«آری آستر » از موفقیت فیلم های ترسناک اخیرش می گوید

ترجیح ملودرام به وحشت

فرهنگی /
شناسه خبر: 486064

در ابتدای تابستان سال پیش بود که آری آستر سناریست و کارگردان 32 ساله متولد شهر نیویورک امریکا با فیلم ترسناک و تکان دهنده‌ای به‌نام «Hereditary» هنردوستان را شگفت‌زده کرد و با تشریح اتفاقاتی که پیرامون یک خانواده در هم ریخته روی می‌دهد، از تملک روح و جسم انسان‌ها توسط شیطان‌ها سخن گفت.

 توفیق این فیلم در گیشه‌ها به حدی بود که به سودآورترین فیلم کمپانی مستقل ساز و تقریباً تازه تأسیس A24 تبدیل شد ولی حتی قبل از شکل‌گیری این داستان هولناک در ذهن استر، او موضوع وحشت‌افزای دیگری را هم در فکر خود پرورانده بود. نسخه سینمایی آن فکر، اینک در دل تابستان گرم 2019 در سینماهای جهان پیش‌روی مردم است و نام آن به انتخاب آستر که مدرک تحصیلی‌اش نه سینمایی بلکه کارشناسی ارشد در رشته موسیقی و رهبری ارکستر است «Midsommar» (با معنایی شبیه به «اواسط تابستان») تعیین شده است. این فیلم آستر هم که قبل از دو کار آخرش فقط شش فیلم کوتاه در سال‌های 2011 تا 2016 ساخته بود، ورودی بی‌واسطه و صریح به‌دنیای ترس و مثل Hereditary کشف و لمس مواردی است که پیشتر در این ژانر کمتر به آنها سرزده شده بود. آستر با به‌وجود آوردن ترکیبی از فولکلور وحشت و افسانه‌های موهوم گذشته آدم‌ها و محیطی را در Midsommar روبه‌روی بینندگان گذاشته که از هر جهت کنجکاوی آنها را بر می‌انگیزد و وحشت را با نوعی وجد ناشناخته همراه می‌سازد.
در مرکز فیلم تازه آری آستر کاراکتر دنی (با بازی فلورانس پیو) جلوه‌ای بارز دارد، دنی از یک تراژدی شخصی رنج می‌برد و افول روابطش با نامزدش کریستین (جک رینور) او را به وادی افسردگی کشانده است. با این حال وقتی کریستین و دوستانش دست به سفر به سوئد می‌زنند تا آنجا در جشنواره ناب و غریبی شرکت کنند که فقط هر 100 سال یک بار برگزار می‌شود، دنی نیز آنها را همراهی می‌کند اما در آنجا کل اعضای گروه با نشانه‌ها و مواردی رو‌ در رو می‌شوند که این گردهمایی بسیار نادر را تبدیل به یک راز خطرناک در درازای تاریخ کرده است. آری آستر برای گرفتن تصاویر مورد نظرش به طبیعت ناب مجارستان روی آورده است و در چنان خطه‌ای محیطی راکه برای وقوع اتفاقات فیلم در گوشه‌ای از سوئد در ذهنش داشته، بازسازی و قبیله‌ای را پیش روی بینندگان گذاشته که هارگا نامیده می‌شود. تصویر‌برداری قوی و پر راز و رمز از این منطقه و مطرح کردن ایده‌هایی پر ابهام از سنن و باورها و فرهنگ‌های امریکایی و اروپایی دیگر موضوعاتی هستند که پیچیدگی‌های Midsommar را بیشتر کرده و این فیلم 140دقیقه‌ای را نه به یک کار ابتکاری صرف بلکه اثر حماسه‌واری از ژانر وحشت تبدیل کرده‌ است. آیا استر به مصادیق رایج در فیلم‌های دراماتیک از این دست اکتفا کرده یا مسأله جدایی ظاهری دو کاراکتر اصلی قصه از یکدیگر و سپس همسو شدن مجدد آنها طی سفرشان به سوئد را وسیله‌ای برای وسعت بخشیدن به کل ژانر وحشت قرار داده است. آستر می‌گوید: برخلاف آنچه تصور می‌شود، من ملودرام‌ها را بر کارهای سینمای وحشت ترجیح می‌دهم و دلیلش آن است که در حیطه ملودرام‌ها می‌توانید به هرگونه تخیل عظیمی روی بیاورید ولی در ژانر وحشت و بخصوص فیلم‌هایی که Gotic و برخاسته از سنن وحشت به حساب می‌آیند، دست‌هایتان بسته است و نمی‌توانید خیال‌پردازی‌هایتان را از یک میزان مشخص فراتر ببرید. برای بسیاری از افراد و بویژه جوانان قطع یک رابطه عاطفی طولانی چیزی مثل فاجعه و حتی به معنای پایان جهان است و این مسأله همواره مورد توجه من قرار داشت و در پی قصه‌ای اصیل و عمیق برای بیان این موضوع در بطن آن بودم.
آستر می افزاید: خوشبختانه یک کمپانی هنری در سوئد قبل از اینکه Hereditary را بسازم، با من تماس گرفتند و امکان ارائه این سوژه را در قالب یک فیلم مستقل به من بخشیدند. حرف آنها این بود که؛ برای ما فیلمی بساز که به دردسر افتادن یک گروه امریکایی طی سفرشان به شمال سوئد را به‌تصویر بکشد. افراد این گروه یک به یک در قالب قربانیان یک فرهنگ موهوم کشته می‌شوند و راز‌های بزرگی بر ملا می‌شود. این سقف هیجان و شائبه‌سازی در هنر سینما است و چیزی است که مرا هم به مقصود رسانده است.
*‌ منبع: Daily  Telegraph