«مناسبات دین و اقتصاد در دنیای مدرن» از نگاه لیونل اُبادیا

وقتی دین هم لحن اقتصادی پیدا می‌کند

اندیشه /
شناسه خبر: 493235

به باور لیونل اُبادیا، ادیان در بُعد نظری، در برابر هرچه که سویه پولی و تجاری دارد ایستاده‌اند، اما در عمل، نقش بسیار برجسته‌ای در بسط و توسعه نظام‌های اقتصادی داشته‌اند. در مقابل هم، نظام‌های اقتصادی در جابه‌جایی اصول اعتقادی و صورت‌های دینی سهیم بوده‌اند.

لیونل اُبادیا (Lionel Obadia) نویسنده و استاد انسانشناسی و جامعه‌شناسی ادیان در دانشگاه لیون فرانسه است. وی کتاب‌های مهمی همچون دین(2004)، ساحری(2005)، انسانشناسی ادیان(2007) و اقتصاد دین: رویکردهای انسانشناختی(2011) را به رشته تحریر درآورده است. در سال 2013 کتاب دیگری از این نویسنده با عنوان «جامعه‌شناسی اقتصاد دین» توسط مرکز ملی پژوهش‌های علمی فرانسه(CNRS) به چاپ رسید. این کتاب را دکتر علیرضا خدامی، فارغ‌التحصیل دانشگاه سوربن فرانسه و عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد جهرم، ترجمه کرده است که تا چندی دیگر وارد بازار نشر خواهد شد. دکتر خدامی پیش از انتشار ترجمه این اثر، دیدگاه‌های لیونل اُبادیا را برای مخاطبان «صفحه اندیشه ایران» تبیین و تشریح کرده است.

اُبادیا در این کتاب کوشیده است سنتزی نظری از مناسبات اقتصاد و دین بدست دهد و خطوط برجسته روش تحلیل در این زمینه را معرفی کند. برای این منظور، نویسنده کتاب، ضمن نظرداشت کاوش‌های انسانشناختی در زمینه پیوند دین و اقتصاد، نمونه‌هایی عینی از این پیوستگی را در جوامع معاصر یادآور شده و سپس بحث را به سطح کلی‌تر واکاوی دین در بستر مناسبات اقتصادی کشانده است.

دکتر علیرضا خدامی

*رسوخ نگاه اقتصادی به حوزه‌های گوناگون زندگی روزمره چه پیامدهایی دارد؟

الیونل اُبادیا بر این باور است که در جهان امروز، «دین» سویه بازاری آشکاری به خود گرفته است، بازاری که در آن باورمندان، به مصرف «محصولات دینی» مشغولند. وی کاربرد اصطلاحات «بازار دینی»، «مصرف‌کننده دین»، «تولیدکننده امر قدسی»، «کالایی شدن»، «انحصار» و غیره در ادبیات فکری دهه هشتاد و به صورت گسترده‌تر دهه نود سده بیستم را نشان از نفوذ دیدگاه‌ها و مدل‌های «اقتصاد سیاسی» می‌داند.

اَُبادیا این دیدگاه را به رسوخ نگاه اقتصادی به حوزه‌های گوناگون زندگی روزمره دهه‌های اخیر ربط می‌دهد، حوزه‌هایی مانند «اقتصاد فرهنگ»، «اقتصاد جنسیت»، «اقتصاد جنگ» و غیره. او معتقد است که نگاه اقتصادی می‌تواند برای فهم حوزه‌های گوناگون فعالیت بشری ارزش اکتشافی داشته باشد. البته همانگونه که خود نویسنده نیز می‌گوید دیدگاه وی درباره «مناسبات دین و اقتصاد» منحصر به ‌فرد نیست و تازگی ندارد. در سرتاسر کتاب، او بارها به نوشته‌ها و نظرات نویسندگان گذشته و حال (بلز پاسکال، ادام اسمیث، کارل مارکس، ماکس وبر، پی‌یر بوردیو، لارنس یاناکُن و غیره) استناد می‌کند. اما ارزش کار وی بویژه در گزارشی است که از زوایای پنهان حوزه گسترده مناسبات مورد بحث بدست می‌دهد. اُبادیا بر این باور است که تقریبا در سرتاسر گیتی، سنت‌های دینی قدیمی (بودیسم، مسیحیت، اسلام) و نیز «دین‌ورزی‌های نوین» (جریان‌های فرقه‌گرا و معنویت‌های جایگزین) با جهانی شدن اقتصاد همراه شده‌اند.

