روایت حافظ از نسبت "من" و دیگری به گونه ای است که حائل زمان در برابر آن رنگ می بازد و به نوعی با وضع جامعه امروزین ما که به انحاء مختلف به دنبال نوعی از "خلوصگرایی دینی" و "راست-کیشی" است، نسبت قریبی/غریبی دارد.

گروه اندیشه:

آیا اشعار شعرای کلاسیک ایرانی (در زبانهای گوناگون موجود در ایران) نسبتی با روز و روزگار ما دارد؟‌ چگونه می توان ایده هایی را که قرنها پیش در شرایطی متفاوت از "وضع" معاصر روی داده اند را مورد خوانش قرار داد که "اهمیت" و "اعتباری" و "نسبتی" با اکنون و اینجای ما داشته باشند؟‌

روایت حافظ از نسبت "من" و دیگری به گونه ای است که حائل زمان در برابر آن رنگ می بازد و به نوعی با وضع جامعه امروزین ما که به انحاء مختلف به دنبال نوعی از "خلوصگرایی دینی" و "راست-کیشی" است، نسبت قریبی/غریبی دارد.

البته به نظرم فهم حافظ نیاز به یک پیش زمینه اگزیستانسیال دارد که در فرهنگ ایرانی از آن با مفهوم "پختگی" (در ترکی با مفهوم یتکینلیک یا پیشمیش) یاد می کنند. به عبارت دیگر، اگر انسان سرد و گرم روزگار را نچشیده باشد و صرفا از منظر عروض و بدیع و صنایع ادبی به حافظ رجوع کند لب پیام او را درنخواهد یافت. حافظ در جایی می گوید:

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
 
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
 
این بیت یکی از شاه بیت های حافظ در باب چگونه زیستن در جامعه ایی است که دغدغه ارزش های متعالی دارد ولی در عین حال بی التفات به تکثر سبک های زندگی است. به عبارت دیگر، چگونه می توان پاکیزه زیست ولی دچار فرمالیسم مذهبی نشد و گرفتار نیهیلیسم هم نشد. پاسخ این پرسش ها را می توان از خلال چشم انداز حافظ به دست آورد./ صفحه شخصی نویسنده

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.