همایش ملی «حکمت اشراقی در پرتو آراء و آثار شهاب‌الدین سهروردی» برگزار شد:

حکیم عارف

اندیشه /
شناسه خبر: 490972

همایش ملی «حکمت اشراقی در پرتو آراء و آثار شهاب‌الدین سهروردی» به مناسبت سالروز بزرگداشت این فیلسوف ایرانی, 8 مرداد ماه به همت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و همکاری کمیسیون ملی یونسکو – ایران و دانشگاه آزاد اسلامی در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی برگزار شد.

گروه اندیشه: 

حداد عادل: نور، بن مایه فلسفه سهروردی است

دکتر حدادعادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی از جمله سخنرانان این مراسم بود، او در بحث خود عنوان کرد: « اشتغالات من در این سال های اخیر بیشتر از آنچه از جنس فلسفی بوده باشد، از جنس ادبی و زبانی بوده است. با این حال سهروردی به اندازه ای اهمیت دارد که انسان نمی تواند او را فراموش کند. امروز که سرگردانی خود را در میان ادبیات و فلسفه مرور می کردم، یاد این بیت افتادم که تا یک ورق از کلیله در گوشم شد/ سیصد ورق از شفا فراموشم شد».

او تاکید کرد که «نور» بن، خمیرمایه و جوهر فلسفه سهروردی است و حکمت اشراقی معرف حکمت نوری است. حکمت نوریه حکایت از این می کند که همه چیز حول محور نور است اما گفتمان فلسفه مشائی گفتمان وجودی است یعنی حول مباحث وجود شکل می گیرد، البته فارابی، ابن سینا این فلسفه یونانی را تا حد امکان توسعه دادند و نرم کردند و بومی کردند و سعی کردند به مباحث اسلامی نزدیک کنند، اما همچنان در عالم اسلام متفکرانی بودند که این فلسفه و گفتمان را نمی پسندیدند؛ از سنائی گرفته تا مولوی و ... . عرفا، متکلمین و ... مخالف فلسفه بودند و برایشان دل چسب نبود. همیشه بحث های خشک فلسفه مشائی نوعی تباین و فاصله ای از فضای گفتمانی قرآنی و جهان بینی اسلامی داشت.

به زعم او، حکمت اشراقی سهروردی راه را برای  کم کردن این فاصله( فاصله فلسفه مشاء با جهان بینی اسلامی) هموار کرد و سهروردی با انتخاب نور به عنوان حقیقت، کاری کرد که فهم یگانگی هستی و معرفت آسان شود.

حداد عادل معتقد است راهی که سهروردی طی کرد کمک بسیاری به پدید آمدن حکمت متعالیه کرده است. ملاصدرا دوباره به وجود ابن سینا برگشت، اما به این وجود اوصافی را نسبت داد که سهروردی به نور نسبت داده بود یعنی گویی شیوه بیان و نکات مورد نظر سهروردی در حکمة الاشراق را گرفت و آنها را به وجود نسبت داد.

بلخاری: پرونده سرچشمه های حکمت ایرانی در حکمه الاشراق همچنان باز است

رئیس انخمن آثار و مفاخر فرهنگی، بحث مهم در حکمت اشراق، کشف سرچشمه های ایرانی حکمت اشراق است. اشارات صریح و پنهانی که سهروردی در آثار مختلف خود در این باره دارد. بخشی از این اندیشه از اندیشه های ایران باستان خصوصا دین زردشتی است. کلمه «بهمن» در این میان جایگاه مهمی دارد.

به باور او، این سؤال مهمی است که آیا سهروردی می توانسته است از آیه نور، به بحث نور و حکمت اشراق برسد، قبل از شیخ اشراق، ابن سینا در یکی از رساله های خود از آیه نور برای بیان مراتب عقل استفاده کرده است. سبزواری و دیگران هم که در مورد تشکیک وجود به ایران باستان ارجاع می دهند دقیقا نمی گویند در کدامین متن از متون ایران باستان این مفهوم وجود دارد. آیا ممکن است سهروردی تشکیک وجود را نه از ایران باستان که از آیه نور و یا روایت «خلق الله الخلق فی ظلمة، ثم رش علیه من نوره» گرفته باشد. نمی دانیم!

