اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۹

دلیل تقلب کردن ما ایرانی ها چیست؟

دلیل تقلب کردن ما ایرانی ها چیست؟
محمد زینالی اُناری

وقتی در جامعه ما تقلب اتفاق می افتد، مخصوصا در حوزه خلاقیت و فکر، به دنبال راه حل های حقوقی می رویم و تنها نهادی که آن را تجسس نمی کنیم، نهاد اخلاق است. چرا در ماجرای تقلب های علمی و فروش پایان نامه ها، به این نکته نمی پردازیم و با خفت گیری و دستگیری راه حل را می جوئیم؟ مشکل تقلب علمی در جامعه ی ما مشکل انسانیت، اخلاق و حتی دین است. یعنی ریشه ی تقلب و مسائل اقتصادی را باید در اخلاق دینی جامعه جست.

ماکس وبر در کار خود درباره سرمایه داری از یک چیز بدیهی صحبت کرده است «نصایح و بحث های اخلاقی منجر به رفتار اخلاقی می شود». بحثی بسیار صریح که همه اخلاق گرایان و انبیا آن را باور داشتند. اتفاقی که وبر در اخلاق سرمایه داری آن را می دید در نصایح دینی ما هم وجود داشت و ما به کار و جهاد در راه معیشت خانواده و یک ساعت تفکری که برتر از هفتادسال عبادت است توصیه شده ایم. یعنی جهاد فکری در جامعه ی ما، همان چیزی است که ما را به چیزی فراتر از معیشت یعنی خلاقیت و نوآوری فرا می خواند. خدا خود را در قرآن خالق و بارئ می داند و انسان را نماینده و برآمده از روح خود، در واقع انسان را نه فردی متقلب که یک نمونه ی عالی از خلاقیت و جهاد فکری می داند.
 
حال وقتی در جامعه ما تقلب اتفاق می افتد، مخصوصا در حوزه خلاقیت و فکر، به دنبال راه حل های حقوقی می رویم و تنها نهادی که آن را تجسس نمی کنیم، نهاد اخلاق است. چرا در ماجرای تقلب های علمی و فروش پایان نامه ها، به این نکته نمی پردازیم و با خفت گیری و دستگیری راه حل را می جوئیم؟ مشکل تقلب علمی در جامعه ی ما مشکل انسانیت، اخلاق و حتی دین است. یعنی ریشه ی تقلب و مسائل اقتصادی را باید در اخلاق دینی جامعه جست. خدای جوامع خلاق، خدایی هنرمند است، اما خدای جوامع سوداگر، اهل معامله است. جامعه ی ما به حدی به سوداگری وابسته و دلبسته شده که معاریف و دانش را هم دوست دارد که بخرد. ما درک و معناهای (اسامی) خدا را به هنگام نیایش و عبادت در ضمیر ناخودآگاه خود می کاریم و سپس با مفهوم آن زندگی می کنیم.
 
اما امروز خبری منتشر شده که اعلام می کند که به دنبال رفت تقلب، از پیشرفته کردن مباحث حقوقی دم می زند؛ اما کسی به دنبال مباحث اخلاقی نیست. مباحث حقوقی و جزایی، برای مواقعی است که یک عده منحرف را مجازات کند تا برای مردم درس عبرت شود. اما اپیدمیولوژی پایان نامه نویسی به ما می گوید که ما با یک انحراف تسری یافته مواجه هستیم و محاکمه ی این همه مجرم محال بوده و در بهترین حالت، ما نیازمند یک آشویتس حقوقی خواهیم بود که به جمع پانزده میلیون پرونده ی دیگر بپیوندد. علت غالب انباشتگی های حقوقی ما شاید در این است که ما به جای نهادسازی در زمینه های اخلاقی، مدام به افزایش پرونده و حقوقی کردن ماجرا پرداخته ایم و راه چاره را در فرافکنی هزینه های آن بر دوش مردم دانسته ایم.
 
در مثل های عربی شنیده بودم که می گویند «الکلام یجری الکلام»، و حال می توان گفت اختلاف اختلاف می آورد. وقتی مباحث را به صورت اختلافی می بینیم و قصد داریم آن را در محیط های قضایی حل کنیم، همه ی اختلاف ها را به دیگر مکان دادگستری و محیط های قضایی می بریم و حتی برای پادرمیانی های محله ای هم شورای حل اختلاف ساخته ایم که امروز باری سنگین بر دوش نهاد قضایی و ساختمان های آن شده است. اما از نهادسازی که یک شیوه ی مدرن برای نظم بخشیدن به معاریف و فرهنگ در جامعه است و هم در مبادی دینی ما بنیان دارد، هم در علوم انسانی شرح و بسط یافته است، به گوشه چشمی هم نگاه نمی کنیم. باید اذعان کرد که راه حل مشکلات اخلاقی جامعه ی ما، در نظم بخشیدن اخلاقی به جامعه است نه بگیر و ببند، چه تقلب پایان نامه ها، چه مسائل خیابان ها و چه موضوعات اقتصادی پیچیده تر.
کپی