گفت‌و‌گو، همچون روحی تازه

اجتماعی /
شناسه خبر: 496131

بسیاری فکر می‌کنند راهکارهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی با جست‌و‌جوی علل و برهان قابل حل هستند. از این‌رو مدام در پی یافتن کلیشه‌های تکراری از فقر، کمبود درآمد، پایین بودن سرانه‌ها، حاشیه نشینی، سوءمدیریت، عقب ماندگی و... و نوشتن بیانیه‌ها و تحقیقات مکرر در خصوص اهمیت علت‌های اهریمنی هستند.

 غافل از اینکه در جهانی که انسان در آن زندگی می‌کند، ریشه بسیاری از مشکلات و مسائل را به جای اشیا مادی و عناصر مفهومی می‌توان در تفسیرها و سخن‌های بر زبان نیامده مردم جست. ولی چه کنیم که برداشت ما ایرانی‌ها از علوم انسانی مدرن نیز مانند علوم طبیعی، علت جویانه و دلیل تراشانه بوده و تقریباً با آن نگاهی که به گیاه و مصنوعات داشته‌ایم برای مسائل آدمی دلیل جسته‌ایم.
کهن‌ترین و معتبرترین تعریفی که درباره انسان می‌دانیم–انسان حیوانی است ناطق- او را برای ما در حال سخن گفتن تداعی می‌کند. یعنی به‌جای مطالعات علمی اعم از آزمایش کردن و تلاش‌های مفهومی، می‌توانیم اولویت را در سخن گفتن انسان قرار دهیم. اما تاکنون به‌جای اینکه به انسان در حال سخن گفتن اعتباری قائل شویم، او را در خانه خود حبس کرده و برای مشکلات و مسائل او به‌ دنبال دلایل مادی و عناصر مفهومی بوده‌ایم. آزمون‌ها اگر اعتباری هم داشته باشند، برای انسانی قادر به سخن گفتن معتبر است که لاجرم تولد دیگری برای او بیاغازیم و نهادهای سخن گفتن را بپروریم. بعد از ظهور «انسان در حال گفتن» است که عناصر مفهومی چون دموکراسی و اقتصاد نیز معنا پیدا می‌کنند.
وقتی ما با هم سخن می‌گوییم، برای همدیگر به‌عنوان انسان تعریف می‌شویم ولی پیش از آن‌که سخن گوییم، برای دیگران مبهم و گنگ و نامشخص به‌نظر خواهیم رسید. اگر در یک جامعه، گفت‌و‌گو و نهادهای گفت‌و‌گو غایب باشند، در واقع ما با یک تعریف ماتریالیستی از انسان مواجه هستیم، او انسانی در خود و ساکت بوده و به اشیا تبدیل شده است. اما وقتی نهادهای گفت‌و‌گو حاضر باشند، ما با تعریفی از انسان همراهیم که به همراه دیگران دنیای درون، عالم کبیر و معنویت خود را به اشتراک می‌گذارد.
در شرایطی که گفت‌و‌گو غایب باشد، اگر عدالت آرمانی را هم در جامعه پیاده کنیم، در نهایت چیزی در حد آرمان‌های مادی گرایانه را رقم خواهیم زد و چیزی را شاهد خواهیم بود که امروز آن را مصرف‌گرایی می‌نامیم. توزیع پول و امکانات، بدون نهادینه‌سازی حضور فعال و گفت‌و‌گوی انسان‌ها در جامعه که چندی پیش صورت گرفت و چنین سرنوشت ظلمانی‌ای را رقم زد؛ جامعه‌ای که پیشتر سال‌ها با پیکان یخچالی سازگار و همبسته می‌ماند، ناگهان به شاسی بلند و پورشه روی آورد و در تنوع مصرف و اشیا اسیر گشته است.