بلخاری با بیان اینکه در دو ماه گذشته وقتم را به تحقیق در مورد معنای «بهمن» کردم و دوازده منبع اوستایی و پهلوی را دیدم، گفت: از بهمن به عنوان ایزد خرد صحبت شده است. در مقاله ای که در این باره تهیه کرده ام و برای فصلنامه تاریخ فلسفه بنیاد حکمت اسلامی صدرا فرستادم اینها را به طور دقیق نوشته ام. اگر شیخ اشراق می گوید اولین نور بعد از نورالانوار صادر واحد، بهمن است. دقیقا در ذهن خود «أول ما خلق الله العقل» را در نظر داشته است.

وی در پایان تاکید کرد که پرونده بسیار مهم کشف سرچشمه های حکمت ایرانی در حکمة الاشراق همچنان باز است و امید است که با تلاش بیشتر در این زمینه صورت بگیرد.

مهدی محقق: فلسفه سهروردی ملهم از اندیشه باستانی ایران است

دکتر مهدی محقق، رئیس هیأت مدیره انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، دیگر سخنران این مراسم بود و در بحث خود عنوان کرد:« کتاب مهم شیخ اشراق«حکمت الاشراق» است. یکی از منابع در دسترس شیخ اشراق، منبع«هرمسی» بود. هم هرمس بابلی و هم هرمس مصری بر سهروردی تأثیر گذاشتند. منبع دیگر او، اندیشه‌های نو افلاطونیان بوده است. سهروردی از منابع ایرانی که در آن زمان وجود داشت استفاده کرد و همین توجهی که به نور و ظلمت و خیر و شر می‌کند، تأئیدی است بر این ادعا. نور و ظلمت و خیر و شر، در اندیشه‌های ایران باستان وجود داشته اند.».

اعوانی: سهرودی، بین حکمت بحثی و حکمت ذوقی تلفیق ایجاد کرد

دکتر غلامرضا اعوانی، استاد فلسفه و عضو پیوشته فرهنگستان علوم ایران، معتقد است که شیخ اشراق بنیانگذار حکمت در عالم اسلام  است. حکمت تعریف‌هایی دارد؛ از جمله، علم به حقایق اشیاء، به خداگونه شدن، که از تعابیر افلاطون است و دیگر تولید شانس، که با دین و قرآن تطبیق دارد.

وی در ادامه پرسید،عظمت سهروردی به چیست؟ به زعم او، آن افق‌های فکری که یک فیلسوف در یک تمدن باز می‌کند، اهمیت دارد. در تمدن اسلامی، سهروردی افق‌هایی را باز کرد که قبل از او سابقه نداشته است. سهروردی بین حکمت ذوقی و بحثی را جمع کرد و اولین علوم، حکمت بحثی و حکمت ذوقی تلفیقی ایجاد کرد. حکمت ذوقی از راه تزکیه نفس به دست می‌آید. سهروردی کسانی را عارف می‌داند که به حکمت ذوقی رسیده‌اند. افق دیگری که سهروردی ایجاد کرد، در تاریخ فلسفه بود و سیر حکمت را از منظر دیگری بررسی کرد او می‌گوید هرکس بهره‌ای از حکمت دارد عالم هرگز از حکمت خالی نبوده است. حکمت در حکیم زنده است افق دیگری که او گشود، حکمت خسروانی است. حکمت خسروانی، حکمت نبوی است که از ادریس نبی آغاز می‌شود که ادریس، همان هرمس است.

به باور اعوانی، دستاورد بزرگ سهروردی، تفسیر او از پیش سقراطیان است که امروزه تعبیر معتبری است. ارسطو، فلاسفه پیش از سقراط را به کودکان تشبیه می‌کند. سهرودی آنها را سفیران الهی و حکمای حقیقی می‌داند و معتقد است که ارسطو سخن آنها را نفهمیده است. هایدگر و دیگران این تفسیر سهروردی را بسیار می‌پسندند. افق دیگر سهروردی، مسآله نور است فلسفه نور را در هیچ‌ جایی نمی‌بینیم. سهروردی نور را اصل فلسفه خود قرار داد زیرا نزد ایرانیان، نور اهمیت زیادی داشت. قرآن هم از نور بسیار سخن گفته است.

علی خمیس: سهروردی، فلسفه و تصوف را در هم آمیخت

علی خمیس، رایزن رسانه‌ای سفارت سوریه، در بحث خود عنوان کرد:  فرهنگ، یک ظرف تمدنی و فکری است که ملت‌ها را کنار هم جمع می‌کند. خیلی‌ها گفته‌اند سهروردی صوفی است نه فیلسوف ولی ما مدرکی که این ادعا را ثابت کند، نیافته‌ایم. سهروردی، فلسفه و تصوف را در هم آمیخت آثار شهاب‌الدین سهروردی آثار فکری واضحی برای تمدن انسانی است.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.