میزگرد اختصاصی «ایران آنلاین» با حضور دکتر جبار رحمانی و دکتر رضا ماحوزی (بخش دوم)

چرا در ایران رضایت اجتماعی پایین است؟/ اختلاس‌هایی که نتیجه نارضایتی اجتماعی است!

اندیشه /
شناسه خبر: 498091

ما در تمام سیستم‌های رسانه‌ای‌مان می‌گوییم «ملت ایرانی حق‌اش بیش از اینها است» و گویی در دنیا یک ملت برگزیده وجود دارد و آن ما هستیم! وقتی چنین تلقی‌ را به مردم القاء می‌کنیم و آنان در عمل شکاف عمیقی بین باورها و واقعیت‌ها می‌بینند و تجربه‌هایشان با آرمان‌هایشان فاصله زیادی پیدا می‌کند رضایت اجتماعی‌شان پایین می‌آید.

گروه اندیشه:

«رضایت اجتماعی» از آن دست مقولاتی است که شاید نتوان ما به ازای مشخصی برای آن در شرایط عینی متصور بود، در بخش نخست نشستی که با دکتر جبار رحمانی، جامعه‌شناس، داشتیم او «امنیت روانی»، «عدالت اجتماعی» و «سبک زندگی» را  از فاکتورهای مؤثر در ایجاد رضایت اجتماعی معرفی کرد و دکتر رضا ماحوزی، استاد فلسفه و معاون پژوهشی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی نیز مقوله رضایت اجتماعی را در میانه آرمان‌ها و واقعیت‌ها قرار داد و معتقد است که به میزانی که فاصله آرمان‌ها و واقعیت‌ها کمتر شود، رضایت اجتماعی بیشتر خواهد شد، آنچه در ادامه می‌آید، بخش دوم این میزگرد است که می‌خوانید:

 

*بخش نخست این میزگرد را در لینک زیر ببینید:

http://www.ion.ir/news/497784/%d8%b1%d8%b6%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c

 

*اشاره شد که امنیت روانی، یکی از مؤلفه‌ها و فاکتورهای ایجاد رضایت اجتماعی است. فکر می‌کنید مردم در جامعه ایران چقدر از امنیت روانی برخوردار هستند؟

دکتر جبار رحمانی: وقتی از «امنیت» حرف می‌زنیم با دو وجه مواجه هستیم، یک وجه «امنیت عینی» و وجه دیگر «امنیت ذهنی» است.

متاسفانه شرایط جامعه ما به گونه‌ای شده است که فارغ از اینکه شرایط عینی ما چه هست که تحلیل‌های خاص خود را می‌طلبد، عموما نگرش‌هاش ذهنی این است که ما امنیت و عدالت نداریم و در نتیجه در هر موقعیتی که باشیم اگر چنین باوری داشته باشیم، این احساس در ما ایجاد می‌شود که با آینده نامعلومی مواجه هستیم و پیوسته در حق ما اجحاف می‌شود. این نگرش ذهنی ما را به سمتی سوق می‌دهد که عملا نارضایتی بیشتری شکل بگیرد چراکه دائما به ما حس ناامنی و بی‌عدالتی دست می‌دهد.

* امنیت روانی و عدالت اجتماعی را چگونه می‌توان را در یک جامعه نهادینه کرد چنانکه رضایت اجتماعی را در پی داشته باشد؟

دکتر رضا ماحوزی: اگر از چارچوب‌های اگزیستانسیالیستی کمک بگیریم و درباره انسان‌ها بطور کلی صحبت کنیم، هر فردی در موقعیت مشخصی قرار دارد، بنابراین، موضوع امنیت و عدالت در موضع‌های متفاوت، می‌تواند برداشت‌ها و چارچوب‌های متفاوتی پیدا کند.

برای یک فرد شاغل، موضوع امنیت شغلی یک بحث است و برای یک فرد نظامی، امنیت از جنس متفاوتی است و برای یک فرد بازاری هم مصداق دیگری پیدا می‌کند. موقعیت‌مندی در عرصه عمل، ما را به تعددی از شاخصه‌های امنیت، عدالت و سبک زندگی می‌رساند. اگر این تنوع را به رسمیت بشناسیم، آن زمان باید ببینیم، مقوله «رضایت‌مندی اجتماعی» برای هر یک از گروه‌های اجتماعی چه شاخصه‌ها و ضوابط ویژه‌ای را می‌طلبد البته این شاخصه‌ها را نباید لزوما بر دیگری تحمیل کرد. حتی این شاخصه‌ها بر اساس اینکه در پایتخت باشیم یا نباشیم، اقوام به حساب بیاییم یا نیاییم و... متفاوت است.

 واقعیت این است که رضایت اجتماعی و فاکتورهای آن، آنگونه که دکتر رحمانی آن را در سه مقوله «امنیت روانی»، «عدالت» و «سبک زندگی» دسته‌بندی کرد، قابل تسری به همه افراد جامعه نیست و تسری آن می‌تواند مخاطرات خاص خود را داشته باشد، چنانکه بالاخص در این چهار دهه بخاطر داشتن این نگاه متمرکز، آسیب‌های جدی را در بحث رضایت‌اجتماعی داشته‌ایم.

