ضرورت فراروی از تحلیل های اخلاقی در روایت تاریخ

فرهنگی /
شناسه خبر: 494846

یکی از کاستی‌های تاریخ پژوهی معاصر که مانع از قوام یافتن بینش تاریخی می‌شود، ترجیح «تحلیل اخلاقی» بر «تحلیل تاریخی» در بررسی رویدادها و وقایع است.

 اگر از روایت‌های سیاست‌زده از تاریخ بگذریم که آیت‌الله سید ابوالقاسم کاشانی را به ناروا در صف کودتاچیان قرار می‌دهند، در نقد کنش آیت‌الله، با روایات دیگری مواجه‌ایم که ویژگی‌های شخصیتی و خصلتی ایشان را برجسته کرده و آن را عامل عمده زاویه گرفتن آیت‌الله از نخست‌وزیر دولت ملی معرفی می‌کنند که با ایجاد انشقاق در صفوف متحد جنبش، شکست نهضت ملی را رقم زد. در چنین روایاتی، معمولاً گفته می‌شود که «آقا دنبال نفسانیات رفت و منافع ملی را رعایت نکرد و ابزار دست بقایی، شمس قنات آبادی، حائری‌زاده، مصطفی کاشانی، زاهدی و شاه و امثال آنان و سیاست خارجی شد.» نقدی که کنش کاشانی را تحت عنوان «تبعیت از نفس»، از حوزه تاریخ خارج کرده و به حوزه اخلاق می‌کشاند که خروجی آن در نهایت، برای کنشگران سیاسی، توصیه به تزکیه و مراقبت از نفس است.
تحلیل‌های اخلاقی، با وجود ظاهر جذاب و تمام‌کننده‌ای که دارند، از خلق راهبردهای مؤثر و کارآمد ناتوانند زیرا با نادیده گرفتن پیچیدگی‌های امر سیاسی، صرفاً بر اشخاص متمرکز شده و کنش‌های فردی‌شان را عمده می‌کنند. نتیجه چنین نگاهی، جایگزینی «عمرو» با «زید»  در پس هر شکست است و امید بستن به اینکه شاید این بار، این یکی به عهد خود پایبند بماند! ایده حقیر اما فراروی از تحلیل‌های اخلاقی در پژوهش‌های تاریخی است. با فرض وارد بودن نقدهای اخلاقی، در یک تحلیل تاریخی، ما باید مکانیسم فعال شدن آنچه که فی المثل، در مورد کاشانی، «نفسانیات» خوانده می‌شود را شناسایی کنیم چه آنکه تنها فهم این مکانیسم است که تحلیل تاریخی را جایگزین تحلیل اخلاقی کرده و منجر به فربه شدن دانش تاریخی‌مان می‌شود.
اکنون اجازه دهید با این رویکرد، بار دیگر روی آیت‌الله کاشانی تمرکز کنیم. رهبری که با وجود اهمیت جنبش جاری ایران نزد او، خود را محصور در ایران نمی‌دانست و برای خود، شأنیتی فراتر از ایران قائل بود. آیت‌الله بارها و بارها، خود را رهبر مسلمانان جهان خواند، از توانایی خود برای بسیج جوامع اسلامی سخن گفت، درپی تشکیل کنفرانسی از دول اسلامی آسیایی بود و سودای تأسیس ارتش مشترک اسلامی را در مقابله با استعمار در سر می‌پروراند.
محل استقرار آیت‌الله کاشانی خانه‌ای در پامنار بود. سکونتگاه علما یا «بیت»، مکانی ویژه با آمد و شد بسیار است و بیت آیت‌الله نیز از این ویژگی مبرا نبود چه آنکه کاشانی علاوه بر اینکه یک عالم دینی برجسته - به تعبیر آیت‌الله بروجردی: مجتهد عادل - بود، یک رهبر سیاسی و پس از قیام سی تیر، رئیس مجلس شورای ملی نیز بوده است. حسن گرامی، همسر نوه دختری آیت‌الله، بیت او را چنین توصیف می‌کند:«در دستگاه مرحوم آیت‌الله، همه چیز آزاد بود، همه می‌آمدند صحبت خودشان را، حتی اگر صحبت سیاسی داشتند، مطرح می‌کردند. این اشکالات دستگاه آخوندی است و البته امروز یک مقدار فرق کرده است ولی آن موقع، هر آیت‌اللهی، هر بزرگی، هر امام جمعه‌ای می‌آمدند، توده ای‌ها، حزب اللهی‌ها و درباری‌ها همین طور. حتی مأموران رکن دو به عناوین