* امروزه اقتصاد هم خوانش دینی پیدا کرده است

جهانی شدن اقتصاد حامل ارزش‌ها و منطق‌هایی است که شاید در نگاه نخست، با ارزش‌ها و منطق‌های دین همخوانی نداشته باشند. به باور اُبادیا، ادیان در بُعد نظری، در برابر هرچه که سویه پولی و تجاری دارد ایستاده‌اند، اما در عمل، نقش بسیار برجسته‌ای در بسط و توسعه نظام‌های اقتصادی داشته‌اند. در مقابل هم، نظام‌های اقتصادی در جابه‌جایی اصول اعتقادی و صورت‌های دینی سهیم بوده‌اند.

اُبادیا، با ارائه نمونه‌هایی از ادیان گوناگون (اسلام، مسیحیت، یهودیت، بودیسم و...) نشان می‌دهد که چگونه امر اقتصادی با امر دینی در قالب زنجیره‌های «گردشگری دینی» نوین ترکیب شده‌اند. وی، علاوه بر ارائه انواع تحلیل‌های اقتصادی از دین، به مناسبات گونه‌گون اقتصاد و دین هم توجه دارد. اُبادیا معتقد است که نه تنها دین با اقتصاد پیوند دارد، بلکه شواهد حاکی است که امروزه اقتصاد هم لحنی دینی پیدا کرده است.

اُبادیا در کتاب «جامعه‌شناسی اقتصاد دین» درستیِ مفهوم اقتصاد دینی (اقتصادِ دین و نه اقتصاد در دین) را به پرسش می‌گیرد. او هدف اقتصاد دین را بیشتر فهم امر دینی (پویایی‌های آن، نهادها، رفتارهای و غیره) بر مبنای اقتصاد به مثابه رویکرد و مدل (مدل اقتصادگرای ملهم از علم اقتصادی و اقتصاد سیاسی) می‌داند تا واقعیتی مفروض و داده‌ای پیشینی. به اعتقاد وی، خوانش اقتصادی دو مدل تحلیل را مفروض می‌گیرد: «تئوری انتخاب عقلانی» و «تئوری بازار»(عرضه و تقاضا).

*خطر دیدگاهی که دین را به مقوله‌ای اقتصادی فرو می‌کاهد

اُبادیا توجه ویژه‌ای به دقتِ مفهومی ترم‌هایی که در پیوند میان دین و اقتصاد بکار برده می‌شود دارد. وی با رویکردهای اقتصادگرایانه به دین مخالف است و بارها خطر ناشی از قیاس و مجاز در اینباره را گوشزد می‌کند. در همین چشم‌انداز است که او «اقتصاد دینی» را از «اقتصاد در دین» و نیز «اقتصاد و دین» و «اقتصاد به مثابه دین» جدا می‌کند. به عبارت دقیق‌تر، وی مطالعات و تأملات این حوزه را به چهار دسته عمده تقسیم می‌کند: دین و اقتصاد، اقتصاد در دین، اقتصادِ دین (یا اقتصاد دینی) و اقتصاد به مثابه دین.

به گمان نویسنده کتاب «جامعه‌شناسی اقتصاد دین» اقتصادی شدن امر دینی ممکن است به قیمت غفلت از «وجه نمادین دین» تمام شود و نهادهای دینی را به نقش «کارآفرین امر قدسی» تقلیل دهد. در واقع، وی حوزه مطالعه امر دینی را به علم اقتصاد فرو نمی‌کاهد. او خطر دیدگاهی که دین را به مقوله‌ای اقتصادی فرو می‌کاهد گوشزد می‌کند. وی بر این باور است که واژگان اقتصادی هر چند می‌تواند برای فهم برخی گرایش‌ها و کنش‌های دینی فایده‌مند باشد، اما برای فهم دین در کلیت آن مناسبت چندانی ندارد.

اُبادیا می‌گوید اقتصاد به سختی از عهده فهم برخی عناصر اساسی دین بر می‌آید، در عین اینکه تصریح می‌کند که دین هم قابل فروکاست به خودش نیست. به باور او، مناسبات دین و اقتصاد در جهان امروز، علاوه بر شکل، بر محتوای پیام دینی هم اثر می‌گذارد و حتی ممکن است آن را از معنای متعارف خود تهی کند.

شاید مهمترین انتقاد به لیونل اُبادیا در کتاب «جامعه‌شناسی اقتصاد دین» این باشد که خیلی کم به بحث «اقتصاد داخلی دین» اشاره می‌کند. اقتصاد دین محدود به مبادله کالاهای دینی نمی‌شود و ابعاد کارکردی و اساسی آن که لازمه حیات نهاد دینی است را نیز دربر می‌گیرد. اما تردیدی نیست که کتاب او چشم‌اندازهای جامعه‌شناختی و انسانشناختی روشنگرانه‌ای را فراروی علاقه‌مندان و پژوهشگران حوزه دین و فراتر از آن قرار خواهد داد.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.