پاسخ تند آیت‌الله صادق آملی لاریجانی به آیت‌الله محمد یزدی

مهاجرت نمی کنم

سیاسی /
شناسه خبر: 495104

آیت‌الله آملی لاریجانی در نامه‌ای، به اظهارات اخیر آیت‌الله یزدی پاسخ داد.

  به گزارش ایسنا در این نامه آمده است: حضرت آیت‌الله آقای حاج شیخ محمد یزدی؛ چندی است که نمایشی در کشور بر اساس سناریوهای از پیش طراحی شده، علیه اینجانب براه افتاده است. بنا نداشتم با توجه به گرفتاری‌های مختلف مردم و کشور، نسبت به این حرکات، پاسخی دهم. ولکن اکنون احساس می‌کنم بازی‌های صدا و سیما و برخی نهاد‌های دیگر به نقطه‌ای رسیده است که سکوت در مقابل آن جایز نیست و البته در موقع مناسب به تفصیل در مورد ابعاد آن صحبت خواهم کرد. متأسفانه اخیراً جنابعالی مطالبی مطرح کرده اید که علاوه بر خلاف واقع بودن و موهن بودن، ریشه در همان امور دارد.قبلاً هم مکرر در جلسات شورای نگهبان یا مجالس دیگر، مطالبی از این دست بیان کرده اید که بنا به مصالحی در مقابل آن سکوت کرده ام. اما اکنون می‌بینم این سکوت‌ها نه فقط اسباب تنبه حضرتعالی نشده، بلکه پیش‌تر هم رفته اید و مطالب خلاف واقع و توهین‌های دیگری هم بر آن افزوده‌اید.مطالبی از جلسه روز یکشنبه شما با مسئولان مرکز بسیج استادان و نخبگان حوزه علمیه، پخش شده است که در وهله اول باور نمی‌کردم شما چنین سخنانی گفته باشید و لذا از طرق مختلف پی‌گیری کردم تا صحت انتساب مطالب برایم محرز گردد. همه بر اصل صدور این مطالب از جنابعالی تأکید کردند، منتها امر غریب‌تر آنکه گفتند مطالب موهن بسیار دیگری هم بوده که بعد از چند بار ویرایش، حاصلش همان شده که منتشر شده است.

