به مناسبت بزرگداشت مرحوم دکتر سیدباقر آیت‌الله‌زاده شیرازی در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی

در باب نسبت میان مرمت و معماری

بین الملل /
شناسه خبر: 494868

إِنَّمَا یعْمُرُ مَسَاجِدَ‌الله مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیوْمِ الآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلاَة وَآتَى الزَّکاة وَلَمْ یخْشَ إِلاَّ‌الله فَعَسَى أُوْلَـئِک ان یکونُواْ مِنَ الْمُهْتَدِینَ قرآن کریم سوره توبه آیه 18


«ازپدرمان پرسیدیم که چه کار بکنیم؟ چه حرفه‌ای را انتخاب بکنیم؟ خدا رحمت کند ایشان را، گفتند: هر کاری که خدا را راضی کند بکنید. ما دیدیم که خب وقتی که بزرگ شدیم دیدیم که چه کاری بهتر از مسجد تعمیر کردن و امامزاده مرمت کردن! خب همین کار را انتخاب کردیم.»
(نقل از شادروان آیت الله زاده شیرازی)
الف) میریام کلاویر در مبحثی با عنوان «حفاظت از آنچه ارزشمند است» خاطرنشان کرده است: حفاظت و مرمت کلاسیک، بر حفظ سه نوع انسجام تأکید دارد: انسجام فیزیکی، انسجام زیبایی‌شناختی و انسجام تاریخی. فقدان این سه انسجام، شیء یا بنای مورد مرمت و محافظت را یکسره از هویت و ذات هنری و ارزشی آن تهی می‌سازد.
انسجام فیزیکی یعنی اینکه شیء هنری یا بنای معماری به هنگام آفرینش دارای نوعی یکپارچگی در اجزای سازنده خود بوده است. مرمت و حفاظت هرگز نباید به قیمت از دست رفتن این یکپارچگی حاصل شود. انسجام زیبایی‌شناختی بیان قدرت یک شیء هنری یا بنای معماری در ایجاد احساس زیبایی‌شناسانه در مخاطب است. این همان اصل اصیلی است که ویترویوس در بیان ارکان یک معماری خوب بر آن تأکید داشت: اصل ونوستاس یا همان اصل زیبایی (در کنار ارکان دیگری چون فرمیتاس استحکام و استواری و یوتیلیتاس سودمندی و کارآمدی) در اصول کلاسیک مرمت و حفاظت، حفظ این وجه یک رکن محسوب می‌شود، زیرا در حوزه مرمت هر شیئی، مورد بازسازی یا تعمیر قرار نمی‌گیرد. بنا به مثال مشهور اگر در مدرسه‌ای یک صندلی شکسته شود یا به هر دلیلی آسیب ببیند تعمیر می‌شود اما اثر بی‌نظیر معراج اثر سلطان محمد، نگارگر مکتب دوم تبریز اگر آسیب ببیند، تعمیر نمی‌شود. مرمت و حفاظت می‌شود و این همان تفاوت جوهری تعمیر با مرمت است.
به سخن دیگر، اثری که در کنار مؤلفه‌های دیگر، از مؤلفه زیبایی نیز بهره می‌برد و بنا به این مؤلفه و دیگر مؤلفه‌ها به یک اثر هنری یا تاریخی تبدیل می‌شود، چنانچه بنا به گذر زمان دچار نوعی آسیب شود، با حفظ تمامی ارکان و عناصر معنوی و مادی آن باید مرمت شود. دقیقاً به این دلیل که آنچه مهم است حفظ هویت است نه صرفاً کالبد و یقیناً یکی از عوامل معنوی تأمین هنریت یک شیء و معماریت یک بنا بدون تردید، اصل زیبایی است. تکرار می‌کنم به همان دلیل که ویترویوس در ده کتاب درباره معماری در باب آن تأکید کرد.
و سوم حفظ انسجام تاریخی شیء هنری یا اثر معماری است. این عامل در اصل، تأکید بر تاریخچه ویژه یک شیء یا بناست، تاریخچه‌ای که فی نفسه بیانگر شواهدی است که گذر تاریخی بر شیء بر جای نهاده است. مرمت و حفاظت هرگز نمی‌تواند به‌نام مرمت، این وجه از بنا را نادیده بگیرد. تاریخ در این موضعِ خاص، نقش بنیادینی در ارزشمندی اثر ایفا می‌کند.
