اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • شنبه ۸ آذر ۱۳۹۹
پرسه در جهان سینمایی کریستوفر نولان

نابغه‌ای در غیاب کوبریک

نابغه‌ای در غیاب کوبریک
ابراهیم ابراهیمیان فیلم‌ساز

امروز تولد کریستوفر نولان یکی از مهم‌ترین فیلمسازان معاصر و خالق آثاری چون سه‌گانه «شوالیه سیاه»، «دانکرک»، «میان‌ستاره‌ای» و «سرآغاز/ تلقین» است. فیلمسازی که سبک بصری‌اش بر سینماگران زیادی در سراسر جهان تأثیری شگرف گذاشته است.

کریستوفر نولان از بهترین فیلمسازان حال حاضر سینمای جهان است. کسی که هم می‌شود به او نسبت کارگردان بسیار قدرتمند و تکنیسینی بسیار متبحر داد و هم برچسب «فیلمساز» را به او زد. وقتی به رزومه نولان نگاه می‌کنیم پله‌های ترقی و رشد را به صورت نبوغ آمیزی طی کرده است. اولین فیلمی که می‌سازد کم‌بودجه است و با بودجه 6هزار دلاری ساخته می‌شود و بعد ایده «یادگاری/ Memento» را به یک کمپانی می‌دهد تا این فیلم به یک اتفاق در سال 2000 تبدیل شود و نوید ظهور یک نابغه را به جهان سینما بدهد.
بعد از آن به صورت پله‌ای بودجه فیلم‌هایش سال به سال و فیلم به فیلم بیشتر شده و از معدود فیلمسازان و کارگردانانی است که هیچ کدام از فیلم‌هایش ضرر نداده و بشدت مورد اقبال مخاطب قرار گرفته و برای تمام کمپانی‌هایی که می‌خواهند با او کار کنند همکاری با نولان مقرون به صرفه است. با اینکه در بخش تولید نولان یک فیلمساز استودیویی نیست و ترجیح می‌دهد از منابع محیطی استفاده کند و دوربینش را به خارج از استودیو ببرد و این موضوع به هرشکل بودجه فیلم‌ها را بالا می‌برد ولی هر تهیه کننده‌ای حاضر است با نولان کار کند؛ چون سرشار از ایده‌های سینمایی و نبوغ است و تمام ناشدنی.
از کارنامه نولان، دو فیلمش را بسیار دوست دارم. میان‌ستاره‌ای و سرآغاز یا تلقین را. او در ساختار درام یک بهم ریختگی و از هم گسیختگی و ساختار غیر خطی را رعایت می‌کند که به صورت معجزه‌گون انگار پیشنهادی تازه در روایت به سینماست. آخرین فیلمش دانکرک را به طریقه‌ ایمکس در خارج از کشور روی پرده سینما دیدم و تجربه‌ای فوق‌العاده از سینما داشتم که جزء به جزء آن، حسی دلپذیر و دلچسب بود. دانکرک شاید در تلویزیون‌های خانگی قابل بحث نباشد اما از نظر صداگذاری، طراحی صحنه، صحنه آرایی، فیلمبرداری و موسیقی کاملاً برای پرده عریض ساخته شده و مخاطب تماشایش را حتماً باید در سالن سینما تجربه کند تا متوجه ابعاد اثرگذاری‌اش شود. نولان در این فیلم آخر کاری فوق‌العاده می‌کند. درباره «دانکرک» نکته جالبی را در نوشته‌های همسرش اما توماس خواندم. اینکه کاری بسیار پرریسک انجام داده و می‌خواسته بدون فیلمنامه فیلم را بسازد. «دانکرک» ساختار بسیار نویی دارد و در سه روایت خشکی و زمین و آسمان روایت می‌شود. شکلی از روایت که می‌توانست یک پدیده در سینمای امروز باشد اما با اینکه منتقدها خیلی دوستش داشتند آن‌قدر که باید جدی گرفته نشد. او به اصرار همسرش سعی می‌کند یک سیناپس 60، 70 صفحه‌ای و نه فیلمنامه کامل بنویسد و با همان سر صحنه می‌رود. اینکه یک فیلمساز می‌تواند به چه قابلیت و اعتماد به نفسی برسد که بدون فیلمنامه کارش را سر صحنه انجام دهد نکته مهمی است. اینکه در ذهن نولان چه میزان فیلمنامه شکل گرفته بوده را نمی‌دانیم اما به‌هرحال این را هم باید در فهرست کارهای پرریسک کارنامه او گذاشت که به جواب مطلوب رسیده است.
خیلی‌ها موفقیت‌های نولان را به همسرش هم نسبت می‌دهند. زوجی که از دانشگاه با هم فارغ التحصیل می‌شوند و در کنار هم کار می‌کنند. ایده‌های نولان با همسرش به اشتراک گذاشته شده و گسترش داده می‌شود و اما توماس یک پشتوانه عاطفی و درست برای نولان است که در موفقیت و ستاره شدنش در عرصه کارگردانی بسیار تأثیرگذار بوده است.
تجربه‌های او با بازیگران هم بسیار جذاب است. فقط یک نمونه‌اش در سه گانه «شوالیه سیاه» است که هیث لجر آن بازی ماندگار را در نقش ژوکر دارد و ماندگارترین ژوکر تاریخ می‌شود. هیث لجر با بازی بشدت جذابش تحت هدایت نولان، یک ضدقهرمان را تبدیل به دوست داشتنی‌ترین و مؤثرترین شخصیت چند دهه اخیر سینمای جهان کرد.
کریستوفر نولان از معدود فیلمسازانی است که بشدت منتظر هر فیلم تازه‌ای از او هستم. او در حال حاضر یک موهبت است. برای من همیشه مرگ استنلی کوبریک یک اندوه بزرگ است و وقتی کوبریک نیست این امثال کریستوفر نولان هستند که می‌توانند سینما را همچنان جذاب و دوست داشتنی و پر از هیجان نگه دارند.
 

کپی