جندالله به روایت یک زن

فرهنگی /
شناسه خبر: 485459

در «شبی که ماه کامل شد» نیز جاه‌طلبی آبیار باعث می‌شود او به سراغ موضوعی برود که کمتر فیلمساز زنی در ایران و حتی در جهان (جز کاترین بیگلو) برای بیان آن رغبت نشان می‌دهد: تروریسم.

   او ماجرایی واقعی در مورد گروه تروریستی و تکفیری جندالله در جنوب شرقی ایران را دستمایه فیلم پرهیجان و نفسگیر خود ساخته است. گروهی که بر اساس ایدئولوژی جهادی وهابی و ضد شیعی و نیز با انگیزه‌هایی برخاسته از نفرت قومی، دست به عملیات تروریستی و کشتار بی‌رحمانه در منطقه سیستان و بلوچستان زده و آنجا را به آشوب کشیده است. آبیار با هوشیاری این موضوع نظامی و امنیتی را در قالب درامی عاشقانه و از منظری زنانه ارائه کرده است. او به جای روایت زندگی عبدالمالک ریگی، رهبر گروه جندالله، به سراغ فائزه، عروس خانواده عبدالمالک ریگی رفته و از دید او ماجرای خشونت‌های برادران ریگی و ایدئولوژی خطرناک و مرگبار آنان را روایت کرده بدون اینکه در این کار و در شخصیت‌پردازی اعضای خانواده ریگی دچار اغراق یا کلیشه‌سازی شود و تلاش کند از آنها هیولا بسازد. آبیار، به جای تیپ‌سازی و ساختن شخصیتی کلیشه‌ای از شوهر فائزه و شیطانی‌کردن او، تصویری انسانی از او ترسیم کرده و سیر تحولی او از یک جوان عاشق و شاعرمسلک که تحمل دیدن منظره کشتن یک بزغاله را هم ندارد به تروریستی تکفیری و سنگدل را بخوبی نشان می‌دهد.
اما استفاده از زاویه دید فائزه (اول شخص) تا حد زیادی دست آبیار را در روایت ماجرای ریگی بسته و او نتوانسته به تحلیل و ریشه‌یابی شکل‌گیری و رشد این جریان تروریستی در منطقه بپردازد. فیلم همه زمینه‌های ژئوپلیتیک مثل فقر و بی‌عدالتی اجتماعی/منطقه‌ای و تبعیض‌های مذهبی، فرهنگی و قومی را نادیده می‌گیرد و صرفاً به ماجرایی عاشقانه که در بستر رویدادهایی مرگبار و خونین روایت می‌شود می‌پردازد. توانایی آبیار در ساختن فیلمی عظیم و پرماجرا و کارگردانی صحنه‌های شلوغ و پر زد و خورد و حفظ ریتم ستودنی است. در یکی از سکانس‌ها، فائزه به بهانه خرید گوشت و در واقع تلفن زدن به مادرش وارد کشتارگاهی در کویته می‌شود و دوربین از دید او، صحنه‌های سلاخی گوسفندان و فرود آمدن ضربه‌های ساطور بر لاشه‌های گوشت را نشان می‌دهد که تجسم بصری و نمادین خشونت و شقاوتی است که بوسیله مردان خانواده ریگی صورت می‌گیرد. استفاده از دوربین روی دست سامان لطفیان و سوئیچ پن‌های سریع او اگرچه خصلتی مستندگونه به فیلم داده اما در برخی لحظه‌ها بسیار آزاردهنده است. موسیقی مسعود سخاوت‌دوست نیز با بهره‌گیری از تم‌ها و ملودی‌های منطقه جنوب غربی ایران، بخوبی با فضای فیلم همخوانی دارد. «شبی که ماه کامل شد»، نشان دهنده قابلیت‌های کارگردانی نرگس آبیار و توانایی او در خلق یک فیلم بیگ پروداکشن هالیوودی است. با این حال فیلم، هیچ کمکی به فهم ما از ریشه‌های ایدئولوژیک تضادها و درگیری‌های قومی و مذهبی در منطقه سیستان و بلوچستان نمی‌کند و از حد یک روایت جذاب عاشقانه با فرجامی خونین و تراژیک فراتر نمی‌رود. اگر آبیار با مطالعه و تفحص بیشتری در زمینه سیاست، ایدئولوژی و قوم‌گرایی دست به ساختن این فیلم می‌زد، قطعاً با فیلم عمیق‌تر و متفاوت‌تری مواجه بودیم.