تأکید بر حفاظت از سه اصل بنیادین فوق، مرمت و حفاظت را از یک کنش صرفاً فیزیکی برای احیا یا بازسازی اثر هنری و معماری بسیار بالاتر برده و به تعبیری آن را به «اجرای حقیقت» تبدیل می‌کند. اجرای حقیقت که منظور از آن بازیابی کامل حقیقت اثر، در روند مرمت و احیا است، اصطلاحی است که سالوادور مونوز ویناس در اثر خویش با عنوان نظریه معاصر مرمت به کار برده است. وی در اثر خویش که در سال‌های آغازین قرن بیست‌ویکم منتشر شد نظریه‌های کلاسیک حفاظت و مرمت را اجرای حقیقت خواند: «از زمان آغاز حفاظت تا حال توافقی بر مکان و موضوع این حقیقت وجود ندارد. اما هدف اصلی حفاظت و مرمت همانا آشکارسازی طبیعت حقیقی یا کمال واقعی یک شیء است. همچنین همان‌گونه که اورول گفته است «حفاظت و نگهداری بدون مفاهیم واقعی، اصلی و معتبر بی‌معنی و بی‌هدف است.» (مبانی نظری حفاظت و...، ص 75)
این تأکیدات به نحو صریح و بارز بیانگر آن است که یک حافظ و مرمت‌گر، نسبتی ذاتی با حقیقت دارد و دقیقاً از همین روست که بیش و پیش از آنکه یک آزموده تجربی باشد می‌بایست کاملاً متکی بر تحقیق و تتبع باشد. این کلام سالوادور ویناس در ابتدای کتاب فوق‌الذکر به نقل از جُرج استات بسیار روشنگر است: «فرد باید از ابتدا اطمینان حاصل کند که مبنای فلسفی صحیحی برای کارش وجود دارد، به گونه‌ای که حفاظتگران و مرمتگران نه تنها باید اجراکنندگان خوبی باشند بلکه باید محقق نیز باشند، [آنها] نه تنها باید از چیستی کار خود آگاه باشند بلکه چرایی آن را نیز باید بدانند و برای بحثی کارآمد در مورد مسائل اساسی با مخالفان خود در زیبایی‌شناسی، تاریخ هنر و غیره آماده باشند.» (همان، ص 3).
قطعاً این تأکید استات و امثال ویناس در باب وجوهات نظری مرمت، ریشه در تاریخِ معماری غرب دارد که نسبت میان فلسفه و معماری را بشدت جدی انگاشته بود: «اندیشه یونانی نسبت میان فلسفه، هندسه و معماری را بسیار جدی انگاشت و دقیقاً از همین روست که ویترویوس در کتاب بسیار مهم و سرنوشت‌سازش در تاریخ معماری غرب از ضرورت مطلق فلسفه‌دانی معماران سخن گفت: «معمار باید به اقسام مختلفه علوم آراسته باشد، چون با قوه تمیز او است که تمامی آثار دیگر هنرها به محک درمی‌آیند. این معرفت زاییده علم و عمل است. عمل، ممارست مداوم و منظم در کار است... و علم... قدرتِ بیان و نمایش مهارت معمار است بر اساس اصول تناسب. [معمار] باید هم بالذات بااستعداد باشد و هم مستعد تعلیم یافتن. نه استعداد ذاتی بی‌تعلیم و نه تعلیم بی‌استعداد ذاتی هنرمندی کامل تواند ساخت. وی [باید] تعلیم یافته باشد، ماهر در [کار] با قلم، هندسه‌آموخته، تاریخ بسیار بداند، اندیشه فیلسوفان را به دقت دریافته باشد، موسیقی بفهمد، اندکی از طب بداند، نظرات مردان قانون را بداند و با نجوم و علم صُور فلکی آشنا باشد.» ویترویوس هریک از عناوین فوق را در کتاب‌هایش به تفصیل شرح داده و به ما نشان می‌دهد که حوزه دانش معماری در زمان وی چقدر گسترده بوده ‌است. فلسفه، مجموعه صفاتی در جان و جهان معمار و معماری ایجاد و متبلور می‌ساخت که در آن دوران بسیار مهم بوده ‌است. وی همچنین می‌افزاید: «فلسفه، معمار را با مناعت می‌سازد و نه خودبین و خاضع، عادل و درستکار می‌سازد بدون آزمندی. این اهمیتی بسزا دارد، زیرا اثری نمی‌تواند بدرستی خلق