جشنواره فیلم کودک بهانه ای است برای جلوه گری هنر هفتم و استفاده از عملکرد سحرآمیز آن در بخشیدن شادی و سرگرمی و فهم آموزش های لازم متناسب با سنین مختلف کودکان و نوجوانان. اما پس از 32 سال آزمودن این بار نیز شاهد عدم مدیریت جامع چه در انتخاب فیلم، چه در تبلیغات و شرایط عمومی برای تماشاگران و مردم و مهم تر از همه سطح کیفی جشنواره بودیم.

32 سال پیش چه خوش تصمیمی در برپایی جشنواره فیلم کودک و نوجوان گرفته شد. مأمنی برای کودکان و نوجوانان که در این چند روز جشنواره آموختنی ها را بیاموزند، سرگرم شوند و از اوقاتشان لذت ببرند. جشنواره بهانه ای باشد برای تفریح و شادی و در ورای آن نیز طرح مباحث آموزشی مورد نیاز آنها.

  جشنواره بین المللی فیلم کودک و نوجوان پس از 16 دوره در اواخر مرداد 98 در  اصفهان برگزار شد  و این فرآیند به مثابه آن است که جشنواره دوران کودکی اش را سپری و در حال گذر از دوران نوجوانی است. بماند که عمر آن در کشور به 32 سال می رسد.

اما دستاورد امسال بنابر نظر برخی از مردم، متخصصین رسانه و برخی از کارگردانان آن طور که شایسته شهر هنرپرور اصفهان و جشنواره بین المللی فیلم کودک و نوجوان ایرانی بود، به نظر نمی آمد.  علیرغم آمارهای کلی مبنی بر تعداد پر شدن صندلی ها در طی ایام جشنواره اما آن روی سکه شاهد صندلی های خالی بسیاری در زمان اکران فیلم های مختلف بودیم.

 در برخی از فیلم ها اگر اغراق نباشد، نیمی از سالن خالی بود.  این بدان معنی است که  اگر داوران کودک و نوجوان و نیز روزنامه نگاران و کادر اجرایی را از سالن حذف کنیم حداقل نفرات در سالن می ماندند. شاید بهتر آن بود آمار واقعی ارایه می شد.

 عادت کرده ایم به بزرگ نمایی، هرچند اموری از بدیهیات باشد که آنچنان بزرگ نیست. اما اگر بزرگ نکنیم خود زیر سوال می رویم که این میلیون ها و چه بسا میلیاردها تومان هزینه این 8 روز به چه سود مردم اصفهان آمد؟  در این چند روز جدای از داوران که تعداد آنها کم نبود و میهمانان داخلی و نمایندگانی از 27 کشور مستقر در هتل های اصفهان و اهالی رسانه و هزینه ترانسفر و خورد و خوراک و سایر ملزومات آنها، چند نفر آیا از کودکان و نوجوانان شهر با خرید بلیط به سینما آمدند؟

در  این جشنواره  که تعداد 158 فیلم سینمایی طی 8 روز اکران شد برخی فیلم ها از سینمای جهان  بر رو یپرده نقره ای نقش بست.  فیلم «بیله» به عنوانی مصداقی از آن به زعم نگارنده یکی از تامل برانگیزترین فیلم های جشنواره کودک و نوجوان بود؛ که اگر نگوییم بی مضمون ترین بلکه ترس و وحشت و ناامنی را برای مخاطبین کودک به همراه داشت و  جایزه بهترین ... را کسب کرد. فیلم «بیله» ساخته  نِاینارا کولم از لیتوانی، لتونی و جمهوری چک که در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر نیز به نمایش در آمده بود  قصه دختر بچه ای است که پدری مشروب خور و لاابالی دارد. او  مدام شاهد درگیری ها و دعواهای پدر و مادر خویش است. در این بین شاهد تحقیرها و کتک هایی است که از جانب پدر و مادرش بر او وارد می شود.  به دلیل فشار اقتصادی و روحی مادر برای مدت زمانی از خانه اخراج می شود. بیله دارای دوستانی است که همه در این شرایط و چه بسا سخت تر به سر می برند. آنها نه فقط در فقر مادی که در فقر فرهنگی تمام عیاری نیز زندگی را به سر می برند. او به دنبال راه حلی برای جلوگیری از تحقیرهای مادرش در شرایط اروپای پیش از  جنگ جهانی دوم است.

فیلم که در حال پخش بود. مدام شاهد خروج و رفت و آمد مکرر کودکان و نوجوانان از سینما بودیم. فرزندی که خود را در آغوش مادر جا می داد و تلاش می کرد تا راه گریزی یابد تا آن فیلم در حال تنش و استرس را نبیند.  در تبلیغات فیلم، «بیله» را متناسب با  گروه سنی کودک و نوجوان اعلام نموده بود درحالیکه هرگز متناسب با  سن کودکان نبود و چه بسا اثری ناخوشایند بر نوجوانان ایرانی همچون تلقین و عادی سازی شرایط سخت خانوادگی داشت.

