یک‌جانبه‌گرایی امریکا در گفتمان‌های غیرامریکایی

بین الملل /
شناسه خبر: 486940

یک‌جانبه‌گرایی به‌طور تاریخی، از جمله رویکردهای بنیادین سیاست خارجی امریکا محسوب می‌شود. جورج واشینگتن اولین رئیس‌جمهوری امریکا در سال 1796 نسبت به «ائتلاف دائمی» امریکا با کشورهای دیگر هشدار می‌دهد؛ چرا که امریکا به‌عنوان «امپراطوری آزادی» باید از استقلال عمل در عرصه بین‌الملل برخوردار باشد.

براساس این تفکر، امریکا کشوری استثنا در عرصه بین‌المللی است و این استثناگرایی باید در تمام وجوه سیاست خارجی آن جاری باشد. امریکا دارای کامل‌ترین نظام سیاسی و اجتماعی و صاحب بهترین موقعیت جغرافیایی و طبیعی در جهان است و این برتری باید در سیاست خارجی امریکا نیز جریان داشته باشد. اوج این یک‌جانبه‌گرایی استثناانگار را می‌توان در دکترین مونروئه مشاهده کرد. مونروئه در سال 1823 بر تفاوت رویکردها و نیات امریکا و اروپا در نیمکره غربی اشاره می‌کند و امریکا را قدرت مسلط  بر این نیمکره می‌داند.
نگاه برتری جویانه و خاص گرایانه امریکا در طول جنگ سرد تداوم یافت. ریگان در جمع مسیحیان اوانجلیک در سال 1983 شوروی را «امپراطوری شیطانی» نامید و طرح دفاع استراتژیکی را برای مقابله با آن اعلام کرد. پس‌ از جنگ سرد امریکا با اعتماد به نفس ناشی از فروپاشی شوروی، لیبرال دموکراسی امریکایی را کامل‌ترین نظم سیاسی بشر و نظم نوین جهانی را طرح امریکا برای جهان پس‌ از شوروی معرفی کرد. برتری‌طلبی امریکا در دوران کلینتون در قالب گسترش دموکراسی تجاری، در دوره بوش پسر در قالب اشتیاق امپراطوری‌طلبانه امریکا و در دوره اوباما در قالب قدرت هوشمند تداوم یافت.
در دوره ترامپ یک‌جانبه‌گرایی امریکا در عرصه بین‌المللی نمود بارزتری پیدا کرده‌ است. ترامپ از واقع‌گرایی اصولی به معنای اهمیت دوباره مرزهای ملی، کاهش تعهدات دست و پاگیر بین‌المللی، اهمیت تجارت در مناسبات دوجانبه و تولید داخلی صحبت می‌کند که در واقع نوعی مرکانتیلیسم تجاری انزواگرایانه است.

گفتمان‌های غیرامریکایی
چین در چهار دهه گذشته بیشترین منافع را از نظم چندجانبه بین‌المللی به‌دست آورده است. این نظم با ایجاد ثبات، ارائه ارزان اطلاعات و تسهیل ارتباطات بین کنشگران، امکان نقش‌آفرینی چین در اقتصاد جهانی را فراهم کرده است. چین با عضویت در سازمان تجارت جهانی توانست از مزیت نیروی کار ارزان و بازار مصرف انبوه خود به‌خوبی استفاده کرده و به‌ قدرت تجاری اول دنیا تبدیل شود. از این رو، بی‌ثباتی، ابهام و پیش‌بینی‌ناپذیری سم مهلکی برای اقتصاد نوظهور چین است. به‌همین دلیل است که برخی دیپلمات‌های چینی از اوایل قرن حاضر نسبت به اقدامات مخرب امریکا هشدار می‌دادند و خواستار همکاری چین با دیگر قدرت‌های جهانی مانند اروپا برای «مهار یک‌جانبه‌گرایی امریکا» شده‌اند. جنگ تعرفه‌ای دولت ترامپ بر ضد چین نمود بارز یک جانبه‌گرایی امریکا در عرصه بین‌المللی است. فراتر از این، امریکا برای مختل‌سازی مگاپروژه زیرساختی کمربند و جاده چین، درصدد جلب همکاری دوجانبه کشورهای دیگر از جمله هند برای پیشبرد همگرایی منطقه‌ای در قالب هندو پاسیفیک (در مقابل آسیا پاسیفیک) است. در مجموع، نگرانی چین از یک‌جانبه‌گرایی دولت ترامپ از این جهت است که هرگونه بی‌ثباتی در اقتصاد جهانی، بیشترین ضرر را متوجه چین خواهد کرد.
ادامه در صفحه 14

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.