با آیت الله شبیری زنجانی چه کردید؟
ثانیاً به نحو توهین آمیزی گفته اید: «شما در قم بودنتان هم خیلی مؤثر نبود چه رسد که نجف بروید».
جناب یزدی! بنده طلبه‌ای بیش نیستم و هیچگاه ادعا نکرده‌ام که وجودم چه در قم و چه در هر جای دیگری، «خیلی مؤثر » است... آیا جز با صدای بلند و داد و قال، به مسئولان و بزرگان توهین کردن و افترا زدن و تحقیر کردن، کار دیگری هم کرده‌اید؟ شما با آیت‌الله شبیری حفظه‌الله، چه کرده اید: با مرجعی که آیتی است در علم و تقوی و اخلاق و متانت و مروت و انصاف و بزرگواری. آخر چرا به خودتان اجازه می‌دهید به همه توهین کنید. هیچ بررسی کرده اید که علما و فضلا در قم، به آثار شما و به گفته‌های شما چگونه نگاه می‌کنند؟! چقدر آنها را جدی می‌گیرند؟
به نجف مهاجرت نمی‌کنم
جناب آقای یزدی، چرا به این وضعیت افتاده اید؟ در یک پاراگراف که از شما نقل کرده‌اند، خوبست که چند تا خلاف واقع گفته باشید و چند تا توهین؟!گفته اید: «فلانی می‌گوید اگر این کار را نکنید نجف می‌روم! خوب بروید. آیا با رفتن شما قم به هم می‌خورد؟ شما در قم بودنتان هم خیلی مؤثر نبود، چه رسد که نجف بروید. رئیس دفتری که 10 سال، جای مهمی را اداره کرده دستگیر می‌شود، بعد اعتراض می‌کنید که چرا گرفتید؟! به اسم مدرسه علمیه، کاخ ساختید! آیا ارث پدرت بود، از کجا آوردی ساختی؟» اولاً بنده هیچگاه نگفته‌ام که اگر فلانی را دستگیر کنید نجف می‌روم. این دروغی است که عده‌ای شایع کرده‌اند و دفتر بنده هم رسماً آن را تکذیب کرده است، حال شما چه انگیزه‌ای دارید که این دروغ را تکرار می‌کنید؟بنده هیچ گاه از هیچ فرد متخلف یا فاسدی حمایت نکرده و نخواهم کرد. اگر معاون اجرایی حوزه ریاست مرتکب جرم یا فسادی شده، تعقیب و رسیدگی عادلانه به جرم او، طبق قاعده و وظیفه دستگاه قضایی است و مسلم است که بنده هم قائل به استثنا در این جهت نیستم. 
به نجف مهاجرت نمی کنم
جناب آقای یزدی، چرا به این وضعیت افتاده اید؟ در یک پاراگراف که از شما نقل کرده‌اند، خوبست که چند تا خلاف واقع گفته باشید و چند تا توهین؟!گفته اید: «فلانی می‌گوید اگر این کار را نکنید نجف می‌روم! خوب بروید. آیا با رفتن شما قم به هم می‌خورد؟ شما در قم بودنتان هم خیلی مؤثر نبود، چه رسد که نجف بروید. رئیس دفتری که 10 سال، جای مهمی را اداره کرده دستگیر می‌شود، بعد اعتراض می‌کنید که چرا گرفتید؟! به اسم مدرسه علمیه، کاخ ساختید! آیا ارث پدرت بود، از کجا آوردی ساختی؟» اولاً بنده هیچگاه نگفته‌ام که اگر فلانی را دستگیر کنید نجف می‌روم. این دروغی است که عده‌ای شایع کرده‌اند و دفتر بنده هم رسماً آن را تکذیب کرده است، حال شما چه انگیزه‌ای دارید که این دروغ را تکرار می‌کنید؟بنده هیچ گاه از هیچ فرد متخلف یا فاسدی حمایت نکرده و نخواهم کرد. اگر معاون اجرایی حوزه ریاست مرتکب جرم یا فسادی شده، تعقیب و رسیدگی عادلانه به جرم او، طبق قاعده و وظیفه دستگاه قضایی است و مسلم است که بنده هم قائل به استثنا در این جهت نیستم. 
در شورای نگهبان حرمت پیرمردی شما را پاس می‌­دارند