شود بدون صداقت و راستی. [معمار] نباید آزمند باشد و خاطر خویش را با اندیشه کسب درآمد مشغول نماید، لکن وی باید با اعتبار، مقام خویش را حفظ کند با کسب خوشنامی.» ویترویوس معتقد است به علت گستردگی دانش معماری هرکس به آسانی خویش را نمی‌تواند معمار بخواند مگر اینکه در تمام این علوم ممارست کرده باشد: «... چون این مبحث دامنه‌ای گسترده دارد، ... من فکر می‌کنم کسان حق ندارند خویش را عجولانه معمار بدانند، بی‌آن‌که از کودکی از پله‌های این علوم بالا رفته باشند و بدین‌سان، پرورش‌یافته با دانش هنرها و علوم مختلف، به اوج سرزمین مقدس معماری برسند.» بدین‌سان فلسفه و معماری در کتابی که آن را «انجیل معماران» می‌خوانند و اصول بنیادی مطرح در آن یعنی استواری و استحکام، قابلیت و سودمندی و نهایت زیبایی را اصول مقدس معماری می‌دانند، در کنار هم قرار گرفتند. ویترویوس در کتاب اول خود به تعاریف پرداخت و کتاب‌های دوم و سوم را به اصل اول یعنی فرمیتاس، کتاب‌های چهارم و پنجم را به یوتیلیتاس و کتاب‌های ششم تا نهم را به اصل ونوستاس یا همان زیبایی و تزئین و نهایت کتاب دهم را به نتیجه‌گیری‌های کلی اختصاص داد.»
ب) نسبت میان معماری و مرمت. حال نقش معماری و معماران در مسأله حفاظت و مرمت یا یک عبارت نسبت معماری و مرمت چیست؟ ویناس در کتاب مبانی نظری حفاظت و مرمت در دوران‌ معاصر، بخشی را به مبحث فوق اختصاص داده است. از دیدگاه وی، این معماران بودند که حوزه حفاظت و مرمت را به سوی اصول فلسفی و نظری سوق دادند. از دیدگاه او، جایگاه برتر اجتماعی و مهم‌تر بهره‌مندی از تعالیم دانشگاهی آکادمیک و کلاسیک در کنار دسترسی به منابع فرهنگی، معماران را به اندیشمندانی مسلط در حوزه نظریه و بنا تبدیل کرده بود.
ویناس به شرح و بررسی دقیق تمایز مرمت در حوزه معماری با حوزه‌های دیگر می‌پردازد و در این مسیر نسبت میان معماری و مرمت را تا حدود زیادی روشن می‌سازد. از دیدگاه او، موضوع مرمت در حوزه معماری بهره‌مند از واقعیت‌های قدرتمند و مهمی است. مثلاً معماری و معماران دارای تأیید اجتماعی هستند؛ یعنی جایگاه محکم و فاخر معماری در جوامع، موقعیت بسیار مستحکم‌تری نسبت به مرمت بدانها می‌بخشد. معماری در طول تاریخ ملل، هماره یکی از هنرهای اصلی به‌شمار می‌رفته که این نیز نقطه امتیاز و اتکایی برای آن بوده تا بدین‌وسیله جای پای ثابت و محکمی در نهادهای علمی داشته باشد. نسبت به مرمت که تا قرن بیستم، در نظامی کاملاً استاد ـ شاگردی تعالیم خود را به نوآموزان ارائه می‌نموده، معماری از قرون پیش در دانشگاه‌ها تدریس می‌شده است (به‌عنوان مثـال مدرسـه‌ای که لئون باتیستا آلبرتی (1472ـ 1404م) در تدریس و آموزش معماری در قرن15 بنیاد نهاد). این آموزش آکادمیک، قدرتی به معماران عطا می‌کرده که مطلقاً در حوزه مرمت از آن خبری نبوده است. بر این وجوه امتیاز باید تاریخی از معماری را اضافه نمود که بشدت مبتنی و متکی بر تجربیات معماران بوده است، تجربیاتی که در کنار وجه فلسفی معماری و رویکردهای رایج مطالعاتی در آن، مجموعه وسیعی از آگاهی‌های معمارانه (نسبت به مرمت) آفریده بود و البته بر این سلسله معانی بیفزاییم این نکته را نیز که بناها توسط مردمان بیشتر و بیشتر دیده می‌شوند فلذا در روابط اجتماعی سهم کامل‌تر و افزون‌تری دارند.