 

 

 فیلم دیگر «گنج یرماک» به کارگردانی اولگ دنیسو محصول روسیه  بود. این فیلم علی رغم به نمایش در آوردن اراده و عزم جدی کودک دبستانی برای یافتن گنج یرماک، اما دزدی و به دست آوردن راحت غذا را توسط دوست فراری خود به نام «میشا» را  امری عادی تلقی می نمود. این امور نه تنها نکوهیده نبود بلکه قابل ستایش و نشان از زرنگی میشا داشت.

 آنچه نگارنده در چند روز جشنواره بر آن اطمینان حاصل کرد عدم مدیریت جامع چه در انتخاب فیلم، چه در تبلیغات و شرایط عمومی برای تماشاگران و مردم و مهم تر از همه  سطح کیفی جشنواره بود. باید بپذیریم تعداد فیلم های تولید ایران به قدری کم بود که در روزهای آخر دست به دامن فیلم های خاطره انگیزی همچون «پاتال» و «دزد عروسک ها» شده بودند. فیلم تولید شده از اصفهان تنها یک فیلم بود که پس از 16 دوره میزبانی جشنواره در اصفهان این عدد به شدت وحشتناک است. جای بسی نگرانی دارد و البته به معنی آن است که قطع به یقین در طی این 16 سال جشنواره آن گونه که باید تاثیر مثبت نداشته است که حاصل آن تنها یک فیلم اصفهانی از جانب میزبان بود.

باید بپذیریم که فرهنگ ایرانی، فیلم متناسب با فرهنگ ایرانی می طلبد. فیلم پرمغز نغز که مباحث غیر اخلاقی و خلاف عرف خارجی و تشویش و نگرانی و اضطراب را برای کودکان ایرانی به ارمغان نیاورد.

صندلی های سینماها خالی بود حتی اگر توجیه شود که اکران سیار در چند نقطه شهر اجرا شد، اما تک تک این صندلی ها جای کودکان شهر اعم از فقیر و غنی بود. آماری که در روزهای پایانی از سوی شهرداری اصفهان مبنی بر آن که در 9 سالن سینما برای 189 سانس اکران 2312 صندلی در پردیس سینماهای چهارباغ، سیتی سنتر  و سینما بهمن خوراسگان پر شده است افتخار آمیز نیست

ظرفیت سینما ساحل به تنهایی معادل هزار صندلی است و این آمار مهر تاییدی بر خالی بودن صندلی ها در طول جشنواره بوده است حتی اگر در روزهای آتی بر این میزان افزوده شده باشد. حال این آمار با احتساب داوران کودکان و نوجوانان و اهالی رسانه و خبر که در تمام فیلم ها پایه ثابت حضور در سینما بوده اند ناخوشایند بود.

باور کنیم که بسیاری از مردم اصفهان خبر از محتوای جشنواره نداشتند و حتی نمی دانسنند در این جشنواره چه خبر است تا بیایند در برابر پرده نقره ای آنچه در زندگی واقعیشان رخ نداده است ببینند و رویا و تجربه و آموختنی ها و نشاط و شادی را یکجا تجربه کنند.

 اکران فیلم در بیمارستان کودکان امام حسین(ع) از رویدادهای مثبت این جشنواره بود اما به غیر از همان فیلم های نوستالژیک که بارها و بارها در تلویزیون بازپخش شده است آیا برگزارکنندگان می توانستند مدعی شوند که این سری فیلم متناسب با کودکان بیمار بود؟

جلسه نقدی لازم است تا پس از پایان جشنواره از اهالی قلم و فن دعوت شود تا به بررسی نقاط واقعی ضعف جشنواره پرداخته شود و بی محابا بتوان عملکرد سی و دومین جشنواره بین المللی فیلم کودکان و نوجوانان را زیر ذره بین قرار داد تا شاید در سالهای آتی به رفع کامل این امور همت گمارده شود. استفاده از تجربیات و پتانسیل داوران کودک و نوجوان در طول سال و ارائه آموزش های لازم به آنها و پرورش متخصص در زمینه فیلم کودک و نوجوان از ملزوماتی است که نباید به فراموشی سپرده شود. اصفهان زمانی به شهر دوستدار کودک تبدیل می شود تا کودکان فقیر و کودکان کار نیز بتوانند همچون اغنیا  مأمنی برای شادی های کودکانه داشته باشند و آرامش و سرپناه و علم آموزی برایشان فراهم گردد. «به عمل کار برآید، به سخندانی نیست.»

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.