  من بنا نداشتم راجع به وضعیت شما در شورای نگهبان چیزی در علن بگویم، اما سخنان شما مرا ملزم می‌کند. آقای یزدی بخدا سوگند در همین مورد هم خلاف می‌گویید. در شورای نگهبان، سخنان غیر دقیق، غیر مستدل و حتی نامربوط شما برای اعضا روشن است. اگر سکوت می‌کنند و چیزی نمی‌گویند، حرمت پیرمردی شما را پاس می‌دارند. شما در آن جلسه کذایی شورا، بدون اینکه بدانید مسأله چیست، به خیال آنکه هنوز بحث در مسأله قبلی است که راجع به آن رأی‌گیری شده و به تصور اینکه بنده بعد از رأی‌گیری مجدداً بر حرف خودم اصرار می‌کنم، مثل همیشه شروع کردید به داد و قال کردن و توهین کردن و همه هاج و واج مانده بودند که شما چه می‌گویید. آیت‌الله مدرسی و آقای دکتر کدخدایی به شما تذکر دادند که آقا آن مسأله گذشته است و فعلاً بحث بر سر چیز دیگری است. این را هم ظاهراً متوجه نشدید و به توهین کردن‌های خودتان ادامه دادید و خطاب به آقای جنتی گفتید که رئیس باید جلسه را اداره کند و آیین نامه جلسات رعایت شود.جناب یزدی، بنده که طبق نوبت و درمسأله جدید بحث می‌کردم. شما در چه عوالمی بودید؟! البته اینگونه مشکلات از ناحیه جنابعالی در شورای نگهبان کم نیست. ما از شما فهم کلمات محقق نائینی و محقق عراقی و محقق اصفهانی را نمی‌خواهیم که انتظارش بی‌مورد است! اما دقت در همین عبارت‌های فارسی قوانین مصوب مجلس و دقت در بررسی خلاف قانون یا خلاف شرع بودن آنها انتظار بحقی است که متأسفانه گاه این هم مفقود است. چه کنیم، أشکو بثّی و حزنی الی‌الله.
سینه‌ام خزانه اسرار اتهامات شخصیت‌هاست
ثالثاً گفته اید: «رئیس دفتری که 10 سال، جای مهمی را اداره کرده و دستگیر می‌شود، بعد اعتراض می‌کند که چرا گرفتید».
در همین یک جمله دو خلاف واقع گفته اید: اولاً شخصی که دستگیر شده رئیس دفتر اینجانب نبوده، رئیس دفتر بنده، آقای خلفی بود که در سلامت نفس و تقوا و فضل، در میان خاص و عام در قوه قضائیه مشهور بوده و هست. آن آقا که اشاره کرده اید مسئول یکی از ده‌ها زیرمجموعه حوزه ریاست، به‌عنوان معاونت اجرایی حوزه ریاست بود. وی در واقع یکی از معاونت‌های آقای خلفی بود و نه رئیس دفتر بنده. ثانیاً اینجانب هیچگاه اعتراض نکرده‌ام که چرا گرفته اید، دستگاه قضایی خود باید بگوید.سخن بر سر فضا سازی‌های رسانه‌ای است. همه این فضا سازی‌ها نشان از آن دارد که یک پروژه بزرگتری در پس این القائات نهفته است و آن تخریب اینجانب و شاید هم تخریب‌های دیگر. مسأله همین است. و الا بنده سینه‌ام خزانه اسرار اتهامات مجموعه‌ای از معاونان، قائم مقامان و آقازاده‌های مسئولان و شخصیت هاست و ظاهراً امروز هم هزینه ایستادگی در رسیدگی به آنها را می‌پردازم. اما نکته این است که آیا کسانی که امروز برای شفافیت و مبارزه با فساد سینه چاک می‌کنند و ماه‌ها برای دستگیری فردی که نه معاون بنده بوده و نه رئیس دفتر بنده، بلکه مدیر یکی از اجزای حوزه ریاست تحت اشراف شخصیتی سالم، فاضل و شریف چون آقای خلفی بوده، فضا‌سازی کرده‌اند، آیا همین کار را برای آقای شریفی قائم مقام شهردار اسبق تهران و آقای سیف معاون اقتصادی اطلاعات سپاه و... کرده‌اند و فساد آنها را به آقای قالیباف و آقای طائب و دیگران سرایت داده اند؟!وا اسفا از این ظلم و بی‌عدالتی و بی‌مروتی.برای اینکه بنده را تخریب کنند، اول در فضای مجازی تا توانستند‌ شأن آن متهم را بالا بردند: نه فقط در رسانه‌های ضد انقلاب، بلکه در همین رسانه‌های رسمی داخلی از صدا و سیما گرفته تا خبرگزاری‌های رسمی. خبرگزاری مهر در این رابطه نوشته بود: «یک مقام ارشد قضایی بازداشت شد.»آخر چرا این دروغ‌های شاخدار را می‌پراکنید؟ اصلاً این آقا مقام قضایی بود تا ارشد باشد؟! در همین رسانه ملی، برخی خبرنگاران در این باره طوری سخن گفتند که گویی نقش بی‌بدیلی در مدیریت دستگاه قضایی داشته است و همه اینها دروغی بود فوق دروغ. مدیریت دستگاه قضایی در دست مسئولان عالی قضایی بود: یکی نیست از این خبرگزاری‌ها و صدا و سیما بپرسد این آقا در تصمیمات کدام مسئول قضایی مؤثر بوده است؟
