آموزش پناهندگان در ایران و انعکاس بین‌المللی آن

اجتماعی /
شناسه خبر: 486105

امروزه مسأله پناهندگان یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیش روی دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی است. بنابر آمار سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۷، بیش از ۷۰ میلیون نفر پناهنده در جهان وجود داشته که سن نیمی از آنها کمتر از ۱۸ سال بوده است.

از دهه ۲۰۱۰ تاکنون به سبب وقوع جنگ داخلی در سوریه و برخی دیگر از کشورها مسأله پناهندگان و تأمین نیازها و حقوق انسانی آنها در زمره چالش‌های مهم جامعه بین‌المللی بوده است اما موضوع پناهندگان در کشور ما تازگی ندارد و از چهار دهه پیش و به‌دنبال جنگ و درگیری در افغانستان و همچنین بحران در عراق، سیل پناهندگان به کشورمان سرازیر شده که آمار کودکان سنین مدرسه در آنها بسیار بالا بوده است.
در سال‌های دهه ۱۳۶۰ که کشورمان درگیر جنگ تحمیلی با عراق بوده و رشد ناگهانی جمعیت دانش‌آموزی در کشور نیز وزارت آموزش و پرورش را در تنگنا قرار داده بود، میزبان صدها دانش‌آموز افغانستانی و عراقی و دیگر ملیت‌ها در کشورمان بودیم که بدون جداسازی و مشابه دانش‌آموزان ایرانی در مدارس به تحصیل پرداخته و از مزایای آموزش دولتی در نزدیکترین مدرسه به محل سکونت‌شان بهره‌مند شده‌اند. هم‌اکنون قریب به نیم میلیون نفر دانش‌آموز افغانستانی و دیگر ملیت‌ها در ۲۸ هزار مدرسه در سراسر کشور، بزرگترین جمعیت دانش‌آموزی پناهنده در جهان به شمار می‌آیند. در واقع اقدام مترقی و چشمگیر ایران ثبت‌نام 123 هزار کودک لازم التعلیم فاقد مدارک اقامتی معتبر در مدارس دولتی است در حالی که در اکثر کشورهای پناهنده‌پذیر به این گونه افراد خدمات آموزشی آن‌هم در قالب نظام آموزش رسمی ارائه نمی‌شود. حال پرسش این است که چرا در اسناد و گزارش‌های بین‌المللی مربوط به وضعیت آموزشی پناهندگان و کشور‌های میزبان آنان به ندرت نامی از ایران برده می‌شود و با وجود اینکه ایران سابقه طولانی تری نسبت به دیگر کشورها در خصوص پذیرش پناهندگان و تأمین آموزش برای آنان  دارد در گزارش‌ها و اسناد بین‌المللی اشاره چندانی به این موضوع نشده است؛ بلکه همواره شاهدیم که نکات منفی، نارسایی‌ها یا ناهماهنگی‌های موجود در خصوص آموزش پناهندگان در ایران در بوق و کرنا شده و مورد سوء‌استفاده بدخواهان قرار می‌گیرد.
همه ما می‌دانیم که وجود دانش‌آموزان ملیت‌های گوناگون در مدارس هر کشوری خواه ناخواه برخورد‌ها و اتفاق‌هایی را به‌دنبال دارد که غالباً ناشی از عدم شناخت و سوء برداشت نسبت به دیگران است. چنانکه در کشورهای غربی که داعیه رعایت حقوق بشر و مبارزه با نابرابری و تبعیض نسبت به پناهندگان و مهاجران را دارند مکرراً شاهد بروز چنین اتفاق‌هایی در مدارس و جوامع آنها هستیم. اما چنانچه به‌طور مثال مدیر مدرسه‌ای در یکی از شهر‌های ایران بنا به نظر شخصی خود از نام‌نویسی یک کودک افغانستانی خودداری کرده یا معلمی جمله‌ای تبعیض آمیز درباره آنها بر زبان راند، این چنین در رسانه‌ها و فضای مجازی پر سرو صدا شده و مورد سوء‌استفاده شبکه‌های ماهواره‌ای معاند قرار می‌گیرد. حضور پر شمار دانش‌آموزان افغانستانی در مدارس کشور در طول ۴ دهه گذشته بدین معنی است که تاکنون میلیاردها ریال صرف آموزش میلیون‌ها دانش‌آموز افغانستانی کرده‌ایم. اما آیا میزبانی از خیل عظیم دانش آموختگان افغانستانی در کشورمان آن طور که شایسته است در مجامع بین‌المللی انعکاس یافته است؟ از سوی دیگر شاهدیم که متخصصان دانشگاه دیده افغانستانی به جای خدمت در کشوری که در دوره کودکی و نوجوانی بوده و دانش و تخصص خود را مدیون آنند، حال که برای خدمت راهی دیگر کشورها شده‌اند به ندرت می‌توان گزارش یا نوشته‌ای که حاکی از قدرشناسی و سپاس دانش آموختگان افغانستانی نسبت به میزبانشان باشد، یافت. البته ذکر این نکات به‌منزله نادیده گرفتن صداقت و درستکاری خیل عظیمی از دانش آموختگان افغانستانی فارغ‌التحصیل از ایران نیست.
در سال تحصیلی گذشته وزارت آموزش و پرورش حدود ۱۵۰۰ میلیارد تومان برای دانش‌آموزان پناهنده هزینه کرده است حال آنکه کمک‌های بین‌المللی فقط یک درصد این هزینه را تأمین کرده است.
البته وجود تبلیغات رسانه‌ای منفی و ضد ایرانی کنونی را در این میان نمی‌توان نادیده گرفت. اما وجود این گونه تبلیغات منفی نمی‌بایست مانع آن شود که دولت ایران از مسئولیت مهم خود در انعکاس فعالیت‌ها و عملکرد خود در همه زمینه‌ها بویژه در حوزه تأمین آموزش برای کودکان و نوجوانان افغانستانی و دیگر پناهندگان ساکن ایران غفلت کند. در غیر این صورت اوضاع به همین منوال خواهد بود و ما همچنان هزینه‌های هنگفتی را صرف آموزش پناهندگان کرده اما بهره‌ای در جهت ارتقای منزلت و جایگاه کشور و ارائه تصویر مثبت از ایران در محیط بین‌المللی در قبال این اقدامات و فعالیت‌های گسترده بشردوستانه و نوع دوستانه نخواهیم برد.
علی‌رغم اینکه ایران همواره وظیفه خود می‌داند تا نهایت تلاش خود را در جذب کودکان لازم التعلیم و بازمانده از تحصیل مهاجر و پناهنده به‌کار گرفته و آموزش با کیفیت را برای آنها فراهم کند اما میزان تأثیرگذاری اقدامات و فعالیت‌های ایران به‌دلیل عدم انعکاس مناسب آنها در عرصه بین‌المللی، در تقویت دیپلماسی آموزشی و دیپلماسی کلان کشور کم و محدود بوده است.