مختلف می‌آمدند و می‌نشستند و مانعی برای کسی نبود و آیت‌الله کاشانی، حتی کسی را برای کنترل ورود و خروج افراد به خانه‌شان قرار نداده بودند.» بررسی اسناد به جا مانده از آن دوران، این نظر را به ذهن متبادر می‌کند که «بیت» آیت‌الله با ویژگی‌های خاص خود، به احتمال قوی مورد توجه طراحان کودتا قرار داشته و برای استفاده از آن، برنامه‌ریزی‌های پیچیده‌ای نیز صورت گرفته بوده است. «بیت» در آستانه کودتا، مرکز اخباری بود که اعتبارشان به جد محل تردید بوده است. آیت‌الله زیر بارش سیل آسایی از اخبار، شایعات و تحلیل‌های ناصواب قرار داشت و متأسفانه، یاران صدیق نهضت ملی، به ندرت فرصت می‌یافتند تا با او خلوت کنند. عوامل کودتا لحظه‌ای آیت‌الله را به حال خود رها نمی‌کردند. در این رابطه، حسن گرامی می‌گوید: «یادم هست که یک زمانی، ناصر قشقایی به خانه ما آمد و به من گفت امروز با آقا یک کار خصوصی دارم. خواهش می‌کنم که نگذارید کسی به داخل بیاید تا ما چند دقیقه‌ای بتوانیم با هم صحبت کنیم.» توجه کنید، ناصرخان قشقایی خواهش می‌کند که اجازه دهند تنها چند دقیقه با آیت‌الله خلوت کند!
گرامی ادامه می‌دهد: «من هم ناچار شدم در اتاق را قفل کنم و کلید را در جیبم بگذارم.حالا فرض کنید یکی از وزرا، دکتر بقایی یا کسی دیگر می‌آمدند و می‌خواستند آقا را ببینند و من می‌گفتم آقا جلسه خصوصی دارند! ... در همین فکر بودم که شمس قنات آبادی وارد شد و گفت آقا کجاست؟ گفتم بالا خلوت کرده‌اند و صحبت می‌کنند. به طبقه بالا رفت و دید که در قفل است. گفتند چرا در قفل است؟ گفتم آقای ناصرخان قشقایی بالا هستند و دستور دادند کسی نباشد. گفت کلید پیش چه کسی است؟ گفتم پیش خودم. گفت کلید را بده می‌خواهم بروم داخل...من با آقا مسائل پنهانی ندارم...»
روند ایزوله کردن آیت‌الله از اسفند ۳۱ کلید خورد. بعد از غائله نهم اسفند، با از راه رسیدن فروردین که می‌توانست دیدار نوروزی این دو رهبر عالی قدر نهضت ملی را به بهانه‌ای برای ترمیم شکاف میان آن دو مبدل کند، می‌بینیم که آیت‌الله، به‌شکل غیرمنتظره‌ای، تهران را ترک می‌کنند! آیت‌الله در پیام نوروزی‌شان که از رادیو تهران پخش شد، پس از آنکه می‌گویند «جا دارد که در ساعت تحویل و اوقات دعا، از خداوند بخواهیم تا دل‌های ما را به هم نزدیک و مهربان‌تر ساخته و دیدگان ما را، جز به حقایق نگشاید»، اضافه می‌کنند که «چون متأسفانه، خستگی و ضعف مزاج، مجال درک دیدار دوستان را نمی‌دهد و ناچار، به استراحت و مسافرت کوتاهی می‌باشم و همانطوری که در تمام لحظات، چه درسفر و چه در حضر، به دعای برادران عزیزم مشغول بوده‌ام، امیدوارم مرا از دعای خیر فراموش نفرمایید.»
به این ترتیب، آیت‌الله با سفر به قلعه حسن خان در سی کیلومتری تهران، حاضر نمی‌شوند تا پذیرای میهمانان نوروزی باشند که ممکن بود در میان شان، نخست‌وزیر یا سفرایی از جانب او حضور داشته باشند تا ظرفیت نوروز، به‌عنوان یکی از کهن‌ترین نمادهای صلح و دوستی در میان ایرانیان، در یکی از حساس‌ترین دقایق نهضت ملی، همچنان بلااستفاده بماند.
