درو پی یرس از فیلم خبرساز «هتل آرتمیس » می گوید

تهیه فیلم های کم هزینه آسان تر است

فرهنگی /
شناسه خبر: 487507

فیلم خبرساز و جالب و علمی-تخیلی «هتل آرتمیس» که اخیراً از تلویزیون ایران هم پخش شده، کار درو پی‌یرس است که هر چند اولین تجربه کارگردانی او به حساب می‌آید اما وی در سال‌های اخیر در خلق فیلم‌های مطرح متعددی به انحای مختلف و بویژه به‌صورت داستان‌نویس و سناریست نقش و سهم داشته است.

 از این قبیل فیلم‌ها می‌توان به قسمت سوم فیلم‌های کمیک استریپی «ایرون من» و «مأموریت غیرممکن: ملت سرکش» اشاره کرد و همچنین فیلم تلویزیونی «همگان به سلطان درود بفرستند» که یک کار کمیک بوکی و محصول کمپانی مارول است که در سال‌های اخیر حاکم بازار این گونه آثار سینمایی بوده است. «هتل آرتمیس» می‌تواند وضع و وصفی به کلی متفاوت داشته باشد و شکی نیست که این فیلم فانتزی با ماجرای اجتماعی-خانوادگی و سرشار از طعنه‌های خود و به‌عنوان یک کمدی تقریباً تلخ و در عین حال ساینس فیکشن غیرسنتی، مخاطبانی وسیع و قشرهای متعدد را هدف گرفته است.

