل‌های آموزشی و نحوه تدریس رشته ارتباطات و روزنامه‌نگاری در این دانشگاه متفاوت است؟

من صرفا این انتقاد را که از دل رشته ارتباطات، روزنامه‌نگار بیرون نمی‌آید، متوجه دانشگاه تهران دانستم وگرنه انتقاداتی به رویکرد دانشگاه علامه طباطبایی هم هست. دانشگاه علامه طباطبایی از ابتدا دانشجویانش را برای کار روزنامه‌نگاری تربیت می‌کند و آنان را در صنعت روزنامه‌نگاری جا می‌دهد، البته اساتید این دانشگاه با رسانه‌ها و مراکز تولید محتوا ارتباط نزدیک‌تری هم دارند. ما در دانشگاه تهران ارتباط کمتری با رسانه‌ها داریم چون کار ما «پژوهش رسانه‌ای» است. در این راستا، حتی برخی از تغییر عنوان رشته «ارتباطات» به رشته «مطالعات رسانه‌ها» نیز سخن می‌گویند که البته جزئیات آن را باید با مدیر گروه ارتباطات دانشگاه تهران طرح کرد.

*یک «پژوهشگر رسانه‌ای» بر چه موضوعاتی متمرکز می‌شود و بازار کار او کجا است؟

«پژوهشگر رسانه» یا «پژوهشگر ارتباطاتی» بر همه موضوعاتی که به ارتباطات و بویژه رسانه مربوط می‌شود، متمرکز می‌شود. اما، با توجه به گسترده بودن حوزه، افراد ممکن است (و به آنان توصیه می‌شود) در یک حوزه خاص متخصص شوند. مثلا می‌توان روی «ارتباطات با واسطه»، «آگهی‌های تلویزیونی»، «فلسفه رسانه»، «مطالعه انتقادی رسانه‌ها»، «پژوهش مخاطب» و... متمرکز شد. همانطور که پیش‌تر گفتم، برای خود من بازار کار مهم نیست. یعنی دانشجو را آماده نمی‌کنم که وارد بازار کار شود. اما، از آنجا که پژوهشگر یک دارایی بسیار کمیاب است (اکثر افراد خودشان را پژوهشگر می‌دانند، اما وقتی شما وارد عرصه پژوهش شوید، متوجه می‌شوید تعداد کسانی که می‌توانند پژوهش کنند بسیار بسیار اندک هستند)، همین الان و با وجود بیکاری در کشور، همه دانش‌آموختگان ما با حقوق‌های بالا در حال کار برای نهادها و دستگاه‌های مختلف هستند. در کل، در ۱۵ سال گذشته، من هرگز ندیده‌ام که کسی پژوهشگر باشد (باز هم به نکته‌ای که پیش‌تر درباره کمیاب بودن پژوهشگر خوب گفتم توجه کنید) و با درآمدهای بالا شاغل نباشد.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.