عصر جدید تلویزیون ایران برای زنان‌

فرهنگی /
شناسه خبر: 495856

کتــاب برنامــــــــه تلویزیونی پرمخاطب «عصر جدید» به آخرین برگ خود رسید. بیش از ۲۴ میلیون رأی مردمی در سبد ۵ فینالیست برنامه عصر جدید ریخته شد تا در ساعت‌های اولیه بامداد جمعه، محبوب‌ترین استعدادها شناخته و در این برنامه مشخص شوند.

فاطمه عبادی هنرمند نقاشی با شن اهل بندر ماهشهر خوزستان ۶ میلیون و ۵۴۴ هزار و ۹۶۴ رأی را از آن خود کرد تا در صدر آخرین محفل عصر جدید بنشیند. نفر دوم «محمد زارع» بود؛ و ۵ میلیون و ۹۱۶ هزار و ۳۶۲ رأی به‌دست آورد. «پارسا خائف» کودک خوش صدا ۵ میلیون و ۷۱۷ هزار و ۶۴ رأی را  به خود اختصاص داد و در جایگاه سوم ایستاد. نفر چهارم «سعید فتحی روشن» بود که موفق شد ۳ میلیون و ۱۴۸ هزار و ۴۳۱ رأی کسب کند. گروه «دختران نینجا» هم با ۳ میلیون و ۸۷ هزار و ۷۸۷ رأی توجهی میلیونی را به سوی خود جلب کردند و گفتند که هزاران دختر ایرانی را به باشگاه‌های ورزشی کشانده‌اند.‌
خبر و اتفاق درخشان بود: فاطمه عبادی هنرمندی از خطه خوزستان نفر اول مسابقه استعدادیابی عصر جدید شد. اهمیت واقعه نه به‌دلیل زن بودن او، نه چون او یک هنرمند است و نه چون او از ناحیه‌ای محاصره‌ شده در شن و گرد و غبار می‌آید، نه چون هوا ندارد نه چون خوزستان است نه چون مردمی به‌ظاهر فراموش شده‌اند، بلکه چون همه این‌ روایت‌ها را یک دست و چند مشت شن روبه‌روی ‌مخاطب می‌گذارد زیباست.
او روایتگر زنان خوزستان است؛ زنانی که به دنیا می‌آیند تا فراموشی را به خاک بسپارند و از شن‌ها زندگی بسازند. آنها به دنیا می‌آیند تا صدای بغض‌شده در گلوشان را با مشتی شن به همه برسانند. فاطمه عبادی زنی‌ است که داستان‌های روایت شده از سال‌ها محرومیت و درحاشیه ماندن زنان و مردان را با فقط با یک مشت شن درقلب‌هایمان کاشت. یکپارچگی و به هم‌دوختن زن‌هایی که او روایت می‌کند تماشاچی‌ها را حیرت زده کرد. او با همین زن‌ها زندگی می‌کند، خلق می‌کند، پرورش می‌دهد، می‌میراند تا زندگی ببخشد و این بخشش زندگی آخرین تصویری‌ است که او روایت می‌کند و مگر نه اینکه زنان آفریننده و بخشنده زندگی هستند؟ مگر نه اینکه ما زنان خالق و پرورش دهنده‌ایم؟
در این میان ما تماشاچیان حیرت‌زده و بغض درگلو مانده، در فکر آن هستیم که چه استعدادها و چه زن‌ها که در پس این بی‌خبری و نگاه نکردن و نجستن‌شان در گوشه‌ و کنار این آب و خاک، شن و خاک می‌خورند و پشت این تصویرهای خاکی و غبارزده و به یغما رفته فراموش می‌شوند. فکر کنید چه فرصت‌ها که از دست می‌رود چه امید‌ها که خاک می‌خورد و چه زن‌ها که با تعصب‌های کورکورانه پدران و برادرانشان فراموش می‌شوند. فکر کنید اگر این تنگ‌نظری‌ها نباشد و زن‌های فراموش‌شده در گوشه و ‌کنار این سرزمین بتوانند هنرشان، حرف‌شان، توانایی‌شان و البته دردشان را در فرصت‌هایی این‌چنین عرضه کنند چه خوب خواهد شد. اینجاست که نقش رسانه ملی پر رنگ‌تر از قبل می‌شود؛ مسیری که عصر جدید تلویزیون ایران پیش‌روی زنان ایران قرار داد بی‌شک فرصتی تاریخی‌ است و به‌طور حتم مایه امید برای زنانی خواهد بود که به‌دلیل دوری از پایتخت و نداشتن ابزار اعلام وجود، از مقابل چشم‌های ما دور افتاده‌اند. عصر جدید تلویزیون ایران امید بخش است و الهام‌دهنده برای زنانی که فکر می‌کنند فراموش شده‌اند. فکر می‌کنند حذف شده‌اند اما 6میلیون و 544 هزار و ۹۶۴ شهروند ایرانی از صدای رسای تلویزیون ایران به دنیا گفتند ما می‌بینیم، می‌شنویم و می‌خواهیم دنیا شما را ببیند و درک کند.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.