با فرارسیدن ماه رمضان در دهه سوم اردیبهشت سی و دو، خانه آیت‌الله، هرشب محل برگزاری مجالس وعظ بوده است. در این مجالس که سخنرانان پس از بیان مسائل مذهبی، به مسائل روز نیز ورود می‌کردند، در حالی که آیت‌الله غالباً در حلقه مخالفان برجسته نخست‌وزیر دولت ملی قرار داشت، دولت و شخص نخست‌وزیر، شدیداً مورد انتقاد قرار می‌گرفتند بویژه از این زاویه که به مقام شامخ آیت‌الله کاشانی به‌عنوان یک زعیم مذهبی که خدمات میهن پرستانه شایان توجهی را نیز از خود بروز داده‌اند، اهانت می‌شود و دولت با خاطیان برخورد نمی‌کند. دور از ذهن نیست که در کنار برخی از نقدها به آیت‌الله در جراید، از سوی طرفداران نخست‌وزیر، فرصتی برای مخالفان اصولی نهضت نیز پدید آمده باشد که با ورود به ماجرا و اشاعه مقالات و تصاویر رادیکال، فضا را بیش از پیش تیره و تار کرده باشند. این نکته‌ای است که اسناد نیز تأیید می‌کنند. همین موارد بود که موضوع سخن خطبای مجالس شبانه وعظ منزل آیت‌الله قرار می‌گرفت.سخنانی که آیت‌الله و هوادارانش را بشدت جریحه دار می‌ساخت. این نکته نیز قابل توجه است که آیت‌الله، گاهی اوقات هیچ شناختی از وعاظ نداشتند و تنها به توصیه این و آن بود که اجازه می‌دادند تا این اشخاص به منبر بروند و این بسیار عجیب و حائزاهمیت است! در بخشی از گزارش اطلاعاتی مورخ سی و یکم اردیبهشت ماه، چنین می‌خوانیم:«... در این موقع، حائری‌زاده، نماینده مجلس، با یک نفر شیخ اهل یزد که پای او لنگ بود و نامش را کسی نمی‌دانست، وارد شده و حائری‌زاده از کاشانی تقاضا نمود به شیخ مذکور اجازه داده شود به منبر برود. کاشانی هم موافقت کرد، شیخ مذکور هم به منبر رفته، اظهار داشت، من از کسانی هستم که چندین بار تبعید شده و شکنجه دیده‌ام ولی از گفتن حرف راست و منطقی، عدول نمی‌کنم. سپس راجع به فضیلت علم سخن گفته و به اشخاصی که به آیت‌الله بروجردی و کاشانی توهین می‌کنند، حمله کرده و سخنان خود را با ذکر مصیبت، خاتمه داد.»آیت‌الله چنان تحت تأثیر این فضا قرار داشت که در یکی از این شب‌ها، شخصاً به منبر رفته و در حالی که شدیداً متأثر بوده‌اند، نارضایتی خود را طی سخنان مفصلی اعلام کردند. در بخشی از گزارش اطلاعاتی مورخه شانزدهم خرداد سی و دو به نقل از کاشانی آمده است: «...روزنامه نبرد ملت را که گویا شروع به انتقاد نموده، توقیف نمودند ولی این روزنامه‌هایی که بوسیله یک عده دزد و خائن منتشر می‌شود و این همه بدگویی به من می‌کنند، توقیف نمی‌کنند، اگر دولت خودش دستور می‌دهد، چرا؟ مگر من چکار کرده‌ام، کدام حلال را حرام کرده‌ام و کدام حرام را حلال نموده‌ام و اگر خودش دستور نمی‌دهد، یا این است که اطلاع دارد یا ندارد، اگر اطلاع دارد، چرا مجازات‌شان نمی‌کند و جلوگیری نمی‌نماید، اگر اطلاع ندارد، آقای دکتر مصدق پس چطور این کشور را اداره می‌کند؟»
آیت‌الله انتظار داشت که همزمان، ‌شأن سیاسی و منزلت روحانی او از سوی دولت، مورد مراقبت قرار بگیرد چنانکه دولت در مورد مقام شامخ مرجعیت، آیت‌الله بروجردی، این حساسیت را داشت لیکن در مورد آیت‌الله کاشانی و هر روحانی دیگری که وارد فعل سیاسی شده بود، نخست‌وزیر حاضر نبود تا این اجازه را بدهد که نامبرده از موقعیت مذهبی خود به‌عنوان یک امتیاز نسبت به سایرین در صحنه عمل سیاسی استفاده کند و این بر آیت‌الله گران می‌آمد و اصحاب کودتا نیز، این را به درستی درک کرده بودند.

کلمات کلیدی

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.