پایان جنگ از نگاهی دیگر

فرهنگی /
شناسه خبر: 487502

این نوشتار بر آن است تا وقایع ماه‌های پایانی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران را با یک نگاه واقع بین و به دور از هرگونه تعاریف و البته با اجتناب از هر سخنی که در آن شائبه‌ای از غرض‌ورزی و جانبداری له یا علیه قشر یا گروهی باشد بنگرد و صرفاً برمبنای صحنه اتفاق، بررسی و کاستی‌های رخ داده را به‌ عرصه تجزیه و تحلیل بکشد تا از این رهگذر، ضمن بیان درست‌تر نقاط قوت و ضعف، دستمایه‌ای جهت اطلاع خوانندگان و جویندگان دانایی فراهم آورد تا بتوان با تکیه بر آن، در آوردگاه‌های آینده، بهتر، دقیق‌ترو هدفمند‌تر عمل نمود

وقایع تلخ سال 67
سال 67 در حالی آغاز شد که فرماندهان و مسئولان جنگ تحت تأثیر پیروزی‌های والفجر 10 در منطقه شمالغرب (حلبچه) قرار داشتند. پیروزی‌هایی برق آسا و تقریباً بدون مقاومت همیشگی ارتش عراق که در آن از پاتک یگان‌های تازه نفس عراق خبری نبود، این شرایط خبر از اتفاقات جدید در آینده می‌داد. عراق بعد از عملیات کربلای 5 توانسته بود واحد‌ها و یگان‌های آسیب‌دیده خود را ترمیم و مجهز نماید. همچنین یگان‌های نظامی خود را نیز توسعه دهد و تجهیز کند. البته این امر از دید مسئولان جنگ پنهان نبود، ورود کشورهای غربی به خلیج فارس و درگیر شدن مستقیم آنان با نیروهای خودی، موجب گسترش جنگ شد. این موضوع علاوه بر پشتیبانی‌های مالی - تجهیزاتی وسیع، عامل تقویت طرف عراقی بود و در نقطه مقابل ایجاد محرومیت‌های گسترده اقتصادی و تسلیحاتی برای کشورمان را به همراه داشت. در چنین شرایطی ایجاب می‌نمود تا اوضاع کشور و سرنوشت جنگ مورد بررسی و بازبینی قرار گیرد.
 عراق در 28 فروردین سال 67 برای بازپس‌گیری فاو اقدام کرد و توانست ظرف 24 ساعت این منطقه را به تصرف خود درآورد. تصرف فاو در این فاصله زمانی کوتاه تبعات ناگواری داشت و آغازی برای از دست رفتن مناطقی که در طول سال‌های 61 تا 66 به تصرف رزمندگان اسلام درآمده بود، شد. سقوط فاو می‌توانست هشدار جدی باشد تا از شکست‌های بعدی جلوگیری شود، لیکن در این ارتباط تصمیم مناسبی اتخاذ نشد. (کتاب روند جنگ ایران و عراق/ جلد اول/ حسین علایی/صفحات 432و 433)
 
دلایل سقوط فاو
در خصوص دلایل سقوط فاو می‌توان به موارد متعددی اشاره کرد:
 براساس قرائن، احتمال حمله ارتش عراق به فاو قابل پیش‌بینی بود، اما در سطح این احتمال که جدی می‌نمود، تدبیری برای مقابله با حمله عراق اندیشیده نشد و به‌‌نظر می‌رسد عدم حضور ارتش عراق در منطقه عملیاتی والفجر 10 نتوانست تلنگری باشد که چرا برخلاف رویه‌های معمول، عراق اقدام به جابه‌جایی نیرو برای مقابله با رزمندگان اسلام در منطقه والفجر 10 نکرد. 
 در یگان‌های مستقر در منطقه فاو، نظم و انضباط نظامی حاکم نبود که دلیل عمده آن تکیه بیش از حد بر نیروی انسانی داوطلب مردمی بود که معمولاً در یک دوره زمانی خاص در یگان‌ها حاضر و پس از خاتمه دوره یا عملیات، یگان‌ها را ترک می‌کردند. هنگام سقوط فاو، بین یگان‌های مستقر در منطقه از انضباط و دیسیپلین نظامی خبری نبود.(تحلیل و برداشت نویسنده مطلب از دو کتاب روند جنگ ایران و عراق/ حسین علایی و کتاب خاطرات سال‌های 61 تا 67 مرحوم هاشمی رفسنجانی است).
 بدیهی است که 4000 نفر نمی‌توانند در برابر 4 لشکر کامل و مجهز دشمن به تعداد 40000 نفر مقاومت و مقابله کنند، چرا از این موضوع غفلت شده است؟ در حالی که علائم حمله دشمن و قرائن تک عراقی‌ها قابل رؤیت بود.
 اصول نظامی می‌گوید، اگر نیروی نظامی سرپلی را تصرف و اشغال کرد یا باید آن را گسترش داده و به اهداف تعیین شده دست یابد یا در غیر این صورت باید آن را تخلیه نماید، چون هزینه‌های فراوانی را برای نیروی عمل‌کننده به‌دنبال خواهد داشت. در عملیات والفجر 8 تمامی اهداف مورد نظر تأمین نشد و رزمندگان اسلام به بندر ‌ام‌القصر نرسیدند. در این زمان یا باید برای تکمیل این سرپل اقدام می‌شد که در عملیات کربلای 4 انجام و با شکست مواجه شد و عملیات دیگری نیز در سال 66 جهت تأمین اهداف والفجر8 طرح‌ریزی شد که لغو گردید. طبیعی بود که نیروهای پدافند‌کننده از فاو باید منتظر عملیات ارتش عراق برای بازپس‌گیری آن می‌بودند. براین اساس، اگر فاو با اتخاذ یک تدبیر سیاسی - نظامی، تخلیه می‌شد از هر لحاظ قابل توجیه بود و هزینه کمتری به کشور تحمیل و اثرات روانی سقوط آن به وجود نمی‌آمد.
 