اول استناد ساخت مدرسه به بنده را ثابت کن
بعد بپرس از کجا آوردی؟
رابعاً گفته اید «به اسم مدرسه علمیه، کاخ ساختند! آیا ارث پدرت بود، از کجا آوردی ساختی» واقعاً اینگونه ادبیات تا بحال در حوزه‌های علمیه در این سطوح سابقه داشته است؟ بنده در همین ساختمان جامعه مدرسین برای نمایندگان طلاب و فضلا به طور مبسوط مسأله ساختمان مدرسه علمیه ولی عصر را توضیح داده‌ام و شما حتماً اجمال آن را شنیده‌اید. یکبار هم که در منزل خودتان حضوری توضیح داده بودم، ولی گویی بنای شما بر این است که بر مطالب خلاف واقع‌تان اصرار بورزید و با اینکه برای شما مسأله را توضیح داده‌ام و حجت را تمام کرده‌ام، باز همان خلاف واقع‌ها را تکرار می‌کنید. خلاصه آنچه را گفته‌ام، برای آگاهی عموم عرض می‌کنم:
    استناد دادن ساختمان مدرسه به اینجانب خلاف واقع است. مدرسه علمیه ولی عصر وقف است. واقف آن هم مرحوم والد ما، 
آیت‌الله العظمی میرزا هاشم آملی قدس سره بود (که ان‌شاء‌الله نمی‌فرمایید مگر ارث پدرش بود!) متولی این وقف هم امروز، بنده نیستم. فقط به جهت اینکه امور مدرسه زمین نماند، وکالتی به بنده داده‌اند. زمانی که مدیر مدرسه وضعیت نابسامان ساختمان قبلی مدرسه را مطرح کردند، بنده به جهت اشتغال در قوه قضائیه به ایشان گفتم که اینجانب در ساخت مدرسه هیچ دخالتی نمی‌کنم و این از باب مصالح مختلفی بود که بنای بر رعایت آنها داشتم از جمله همین حرف و حدیث‌ها که جنابعالی گاه و بی‌گاه بیان می‌کنید. ایشان بعد از مدتی گفت یکی از آشنایان ما که مساجد و ساختمان‌های مشابهی ساخته است، حاضر است ساختمان مدرسه را بعهده بگیرد و بانیانی هم برای اینکار بیابد. بنده هم گفتم به شرط آنکه هیچ ارتباطی به اینجانب پیدا نکند، مانعی ندارد. حالا جناب آقای یزدی بفرمایید استناد ساخت این مدرسه به بنده چیست؟ می‌فرمایید «از کجا آوردی ساختی »آقای عزیز اول استناد ساخت مدرسه به بنده را ثابت کن، بعد بپرس از کجا آوردی....گفته اید:«به اسم مدرسه علمیه، کاخ ساخته اند». آخر چرا خلاف می‌گویید: شما یکبار هم که داخل آن را ملاحظه نکرده اید، چرا نشر اکاذیب می‌کنید. اگر مقصودتان ظاهر آن است، همین ساختمان‌هایی که شما از آن استفاده می‌کردید هم همین‌طور بود: ساختمان مرکز تحقیقات دبیرخانه خبرگان که با لطایف الحیل از دست مسئولان آن وقت درآوردید و به‌عنوان نایب رئیس مجلس خبرگان محل کار خود قرار دادید، در همین قد و قواره و وزن بود، نفرمودید کاخ ساخته‌اند، بلکه با اشتیاق تمام به آن ساختمان نقل مکان فرمود.
فکر می­‌کنید قیّم حوزه‌های علمیه هستید
جناب آقای یزدی مشکل اصلی جنابعالی این است که فکر می‌کنید قیم حوزه‌های علمیه هستید و می‌خواهید به همه امر و نهی کنید. متأسفانه شما خودتان را در جایگاهی می‌بینید که نه تنها مرجع تعیین کنید، بلکه به مراجع بزرگواری که شاید شاگرد آنها هم محسوب نمی‌شوید، امر و نهی کنید و این با رویه‌های حسنه‌ای که در حوزه علمیه برقرار بود، هیچ تناسبی ندارد.
فاعتبرو یا اولی الابصار. والحمد ولله رب العالمین
 
 
 

 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.