اگر بتوانیم مقوله رضایت اجتماعی را خرد کرده و بررسی کنیم که اقشار مختلف چه تلقی‌ از رضایت اجتماعی دارند، می‌توانیم بر اساس یافته‌ها، دریابیم که چقدر به سطح مقبولی از رضایت اجتماعی رسیده‌ایم؟ اگر ما اطلاعات لازم را در خصوص مطالبات چنین  پهنه متنوع اجتماعی داشته باشیم، آنگاه می‌توانیم مکانیسم‌هایی را برای تحقق رضایت اجتماعی در میان اقشار مختلف مردم ایجاد کنیم.

اگر رسمیتی که نظام سیاستگذاری می‌خواهد به سه مقوله امنیت، عدالت و سبک زندگی ببخشد، از خردترین پایه‌ها شروع شده و تنوع را در نظر بگیرد، آن زمان نظام سیاستگذاری ضمن حفظ وحدت ملی، می‌تواند به تنوعات هم توجه کرده و نسبت به آنها نقش هدایت‌گری هم داشته باشد.

 

*جناب دکتر رحمانی، شما در کشور هند درس خوانده‌اید، هند طبقه پایین فربه‌ای دارد و می‌دانیم که از نظر شاخص‌های رفاهی هم در وضعیت ایده‌الی نیست؛ اما همواره به عنوان یکی از شادترین کشورها از آن نام برده می‌شود و به نظر می‌رسد که «رضایت اجتماعی» در بین مردم هند بالا است. این تضاد را چطور تحلیل می‌کنید؟

دکتر جبار رحمانی: اگر رضایت اجتماعی را بخواهیم در دو سطح فردی یا اجتماعی بسنجیم، باید گفت که رضایت اجتماعی در نهایت «ارزیابی ذهنی افراد از موقعیت خود یا اجتماع» است. همه اینها چون ارزیابی ذهنی افراد است، منوط به این امر می‌شود که آنان چطور دنیا را می‌بینند، تا چه اندازه و به چه صورتی به آن تعلق دارند؟ چقدر اهداف خود را در زندگی پیگیری می‌کنند؟ چقدر امکان‌های دستیابی به آن اهداف برایشان فراهم است؟ اینها تعیین‌کننده میزان «رضایت اجتماعی» ما است.

همانطور که به درستی هند را مثال زدید، آنان در زندگی مادی خود چندان انتظارات عجیبی ندارند و بر اساس جهان‌بینی که دارند هر آنچه که هست را می‌پذیرند، برای بیشتر شدن آن، تلاش می‌کنند؛ اما خود را کلافه نمی‌کنند. ولی اتفاقی که در ایران می‌افتد این است که ما در تمام سیستم‌های رسانه‌ای‌مان اعم از رسانه‌های رسمی و غیررسمی همیشه این نکته را متذکر می‌شویم که «ملت ایرانی حق‌اش بیش از اینها است» و گویی در دنیا یک ملت برگزیده وجود دارد و آن، ما هستیم! وقتی ما چنین تلقی‌ را به مردم القاء می‌کنیم ولی در عمل آنان شکاف عمیقی بین باورها و واقعیت‌هایشان می‌بینند و تجربه‌هایشان با آرمان‌هایشان فاصله زیادی پیدا می‌کند، در نتیجه، رضایت‌اجتماعی‌شان پایین می‌آید.

بخش زیادی از افرادی که تصمیم به مهاجرت می‌گیرند، تصویر خاصی از مقصد ندارند، مسأله و دلیل اصلی آنان برای مهاجرت این است که «ایران، جای خوبی برای زندگی نیست» این گزاره را ما بسیار در تعامل‌های روزمره‌مان می‌شنویم.

در این فضا، این پرسش مطرح می‌شود که این گزاره را افراد بر چه اساسی مطرح می‌کنند؟ آیا اینجا آب نیست؟ پول نیست؟ برق نیست؟ خیر، مسأله این است که آن تصویر مطلوب از مناسبات اجتماعی را اینجا مشاهده نمی‌کنند.

*نارضایتی اجتماعی چه پیامدهایی می‌تواند داشته باشد؟

دکتر جبار رحمانی: نخستین پیامد نارضایتی اجتماعی این است که تعهدات افراد نسبت به جامعه کمرنگ می‌شود و چنین باوری در افراد شکل می‌گیرد که نسبت به جامعه‌ای که در آن حقوق‌شان زایل می‌شود، نباید تعهدی داشته باشند. دوم، دچار بی‌تفاوتی اجتماعی شده و دیگر نسبت به دردها، رنج‌ها و مسأله‌های اجتماعی حساسیتی نشان نمی‌دهند،

سوم، دچار سرخوردگی اجتماعی می‌شوند،

 و چهارم، جامعه به یک وضعیت آنومیک وارد می‌شود که طی آن افراد، به اخلاقیات پایبند نبوده و هنجارها عملا بی‌اعتبار می‌شود. همه اینها باعث می‌شود تا زندگی زهرمار شود و افراد برای رهایی از این زهرمار به هر کاری دست بزنند؛ اعم از مهاجرت، کارهای خلاف (لزوما نه به این معنا که از دیوار کسی بالا بروند بلکه کار خلاف به این معنا که در جایی که کار می‌کنند، تعهداتشان را انجام ندهند و از امکانات قانونی برای منافع شخصی‌شان استفاده کنند).

بخش زیادی از اختلاس‌ها و تخلف‌هایی که دیده می‌شود ناشی از این است که افراد از زندگی خود راضی نیستند و موقعیت خود را نپذیرفته‌اند و فکر می‌کنند که تحت هر شرایطی باید خود را در این جامعه ناعادلانه و ناامن بالا بکشند.

(ادامه دارد...)

 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.