در اوج این شرایط بود که سخن از ضرورت زنگ انشا و ساعت گفت‌و‌گو توسط رئیس جمهوری دولت حاضر به میان آمد، اگرچه چندان مورد اهتمام مدیران آموزشی قرار نگرفت. با این حال، توجه ویژه‌ای که اندیشمندان و دانشگاهیان در برگزاری نشست‌ها و جلسات متعدد و منظم علمی و ادبی داشتند، به شکل گرفتن روح گفت‌و‌گو در جامعه کمک کرد.
«گفت‌و‌گوی اجتماعی»، ژانر تازه‌ای از گفت‌و‌گو بود که در آن، نه تصمیم‌گیری که بیشتر مشارکت تک تک نفرات حاضر که از حوزه‌ها و زمینه‌های موضوعی متمرکز منتخب شده باشند اهمیت داشت. اجرای این نوع تازه که در میان اقشار علاقه‌مند در برخی از استان‌ها در نهایت به خلق نهادهای مدنی توسط آنان انجامید.
رشد این قبیل برنامه‌ها به مدد راه انداختن و پشتیبانی زیرساخت‌های سخت افزاری گفت‌و‌گو دوچندان شد، وسایل ارتباطی دیدنی که اینک موجب می‌شود غالب مردم ایران بتوانند در هنگام حضور در خانه‌های خود، با اقوام، دوستان و آشنایان خود همراهی داشته، سخن و حتی لحظه‌های حضور هم را به اشتراک بگذارند و مأنوس شوند.
شبکه‌های اجتماعی سهم عمده‌ای در شکل دادن به همبستگی، هم‌افزایی و همراهی گروه‌های همفکر و مشارکت آنها در شکل دادن به نهادهای اجتماعی و برنامه‌های فرهنگی دارند. اگرچه این اسباب گاه موجب شکل‌گیری چالش‌ها و تضادهای عدیده در عرصه عمومی شد، اما با شکیبایی و تحملی با آن مواجهه شد تا بتواند در کنار دستاوردهای ارزشمند گفت‌و‌گو با این مسائل مدارا کند. در همین فرصت‌های نوپدید بود که گفت‌و‌گو برای موضوع‌های مختلف سیاسی در شبکه‌های مختلف فرهنگی اجرا شد و برگزاری مناظره‌های متنوع و انعکاس آن توسط رسانه‌های جدید مورد استقبال مردم قرار گرفت. پررنگ‌ترین حالت، گفت‌و‌گوها و تعاملات مدنی شاخصی در همراهی عامه مردم بود که برای حمایت از آسیب دیدگان زلزله و سیل در کشور شکل گرفت. این مشارکت فعال در شبکه‌های اجتماعی موجب شد که سودمندی آن در شکل دادن به گفت‌و‌گوی اجتماعی در عرصه عمومی مشهود باشد.
آنچه اینک روشن است، شکل گرفتن نوع جدیدی از نگاه به جامعه و حضور و مشارکت مردم در مسائل است که به «انسان در حال گفت‌و‌گو» انجامیده است. تا جایی که بسیاری از مردم اینک به‌دنبال راهکارهای روانشناختی برای گفت‌و‌گوهای سازنده هستند و پرسش عجیب‌شان این است که چرا این قدر جزئیات قهر کردن و گفت‌و‌گو با دیگری برای آنها مهم شده است! یکی از دستاوردهای نگاه تازه به انسان در حال گفت‌و‌گو این بود که به جای مصرف شدن بودجه‌های حمایتی برای چاپ و انتشار کتاب‌های مورد علاقه مدیران، حمایت از کتابفروشی‌های زحمتکشی بود که پس از سال‌ها بی‌توجهی کمر همت‌شان در حال خم شدن بود. یقیناً رونق کتاب، صورت متنی گفت‌و‌گو بود که توجه به آن ریشه در رسالت دینی ما هم دارد.
اما این راه گفت‌و‌گو و رونق نهادهای اجتماعی هنوز در ابتدای راه است و نیاز هست که به‌عنوان یکی از اساسی‌ترین راهکارهای حل مشکلات و مسائل جامعه ما همچون همبستگی، وفاق، نهادسازی و کاهش تضادهای فرهنگی و اجتماعی مورد توجه قرار گیرد.‌

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.