سمندریان؛ استاد بی‌مانند تئاتر

فرهنگی /
شناسه خبر: 486305

حمید سمندریان (۹ اردیبهشت ۱۳۱۰ تهران –۲۲ تیر ۱۳۹۱) کارگردان و استاد ایرانی تئاتر و بازیگری را باید از سرآمدان نسلی از کارگردانان نامدار تئاتر چون علی نصیریان، بهرام بیضایی، آربی آوانسیان به‌شمار آورد؛ نسلی که تئاتر را در ایران دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ به پایگاه جدی‌تری رساند.

کارگردانی تنها یک فن یا تکنیک نیست، نبوغ است، قدرت خارق‌العاده‌ای می‌خواهد. جمیع هنرهای دیگر را به یاری می‌طلبد و سواد و دانش بسیار می‌خواهد. افزون بر آگاهی و تسلط بر عناصر تئاتر و هنرهای نمایشی معلومات دیگری را هم می‌طلبد که در حوزه‌های علوم انسانی پایه و مایه‌اند؛ چرا که تئاتر در این نقطه به مرز مشترکی میان ادبیات، علوم اجتماعی و هنر می‌رسد. این‌ها جزو ضروریات تئاترند. هنری انسانی و مادر که به شکل مرکب سایر هنرها را نیز در برمی‌گیرد. از هنرهای پلاستیک، تجسمی، موسیقی، تصویر، طراحی، معماری، شعر، گفت‌وگو و ادبیات گرفته، تا آنچه به زیبایی بر صحنه نمایش اتفاق می‌افتد. در یک کلام کارگردانی به قول حافظ «آنی» می‌خواهد که در وجود استاد بی‌بدیل تئاتر ایران «حمید سمندریان» سرشار بود.
او کارگردانی را در هامبورگ آلمان آموخته بود و با اساتید این رشته در «شاو اشپیل هاوس» و آثار معجزه‌گران تئاتر بویژه برتولت برشت، ماکس فریش و فردریش دورنمات آشنا بود و بخوبی عمق تئاتر را از کار عملی آنان فراگرفته بود. به «درام» به عنوان مقوله‌ای جدی هم‌پا با ادبیات و جامعه‌شناسی نگاه می‌کرد و «رمان» را به‌عنوان پشتوانه‌ای برای تقویت بنیه دراماتیک می‌نگریست و نخستین پرسش او از دانشجویان در کلاس درس آن بود که «رمان تازه چه خوانده‌اید؟». او رمان را جامع‌ترین ژانر ادبی می‌دانست و درام را «زندگی بر صحنه» تلقی می‌کرد. و به‌راستی در آثار او زندگی موج می‌زد و تئاتر سمندریان هم تئاتری جدی، محکم و اندیشمند بود؛ تئاتری که به نقد اجتماعی، فلسفه و جامعه‌شناسی پهلو می‌زد و خلاقیت او فرصت و مجالی را برای تردید آدمی باقی نمی‌گذاشت. در کلاس‌های درس آثار دانشجویان را به چالش می‌کشید و همیشه می‌گفت: من از آسمان هم که شده برای کارتان ایراد می‌آورم تا شما را نسبت به هر آنچه بر صحنه می‌برید آگاه‌تر کنم.