سقوط شلمچه
عراق در چهارم خرداد سال 67 به منطقه شلمچه حمله و آن را تصرف کرد. تعدادی از کارشناسان سقوط شلمچه را ناشی از غافلگیر شدن توسط دشمن می‌دانند. حال آنکه قرائن و شواهد زیادی حاکی از تمرکز نیروهای دشمن در منطقه شلمچه بود.
 در ارتباط با سقوط شلمچه چند نکته قابل توجه است:
در سقوط شلمچه بحث غافلگیر شدن یا آماده نبودن برای مقابله با ارتش عراق مطرح نیست بلکه لشکرهای مستقر در منطقه شلمچه از حمله دشمن آگاهی کامل داشته و خود را برای مقابله آماده کرده بودند با وجود این، شلمچه ظرف 8 ساعت سقوط کرد و منطقه‌ای که در یک جنگ سخت در زمستان سال 65 و در مدت بیست روز با جانفشانی و ایثار و فداکاری و شجاعت بی‌نظیر رزمندگان اسلام به دست آمده بود، ظرف مدت کمی، از دست رفت! از این‌رو موضوع سقوط شلمچه از جمله مواردی است که باید مورد بررسی و کارشناسی قرار گیرد و علت آن دقیقاً مشخص شود.
دشمن بعثی در تاریخ 4 تیرماه سال 67 هم در حمله دیگری به جزایر مجنون، آن را از ما پس گرفت و توانست تعداد زیادی از نیروهای مستقر در آن محل را به اسارت بگیرد.
با تصرف جزایر مجنون توسط عراق و تخلیه ماووت و حلبچه، تمامی تصرفات قوای خودی ازدست رفت. سقوط پیاپی فاو، شلمچه و جزایر مجنون موجب از هم گسیختگی یگان‌ها شده و اوضاع از کنترل فرماندهان خارج شد.
عدم پذیرش پیشنهاد عقب نشینی از خطوط دفاعی آسیب پذیر که با اوضاع و احوال آن زمان یک راهکار استراتژیک برای حفظ نیروها و امکانات موجود محسوب می‌شد، همچنین ساماندهی مقاومت در حد امکان مقابل دشمن می‌توانست مانع ضربات بعدی که 21 تیرماه در منطقه جنوب و 31 تیرماه در منطقه غرب کشور توسط ارتش عراق انجام شد، شود. در این دو عملیات، تعداد قابل توجهی از نفرات این واحدها توسط دشمن اسیر شدند و تجهیزات زیادی منهدم یا به غنیمت دشمن درآمد و موجب تضعیف روحیه رزمندگان شد و شرایط را برای حمله منافقین به کشور آماده کرد.
با وجود پذیرش آتش بس در 25 تیرماه سال 67 عراق به حملات خود بویژه در 31 تیر ماه 67 ادامه داد و بخش وسیعی از مناطق غرب کشور را به اشغال درآورد. بسیاری از واحدهای مستقر در این مناطق آسیب کلی دیدند و عراق با این اقدام زمینه را برای نفوذ منافقین فراهم دید. با انهدام نفرات منافقین و استقرار نیروهای سازمان ملل در 29 مردادماه سال 67 در مرزهای بین‌المللی عملاً جنگ هشت ساله ایران و عراق پایان یافت.

کلمات کلیدی

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.