تاریخ مجسم تئاتر ایران

فرهنگی /
شناسه خبر: 485813

داریوش اسدزاده این روزها به دلیل ناراحتی تنفسی ناشی از کهولت سن در بیمارستان بستری است. ایرج راد به همین بهانه از اهمیت اسد‌زاده در تاریخ هنر ایران می‌گوید.

داریوش اسدزاده را باید به‌درستی تاریخ شفاهی تئاتر ایران دانست و یک‌ عمر حضورش را به‌عنوان حضوری پرفروغ و مؤثر به‌خاطر آورد. در این چند سال اخیر هم با وجود کهولت سن و کسالت‌هایی که داشت و دارد، هرجا به حضورش نیاز بود می‌آمد و باعث خوشحالی و قوت‌قلب می‌شد. خود این مسأله جای تشکر دارد چون هر کسی در این سن دیگر نه تاب و توان و نه حوصله چنین مراسم‌هایی دارد. اما او از هیچ قدمی برای هنر این مملکت، حتی در این حد فروگذار نکرده و امیدوارم باز هم سایه‌ این حضور مستدام بماند. اسدزاده در طول زندگی‌اش چه در حوزه تئاتر و چه در سینما و تلویزیون، همیشه نقش‌های متفاوتی ایفا کرده و مثلاً نقش او در لاله‌زار، به‌واسطه حضوری که در تئاتر نصر و آنچه در این تئاتر اتفاق افتاد و باعث شکل‌گیری نسل تازه‌ای در تئاتر ما شد قابل لمس و اهمیت است. خودش هم یکی‌ دو کتاب نوشت از خاطراتش و این خاطره‌ها می‌تواند جزو اسنادی باشد که ما برای رجوع به تاریخ هنر تئاتر این مملکت به آن نیاز داریم. زحمت رشد و پیشرفت تئاتر ما همیشه بر دوش بزرگان و زحمت‌کش‌هایی مانند اسدزاده‌ها بوده و اینکه جوان‌های ما امروز آنچنان او را نمی‌شناسند و با خدماتش آشنا نیستند جای تأسف دارد.
من گزارشی شفاهی در قالب گفت‌وگویی طولانی با او داشته‌ام که این گفت‌وگو در آرشیو خانه تئاتر ایران نگهداری می‌شود. اسدزاده در این گزارش شفاهی، به تفصیل درباره تئاتر نصر و هر آنچه در آن اتفاق افتاد و باعث و بانی اتفاقات نو و بروز و ظهور هنر تئاتر شد توضیح داده است. به‌هر روی، اسدزاده نامی مهم در هنر این مملکت است و باید نام و قدرش به اندازه شأن و منزلتی که دارد پاس‌ داشته شود. من آرزو می‌کنم همین روزها سلامت خود را به دست بیاورند و از بیمارستان مرخص شوند. وقتی می‌خواهم در ذهن خود آثار او را مرور کنم واقعاً نمی‌توانم به یک کار خاص تکیه کنم چون اسدزاده منشأ خیر و حرکت‌های بزرگ در هنر ما بوده و جایگاهی دارد ممتاز. متأسفانه بسیاری از هم‌دوره‌ای‌های آقای اسدزاده در قید حیات نیستند و بخشی از خاطرات و گذشته هنر ما با آن‌ها کم‌رنگ یا از بین رفته است و این تاریخ‌ همان چیزی است که ما به آن نیاز داریم.