اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • سه شنبه ۴ آذر ۱۳۹۹
تإملی انتقادی بر سیستم آموزشی مدارس ایران

چرا دانش آموزان ما شهامت «نقد کردن» و «نقد شدن» را ندارند

چرا دانش آموزان ما شهامت «نقد کردن» و «نقد شدن» را ندارند
دکتر سید حمید رضا رضوی استادیار دانشگاه شمال

اگرچه در کتاب‌ها و صحبت‌ها همیشه از لزوم نقد‌پذیری سخن‌سرایی ها شده‌است، اما آنچه مهم‌تر است، عملکردها است. باید دید عملکرد ما در موضوع نقد، در نظام آموزشی و به تبع آن در جامعه چیست؟ چقدر نقد به عنوان موضوعی عادی و مفید، در مدرسه و جامعه جاری و ساری است؟ در یک کلام آیا دانش‌آموزان نقد(نقادی و نقد‌پذیری) را به عنوان یک فایده و امری عادی و لازم مشاهده می‌کنند؟

گروه اندیشه:

به موضوع فرهنگ "نقد" از دو منظر می‌توان نگریست. یکی نقد کردن یا همان نقادی، و دیگری نقدپذیری یا همان نقد‌پذیر بودن.

جامعه‌ی ما در هر دو زمینه دچار‌ مشکل‌ است.

بخش زیادی از این مشکل می‌توانست در نظام آموزش‌وپرورش رفع شود که نشد  این در حالی است که بخشی از این مشکل خود، مولود نظام تربیتی ما است‌.

اگر بپذریم که افراد به دنبال کسب فایده و دوری از هزینه هستند (منظور از فایده و هزینه صرفا مسائل مادی یا اقتصادی نیست)، از نظر من مشکل اصلی آن است که نقد در نظر غالب افراد، "هزینه" تلقی می‌گردد و نه"فایده".

موضع ما در‌ برابر نقد، بستگی به تجربیات قبلی ما دارد. در واقع ما خودآگاه یا ناخودآگاه به افراد آموخته‌ایم که نقد یک هزینه است! به همین دلیل بسیاری نقد را با عیب‌جویی، زخم‌ زبان زدن، چوب لای چرخ گذاشتن، انرژی منفی دادن، نا امید کردن و‌‌ ... مساوی یا مشابه می‌دانند. در عوض می‌توانستیم به افراد بیاموزیم که نقد نوعی کمک و در نتیجه فایده است. باعث افزایش بهره‌وری، تصحیح امور و بهبود نتایج می‌گردد. چه بسا مایه‌ نجات از مشکلات و دلیل رهایی از سختی‌ها شود.

اما این آموزش چگونه بوده است؟

اگرچه در کتاب‌ها و صحبت‌ها همیشه از لزوم نقد‌پذیری سخن‌سرایی ها شده‌است، اما آنچه مهم‌تر است، عملکردها است. باید دید عملکرد ما در موضوع نقد، در نظام آموزشی و به تبع آن در جامعه چیست؟ چقدر نقد به عنوان موضوعی عادی و مفید، در مدرسه و جامعه جاری و ساری است؟ در یک کلام آیا دانش‌آموزان نقد(نقادی و نقد‌پذیری) را به عنوان یک فایده و امری عادی و لازم مشاهده می‌کنند؟

واقعیت این است که ما نقد را نمی‌پذیریم(لابد چیز بدی است!)، و آن را تمرین نمی کنیم.

در سیستم آموزشی ما، نقد، جزئی از پکیج تنبیه، تحقیر و سرزنش به حساب می‌آید. اینجاست که نقادی اشتباه و یا نقد نامیدن عملی که در واقع نقد نیست، باعث کشته شدن روحیه‌ی نقد‌پذیری خواهد‌ شد‌.

ثمره‌ این شیوه‌ تربیتی آن است که از نظر دانش‌آموزان نقد شکلی از تنبیه است. هدف نقاد، شماتت کردن و تحقیر است. و به همین دلیل مهارت و شهامت نقد کردن و نقد شدن را نیز نخواهند‌ داشت.

کپی