اروپا در‌گذار تاریخی با روسیه

بین الملل /
شناسه خبر: 495366

سفر ولادیمیر پوتین به فرانسه و دیدار او با امانوئل مکرون در آستانه نشست گروه هفت که هفته آینده در غیاب روسیه برگزار می‎شود، پیام‎هایی جدی و روشن از اروپا برای امریکا دارد. سابقه دوستی اروپا با روسیه بسیار بیش از سابقه دوستی آن با امریکا است. اما آنچه در 150 سال گذشته باعث شد اروپا از این کشور فاصله بگیرد و به امریکا نزدیک تر شود، نبرد ایدئولوژی و توسعه طلبی کمونیسمی بود که بخش‎هایی از اروپا را ضمیمه شوروی کرده بود.

با این حال این نگرانی 28 سال پیش، درپی فروپاشی شوروی کمرنگ شد. اما دیری نپایید که امریکا در جهت حفظ برتری و موقعیت خود در اروپا، ترس از روسیه را جایگزین ترس از شوروی کرد و اروپا دیگر بار متوجه خطرات احتمالی از جانب روسیه شد. اما سیاست‎های دو سال اخیر امریکا در قبال اروپا و یکه‎تازی‎های دونالد ترامپ در جهان، باعث شد اروپا که شاهد تلاش ترامپ برای ایجاد روابطی با روسیه بود، به این تحلیل برسد که ممکن است امریکا و روسیه وارد مذاکراتی شوند و آنها از این قافله عقب بمانند. در اینجا بود که مسأله منافع اروپا به میان آمد. اروپا هرچند روابط نزدیکی با امریکا دارد، اما وقتی پای منافعش به میان آمد، حتی با اینکه این منافع در تضاد با امریکا بود، خود را ملزم دید در دنیایی که رقابت روز به روز بیشتر می‌شود، امکانات بیشتری برای خود فراهم کند. سران اروپا می‎دانند روسیه بالقوه ثروتمندترین کشور دنیاست و بازاری است که اگر وارد آن شوند، می‌توانند بخوبی از آن بهره‎مند شوند.
زمانی بخش زیادی از کالاها از طریق اروپا به سایر نقاط جهان صادر می‌شد. اما اکنون صادرات اروپا میدان رقابت را به کشورهایی چون چین، برزیل، هند و ژاپن واگذار کرده است. بنابراین اروپا در چنین شرایطی که از منابع اولیه خالی است و امکانات رقابتی آن ضعیف شده است، خواهان آن است که به یکه تازی ترامپ پاسخ دهد. از دیگر سو نگرانی‎های امنیتی اروپا بابت روسیه نیز بخصوص از زمانی که ترامپ اعلام کرد، اروپا باید هزینه‎های حمایتی خود را تأمین کند، کاهش یافته است و دیگر لزومی به تابعیت از امریکا در ناتو نمی‎بیند. بنابراین سران اروپا در تلاش هستند، جنبه‌های مخاطره‌آمیز رابطه با روسیه را کنار بگذارند و از هزینه‎های رویارویی‎های احتمالی با این کشور بکاهند. البته دلیلی هم برای نگرانی نیست. روسیه با توجه به وسعت زیاد و جمعیت کم باید یک کشور دفاعی تلقی شود. زیرا حتی اگر هم بخواهد دست به توسعه طلبی بزند، امکان نگهداری و حفاظت از چنین قلمروهایی را نخواهد داشت. ضمن آنکه باید به نگاه روسیه به اروپا به‌عنوان یک بازار پر جمعیت که به منابع و مواد اولیه آن نیاز دارد، توجه داشت. روسیه چنین نیازی به اروپا ندارد اما خواهان آن است که امکانات دسترسی‎اش به دریاها برچیده نشود. مسأله شبه جزیره کریمه نشان داد که روسیه تاچه اندازه درباره حضور خود در بخش‌های قابل دسترسی به دنیا مصر و جدی است و از آن چشم‎پوشی و گذشت نمی‎کند.
با این حال نمی‎توان تغییر نگاه اروپا به روسیه را به معنای بریدن آن از امریکا دانست. زیرا امریکا از لحاظ جمعیتی یک کشور اروپایی است و بخش عمده‌ای از جمعیت آن را افرادی با تبار آلمانی، لهستانی، ایتالیایی فرانسوی و بخصوص آنگلوساکسون تشکیل می‎دهند. اما اروپا با عقلانیت در حال حرکت به این سمت است که توسعه اقتصادی آینده خود را در قاره خود و با اتکا به منابع اولیه روسیه و توسعه سرمایه‎گذاری در این کشور که می‌توان گفت ثروتمندترین کشور آینده جهان خواهد بود، قرار دهد.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.