آقای پی‌یرس، شما به‌رغم بریتانیایی بودن پایه‌های شهرت و اعتبار خود را در سینمای امریکا گذاشته و آنجا به سینماروها و دوستداران هنرهای نمایشی معرفی شده‌اید. آیا نمی‌شد همان فرآیند و شهرت و کارآیی را در جامعه سینمای کشورتان نیز به دست آورید؟
تردیدی نیست که من یک بریتانیایی بوده، هستم و خواهم بود و دلم می‌خواست و می‌خواهد بسیار بیش از این در جامعه سینمای کشورم کار کنم اما حقیقت امر آن است که فرصت‌های شغلی که در امریکا در اختیارم گذاشته شد، بیشتر از مواردی بود که در بریتانیا تجربه کردم. در انگلیس البته شرایط نامساعد نیست اما تعداد فیلم‌ها و برنامه‌هایی که در امریکا تهیه و ارائه می‌شود، فزون‌تر است و عاقلانه نبود من برای رسیدن شرایط و مسائلی نظیر آنچه  در هالیوود نصیبم شد و از آن حداکثر بهره را گرفتم، در بریتانیا صبر و بیش از حد تأمل کنم.
با این حال سینمای بریتانیا در سه‌دهه اخیر بدون نیاز به هالیوود و بدون صبر کردن برای مشارکت این شهرک پرامکانات امثال کنت برانا، اما تامپسون، کایرا نایت لی و سم مندز را تحویل جامعه جهانی سینما داده است و همینطور آنتونی مینگلای فقید را.
منکر آن نیستم و حتی بد نیست بدانید حداقل نیمی از فیلم‌هایی که در امریکا در تولید آنها دست داشته‌ام، مراحل فیلمبرداری‌شان را به سبب امکانات ارزان‌تر موجود در بریتانیا در این کشور سپری کرده‌‌اند. این یک حقیقت مسلم است که آدم‌های حرفه‌ای مستقر در استودیوهای پاین وود و الستری انگلیس در کار تخصصی خود فوق‌العاده‌اند و امکانات این کمپانی‌ها حتی در قیاس با نمونه‌های هالیوودی، استاندارد و بسیار خوبند. با این حال در بریتانیا به‌عنوان یک داستان‌نویس و سناریست بیشتر کلمه نه می‌شنوید تا واژه آری و گاهی یکی دو سال هیچکس سراغتان را نمی‌گیرد و هیچ فیلم و پروژه‌ای به شما پیشنهاد نمی‌شود.
با وجود این «هتل آرتمیس» که شما را به جرگه کارگردان‌ها وارد کرده، یک کار علمی-تخیلی است و نه از موارد عمومی و موضوعات فراگیر و نه از سوژه‌ها و چیزهایی که شما دوست می‌دارید.
درست است اما این هم راه جالبی برای تجربه کردن حرفه کارگردانی است و من احساس نمی‌کنم چیزی را ساخته‌ام که خلاف میلم بوده باشد. من از پیشینه‌ای می‌آیم که به‌رغم تمامی تلاش‌ها و سزاواری‌ام هرگز نتوانسته بودم به طور سریع در جایگاه کارگردان فیلم‌های بزرگ قرار گیرم. من حتی رضایت دادم برخی سناریوها را بسیار ارزان و گاهی تا حد رایگان به استودیوها بفروشم با این نیت که موجب شناسایی هر چه بیشترم و رسیدن پیشنهاداتی برایم شود که برای شروع حرفه کارگردانی به آنها نیاز داشتم. وقتی ایده ساختن «هتل آرتمیس» را به اینجا و آنجا می‌بردم، می‌دانستم سرانجام در استودیویی پاسخ مثبت خواهم گرفت و همینطور نیز شد. شما به‌عنوان یک فیلمساز باید به تمامی ژانرها علاقه‌مند و در ساخت و ارائه اکثر آنها ماهر باشید. از طرف دیگر حسن «هتل آرتمیس» این بود که بودجه کلانی را نمی‌طلبید و قدری جمع و جور بود و می‌شد آن را مدیریت و در نهایت فیلم را خلق کرد.
با این حال واگذاری پروژه‌های بزرگ به یک کارگردان به معنای اعتبار و احترام بیشتری است که جامعه سینما به وی می‌گذارد.
همینطور است ولی هر چقدر پای پولی که در میان است بیشتر باشد کار سخت‌تر و دخالت سرمایه‌گذاران و استودیوها در امر ساخت فیلم بیشتر می‌شود و اجازه نمی‌دهند که فیلمساز با همان طیب خاطری کار کند که می‌خواهد و موضوع و اتفاقات مورد نظر وی در متن داستان دستخوش تغییراتی می‌شود که موافق میل او نیست. با این اوصاف اگر من فیلمی پرهزینه و پرمسئولیت را به‌عنوان نخستین کار بلندم در حرفه کارگردانی برمی‌گزیدم، دچار مشکلات و دخالت‌هایی می‌شدم که شرح حالشان را آوردم و فیلم من چیزی نمی‌شد که خودم می‌خواستم و داستان فیلم آن را اقتضا می‌کرد. من می‌خواستم فیلمی را رو کنم که صرفنظر از هر ادعایی در مورد خوب یا بد بودن تمام و کمال کار خودم باشد و از فکر و ایده‌های من نشأت بگیرد.
چرا برای فیلمبرداری «هتل آرتمیس» از چونگ هون چونگ استفاده کردید که خارج از خاک و جامعه هنری کشورش (کره جنوبی) چندان شناخته شده نیست.
تهیه‌کنندگان این فیلم نیز نظری مثل شما داشتند و بر این اساس معتقد بودند که من یک انتخاب بسیار ریسکی و کاری به غایت نامطمئن انجام داده‌ام اما اگر نظر مرا بخواهید، او یکی از بهترین فیلمبرداران دنیا در سال‌های معاصر است و در میان تصویربرداران در قید حیات جهان مثل او کمتر می‌یابید. ترس از استفاده از او و تبعات آن از این نکته بر می‌خاست که وی تا قبل از تهیه فیلم من کمتر در خارج از کشورش کار کرده بود و گمان می‌رفت در برقراری ارتباط با کسانی که به زبانی بجز کره‌ای صحبت می‌کنند، مشکل خواهد داشت و این مسأله بالطبع روی روند تولید فیلم اثر منفی می‌گذاشت. این در حالی است که سینما زبانی ویژه خود را دارد و تابع یک تمدن و فرهنگ بین‌المللی است. چونگ هون چونگ اطلاعات سیاسی زیادی هم دارد و می‌تواند تحولات جهانی را بخوبی تحلیل کند.
صرفنظر از تصویر و تجسمی که نحوه فیلمبرداری چونگ هون چونگ به ذهن‌ها متبادر می‌کند، تعبیر و تفسیری که خودتان از این فیلم به دست می‌دهید، چیست؟
شما یک کار جان کارپنتر را در دوره اوج قدرتش تصور کنید که نه توسط هر تصویربرداری عادی بلکه به وسیله «وونگ کار وای» فیلمساز برجسته هنگ‌کنگی فیلمبرداری شده باشد. این مناسب‌ترین تعبیر و توصیف از فیلم «هتل آرتمیس»‌است.
*   منبع:   Premiere

کلمات کلیدی

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.