ج) دکتر باقر آیت‌الله‌زاده شیرازی که چند سالی سعادت همکاری با او را در «فرهنگستان هنر» و سه کنگره اول تا سوم تاریخ معماری و شهرسازی ایران داشتم، در دانشگاه تهران، معماری خوانده بود (در مقطع کارشناسی ارشد) و در ایتالیا مطالعه و مرمت بناها و بافت‌های تاریخی را، در رساله‌ای با عنوان حوزه احیای بازار اصفهان به‌عنوان مرکز کهن تجاری و فرهنگی شهر، تحت نظارت و راهنمایی معمار مشهور ایتالیایی دکتر دِآنجلیز. (در مقطع دکتری) یعنی همان جمع میان معماری و مرمت. بنابراین وی از معدود حافظان و مرمت‌گرانی بود که عالِم و خبیر این عرصه بودند و مسلط، هم در علم معماری هم بنیادهای نظری مرمت و حفاظت و مهمتر، دیدگاه و رویکردی معنوی و عرفانی به این دو حوزه:
«مرمت بیش از آنکه یک حرفه باشد، ترضیه روح است و طلب رضای خداوند. مرمت، اقدامی است که رابطه میان اثر و مرمتگر (انسان) را مشخص می‌سازد. مرمتگر، انسانی است متخصص و هنرمند که نگاه عمیق به تاریخ دارد و مهم آنکه امروزی است و انسان معاصر. او را عشق به تاریخ، هنر و بالاتر از همه انسان به این کار کشانده است.»
شاهد مثال دیگر من، آیتی عظیم است که در ابتدای سخن آوردم. شریفه‌ای گرانقدر که صفاتی بلند از برای معماران و مرمتگران و تعمیرگران بیوت خدا برمی‌شمرد: إِنَّمَا یعْمُرُ مَسَاجِدَ‌الله مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیوْمِ الآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلاَة وَآتَى الزَّکاة وَلَمْ یخْشَ إِلاَّ‌الله فَعَسَى أُوْلَـئِک ان یکونُواْ مِنَ الْمُهْتَدِینَ. صفاتی همچون ایمان به خدا و روز جزا، بر پا داشتن نماز، دادن زکات و مهم‌تر خشیت از خدا. صفاتی که چه بسا آنان را از هدایت یافتگان سازد.
آیا این آیت، خودآگاه یا ناخودآگاه، غایت برگزیدن معماری و مرمت توسط مرحوم شیرازی نبود: «از پدرمان پرسیدیم که چه کار بکنیم؟ چه حرفه‌ای را انتخاب بکنیم؟ خدا رحمت کند، ایشان گفتند: هر کاری که خدا را راضی کند بکنید. ما دیدیم که خُب وقتی که بزرگ شدیم دیدیم که چه کاری بهتر از مسجد تعمیرکردن و امامزاده مرمت کردن! خُب همین کار را انتخاب کردیم.»
مرحوم آیت‌الله‌زاده شیرازی از آن دسته شریف‌مردان و اندیشمندانِ خوش‌سلوک و خوش‌رفتاری که حقیقتاً مصاحبت با او لذت‌بخش و از نظر علمی بسیار سودمند بود. هماره در جانم خاطره‌های خوشِ محبت‌های ارجمند و گرانقدرش را زنده نگه می‌دارم و از خداوند متعال خاضعانه و صادقانه برای روح بلند و مغفورش، رضوان و رحمت واسعه الهی طلب می‌کنم.
از سرکار خانم عادله آقایی و تمامی همکارانم در «انجمن آثار و مفاخر فرهنگی» و نیز گرانقدرانی که با نگارش مقاله امکان ظهور چنین ارج‌نامه ارجمندی را فراهم نمودند، سپاسگزارم.
پاورقی در روزنامه ایران موجود  است

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.